برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی باقری

علی باقری مدرک دیپلم خود را از دانشسرای تربیت معلم ابهر گرفته ام . سپس در دانشگاه ملی زنجان در رشته دبیری ادبیات فارسی ادامه تحصیل داده و مدرک کارشناسی اخذ نمودم و مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی را هم با مدل ۱۸.۹۲ از دانشگاه آزاد زنجان دریافت نمودم و علاوه بر آن در زمینه ی علوم کامپیوتر از جهاد دانشگاهی کسب مهارت نموده و در زمینه تعمیرات کامپیوتر و چاپگر و تعمیر لوازم برقی نیز مهارت دارم و اکنون دبیر بازنشسته آموزش و پرورش ناحیه ۱ زنجان هستم . در زمینه شعر هم فعالیت دارم برای خواندن اشعار بنده می توانید به وبلاگ زیر با عنوان شعر و ادبیات علی باقری مراجعه فرمایید.
http://alibagherie.mihanblog.com
هدف بنده از همکاری با لغت نامه
۱-اضافه کردن لغت های جدید که در لغت نامه هنوز وارد نشده است.
۲- اضافه کردن معانی جدید به لغت هایی که در لغت نامه بدان اشاره نشده با ارائه سند و مدرک

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 شش دانگ : [اصطلاح موسیقی ] اصطلاحی است در آواز خوانی به معنی اجرای کامل یک ردیف بین فاصله های " در آمد " تا " اوج " بدون تغییر اکتاو، یعنی این که ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

52 سیم گیر : [اصطلاح موسیقی ] قطعه ی کوچک چوبي یا فلزي در سازها که یک سر ثابت سیم و یا تارهای ساز بدان بسته می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

53 سماع : [اصطلاح موسیقی ] واژه ی عربی است به معنی شنیدن و مربوط به خانقاه های صوفیان است که در آن جا به دست افشاني و پای کوبی و خواندن آوازهای عرفانی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

54 سرود : [اصطلاح موسیقی ]به معنی نغمه و آواز طرب انگیز که چند نفر با هم به یک آهنگ بخوانند و در زمان حاضر به نوعی موسیقی محرک حماسی گفته می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

55 سبابه : [اصطلاح موسیقی ] انگشت اول و پرده ی اول بر سازهای معمول موسیقی قدیم را می گفتند که انگشت بر روی پرده ی هم نام خود قرار می گرفته است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

56 سرایش : [اصطلاح موسیقی ] خواندن نت ها همراه با اسم و آهنگ و کشش های تعیین شده. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

57 زائد [اصطلاح موسیقی ]:فاصله ی نیم پرده در موسیقی قدیم ایران را می گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

58 زخمه : [اصطلاح موسیقی ] نواختن ساز با سر انگشت یا هر وسیله ی دیگر را می گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

59 رود : [اصطلاح موسیقی ] سازی است قدیمی که نام آن در مکتب و اشعار قدمابسیار آمده و نیز به معنی تارهای ساز می باشد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

60 رود ساز : [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم مطرب و سازنده را گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

61 راه زن ( ره زن ): [اصطلاح موسیقی ]مطرب و سرودگو. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

62 رواشین : [اصطلاح موسیقی ] آهنگ های ضربی بی سخن در قدیم که هر کدام نامی ویژه داشته است . این واژه در عربی به صورت " رواسین" نیز به کار رفته است که مفر ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

63 ذوالکل مرتین : [اصطلاح موسیقی ]فاصله ی پانزدهم یا " اکتاو " درست در موسیقی قدیم را گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

64 ذوالکل و الخمس : [اصطلاح موسیقی ] فاصله ی دوازدهم درست را در موسیقی قدیم گقته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

65 ذو الاربع: [اصطلاح موسیقی ]فاصله ی چهارم درست را در موسیقی قدیم گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

66 ذوالکل: [اصطلاح موسیقی ]فاصله ی اکتاو ( هشتم) درست را در موسیقی قدیم گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

67 ذو الکل و الاربع : [اصطلاح موسیقی ] فاصله ی یازدهم درست را در موسیقی قدیم گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

68 ذوات النفخ : به سازهای بادی در موسیقی قدیم گفته می شده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

69 ذوات الاوتار : [اصطلاح موسیقی ] به ساز های زهی (سیم دار) در موسیقی قدیم گفته می شده است . ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

70 دستک زن : [اصطلاح موسیقی ] مطرب سازنده سرود گوی و خواننده را می گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

71 دور: [اصطلاح موسیقی ] در موسیقی قدیم " گام " را می گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

72 دستان : [اصطلاح موسیقی ] پرده نهادن سر انگشتان بر دسته ی سازها می باشد و معنی دیگر آن آهنگ سخن دار و ترانه بوده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

73 دستان نشانی: [اصطلاح موسیقی ] پرده بندی ساز را در موسیقی قدیم می گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

74 دستان : [اصطلاح موسیقی ] پرده نهادن سر انگشتان بر دسته ی سازها می باشد و معنی دیگر آن آهنگ سخن دار و ترانه بوده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

75 خنصر: [اصطلاح موسیقی ]انگشت چهارم و پرده ی چهارم بر سازهای معمول موسیقی قدیم که انگشت بر روی پرده ی هم نام خود قرار می گرفته است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

76 دخول : [اصطلاح موسیقی ]به معنی " مقدمه" و " درآمد" در بعضی از ردیف های موسیقی قدیم آمده است . ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

77 تک نوازی: [اصطلاح موسیقی ] به معنی اجرای موسیقی با یک ساز تنها است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

78 تک خوانی: [اصطلاح موسیقی ]به معنی اجرای موسیقی توسط یک خواننده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

79 ترانه : [اصطلاح موسیقی ] در زبان فارسی بعد از اسلام عبارت است از دو بیتی های محلی به طور معمول یازده سیلابی (بحر هزج) که در بیشترشهرستان های ایران رو ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

80 تحریر: [اصطلاح موسیقی ] غلت و چهچهه را نیز گویند. حالتی است در آواز خوانی که بر روی سازها نیز تقلید می شود به صوتی که بین فواصل نزدیک و پی در پی اجرا ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

81 پل: [اصطلاح موسیقی ]قطعه چوب کوچکی که بین صفحات زیر و روی بعضی سازها قرارمی گیرد و فشار صفحه ی روی را متعادل می نماید . به شکل های استوانه و شانه یی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

82 تار: [اصطلاح موسیقی ]سیم سازها را در قدیم می گفتند . هم چنین نام سازی است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

83 بنصر : [اصطلاح موسیقی ]انگشت سوم و پرده ی سوم برساز های موسیقی قدیم را می گفتند که انگشت بر روی پرده ی هم نام خود قرار می گرفته است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

84 پرده: [اصطلاح موسیقی ] دستان، روده ی حیوان که در قدیم بر دسته ساز می بستند ولی امروزه از پرده هایی به نام " کات کود" یا نخ جراحی استفاده می ک ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

85 بقیه : [اصطلاح موسیقی ] در موسیقی قدیم ایران به فاصله ی نیم پرده ی کوچک می گفتند که با علامت اختصار "ب " نشانه گذاری می شده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

86 بُعدالاتفاق: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به فاصله ی مطبوع و خوش آیند می گفتند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

87 بُعدالتنافر: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به فاصله نامطبوع و ناخوشایند می گفتند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

88 بداهه نوازی :به معنای همان بداهه خوانی است فقط در مورد نوازنده ی ساز استفاده می شو د و به آن بدیهه نوازی هم می گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

89 بُعد: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به فاصله گفته می شده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

90 بداهه خوانی : [اصطلاح موسیقی ] از خصوصیات مهم موسیقی ایرانی است که در اجرای ردیف ها بیش تر به کار می رود و عبارت است از پروراندن ملودی و آهنگ با سلیق ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

91 باهار: [اصطلاح موسیقی ]نوعی از خوانندگی و گوینده گی در موسیقی قدیم که آن را "پهلوی " و " رامندی" هم می گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

92 ایقاع: [اصطلاح موسیقی ]در موسیقی قدیم به معنای وزن بوده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

93 بال کبوتر: فرود کوچکی است که از سه" نت " تشکیل شده و در پایان برخی "گوشه " ها می آید و معمولاً حرکتی است که از درجه ی چهارم یک گوشه به درجه ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

94 اغانی: [اصطلاح موسیقی ]جمع اَغنیه به معنی سرودها و آوازها در فرهنگ لغت به سازهای غیر بادی نیز اطلاق شده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

95 اصطخاب: [اصطلاح موسیقی ] کوک ساز را در موسیقی قدیم می گفتند . ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

96 اتفاق: [اصطلاح موسیقی ]یکی از اصطلاح های موسیقی قدیم ایران به معنای مطبوع و خوش آیند است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

97 سونات: [اصطلاح موسیقی ] به قطعه موسیقایی گفته می‌شود که برای یک و یا گروه کوچکی از سازها نوشته می‌شود و در چند موومان اجرا می‌گردد. این اصطلاحات را ا ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

98 جرعه بر خاک ریختن :رسمی بوده میان شراب خواران که به یاد دوست و یا دوستانی که در آن مجلس نبودند جرعه‌ای به خاک می ریختند و این نشانه یادآوری از آن شخص ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

99 از میان بر گرفتن:از میان بر داشتن
((راه قدم پیش قدم در گرفت
پرده خلقت زمیان برگرفت))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷۲،ص 184 .)
١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

100 پیش قدم در گرفت:قدم در پیش گرفت ، راهی شد ، روانه شد
((راه قدم پیش قدم در گرفت
پرده خلقت زمیان برگرفت))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات ز ...
١٣٩٩/٠٧/٠٤
|