پیشنهادهای رهگذر (١١,٨٠٩)
یه چرت لازم دارم
ترکیدم از بس خوردم
داری بلوف میزنی
تو در مورد معامله موادمخدر چیزی نمیدونی هیچی از مواد فروختن نمیدونی
معامله مواد مخدر فروختن مواد مخدر
یه کاری میکنم به حرف بیای
وقتی بچه بودم
در آن موقع در آن مقطع در آن زمان
در حال حاضر الان
دیگه جونم به لبم رسیده
وقتشه دست از کار بکشیم
ای وای بر من چقدر گناه دارم
فیلمی که فروش بدی دارد و شکست گیشه ای می شود
لذت بردن
سرمای گزنده
لم دادن یا جمع شدن ( در جایی گرم و نرم )
روزها کوتاه تر و شبها طولانی تر می شوند
کاملا تاریک تاریکی مطلق
در اوج ناامیدی
در اوجِ در نهایتِ
هوا سرده
به گذشته نگاه کردن گذشته مرور کردن
خودشیرینی نکن
دعوا راه ننداز آرامشت رو حفظ کن
دارم با دیوار حرف میزنم ؟
یه کم از برادرت یاد بگیر
چند دلار پول کم داشتن
جای خود را در شغل ( محل ) جدید محکم کردن
کارها رو ردیف کردن
کارهام رو ردیف میکنم
اهمیت نده بی خیالش شو
انجام دادن کاری سخته
مثل یک آدم مسئول رفتار کردن
دل کسی را شکستن
دل کسی را شکستن
مجال بده منم حرف بزنم
گول خوردی فریب خوردی
همان چیز نه کمتر صددرصد کاملا به تمام معنا
قوی تر از بهونه هات باش
میشه دندون رو جیگر بذاری ؟ میشه صبر کنی؟
بیخیال اخماتو باز کن
کم دارم کمبود دارم
به احترامِ. . . یک دقیقه سکوت کنیم یک دقیقه سکوت به احترامِ . . . یک دقیقه سکوت رعایت کنیم
وای! دوباره؟!
خودمحور
میتونم اینو پرو کنم؟ میتونم پروش کنم؟
همین برمی دارم
قبلا یه کاری زیاد انجام میدادم I used to eat sweets a lot قبلا زیاد شیرینیجات میخوردم.
دیگر در اوج نبودن دوران اوج خود را پشت سر گذاشتن دوران اوج به پایان رسیدن
فقط دارم می گردم فقط دارم نگاه میکنم