get ducks in a row

پیشنهاد کاربران

To have everything in order and well organized so that you are ready for whatever comes next.
همه چیز را مرتب و منظم داشته باشید تا برای هر اتفاقی که در آینده رخ می دهد آماده باشید.
کارها رو ردیف کردن
🔸 معادل فارسی:
• کارها را مرتب کردن، آماده سازی نهایی انجام دادن
• همه چیز را سر جای خود گذاشتن ( قبل از شروع یک پروژه یا رویداد مهم )
• اوراق و مدارک را منظم کردن، هماهنگی نهایی به عمل آوردن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"I want to get all my ducks in a row before I ask the bank for a loan. "
می خواهم همه مدارک و مقدمات را مرتب کنم قبل از اینکه از بانک درخواست وام کنم.
"She spent the weekend getting her ducks in a row for the conference presentation. "
آخر هفته را صرف مرتب کردن تمام جزئیات برای ارائه کنفرانسش کرد.
"The project failed because they didn't get their ducks in a row at the start. "
پروژه شکست خورد چون در ابتدا همه چیز را سر جای خودش نگذاشتند ( هماهنگی نکردند ) .

to be well prepared or well organized for something that is going to happen:
برنامه ریزی کردن و آماده شدن برای کاری
They should have had their ducks in a row beforehand, so they were ready to start the job when required.
...
[مشاهده متن کامل]

آنها باید از قبل برنامه ریزی کنند تا زمانی که لازم است کار را شروع کنند آماده باشند .

برنامه ریزی