پیشنهادهای رهگذر (١١,٨٠٩)
خسته شدن حوصله چیزی نداشتن
در واقعیت در عمل
دور دور رفتن دور زدن بریم یه چرخی بزنیم بریم دور دور
دچار پرواززدگی پرواز زده
دچار پرواززدگی شدن دچار هواپیما گرفتگی شدن پرواز زده شدن
خارج از چارچوب همیشگی فکر کردن مبتکرانه فکر کردن خلاقانه فکر کردن
دهنت رو ببند
از خستگی بیهوش شدن فوری خوابیدن
اجتماعی خونگرم
دلگیر تیره سرد و بی روح افسرده ناامیدکننده
در لیست انتظار گذاشتن
زود بپیچیم بریم
مطابق انتظار رفتار کردن
مرور یا تقویت مهارتی که قبلا آموختید اما مدتیه ازش فاصله گرفتید
برای دستیابی به چیزی هدف گذاری کردن
دارای صفت یا ویژگی خاصی بودن
از همون راهی که آمدی برگردی تصمیم و اقدامات خود را بازنگری کردن
زود برگشتن
زود برمی گردم
با میل و دلخواه خودت اینجا هستی
عجولانه بدون فکر
از نه گفتن خجالت نمی کشم بخاطر نه گفتن احساس شرمندگی ندارم
با چشم بهم زدنی تموم شد
روزمو ساخت
عجله نکن، عجله ای نیست
منم این روزها رو گذروندم
می فهمم چی میگی
احساس میکنم دارم سرما میخورم ( مطمئن نیستم )
باک بنزین درپوش سوخت
به ندای درونی گوش فرا دادن
بی خبر ناپدید شد یهو غیبش زد دیگه جوابمو نداد بهم بی محلی کرد
با اعتماد به نفس
رها کن فضای مجازی برگرد به دنیای واقعی
عزیز دلم
فهرستی طولانی از چیزی سلسله طولانی از چیزی ( بیشتر برای موارد منفی کاربرد دارد )
گوشیم خرابه مشکل فنی داره
بسیار باهوش و زیرک
بیخودی برای خودت دردسر درست کردی
سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندن نگران اتفاقی که هنوز نیفتاده نباش
اثر کردن به خود آمدن به دل نشستن جا افتادن
حرف حساب حرف جدی جدی رک و راست
شلخته شلوغ پلوغ پیچیده بهم ریخته
به نفعته
اهل آشپزی کردن نیستم زیاد اهل آشپزی نیستم
بدون ریسک موفقیتی در کار نیست
راحت و آسوده در رفاه و آسایش
کسی را بازی دادن کسی را سرکار گذاشتن
منو سر کار گذاشتی بازیم دادی
تو کار من فضولی نکن
هزینه ها را پرداخت کردن