پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٥)
دیوانه بودن عجیب و غریب بودن
رد کردن منتفی دانستن کنار گذاشتن
پیچاندن کوک کردن
ممنوعیت موقت
نمی فهمم برام قابل درک نیست مغزم سوت می کشه
تندتند و پشت سرهم آب خوردن
میخوام برات جبران کنم
برای مدتی از چیزی فاصله گرفتن موقتاً کنار گذاشتن یه مدت کنار گذاشتن
همه راهها رو رفتم
دیگه در موردش حرف نزن
دستمون تو پوست گردو گذاشت
چه بخواهیم چه نخواهیم این اتفاق می افتد خواه ناخواه اتفاق خواهد افتاد
آدم بی خاصیت و ناکارآمد کالا یا خدمات بی کیفیت و بنجل
تاری محوشدگی تصویر محو
بچسب بهم بغلم کن
وقار و اصالت به پول نیست
وقت داره میگذره
بارون مدام قطع و وصل میشه
دست و پا چلفتی نباش
نداشتن حق انتخاب فقدان آزادی انتخاب
کج سلیقگی
باعث بهتر دیده شدن کسی باعث شهرت کسی شدن
مسائل خصوصی یا مشکلات شخصی را جلوی دیگران فاش کردن افشای مسائل شخصی جلوی همه مسائل خصوصی جلوی همه بازگو کردن علنی کردن مسائل خصوصی و دعواهای درونی ...
کهیر زدن
بارون شدیدی داره میباره
حق با توئه
پای حرفم هستم من سر حرفم هستم
جدی میگم کاملا حقیقته حقیقت محضه دروغی توش نیست
داری آشکارا دروغ میگی
چرت و پرت میگی همش الکیه
چرک چشم
میشه خوردش ( معمولا وقتی استفاده میشه که چیزی به زور قابل خوردنه ) The food was eatable, but not tasty. میشد غذا رو خوردش اما تعریفی نداشت.
قابل خوردن ( از نظر ایمنی یعنی سمی نیست و ضرر نداره )
لش نکن روی کاناپه
هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت هر چه بکاری همونو درو می کنی
به فراموشی سپرده شدن
حجم زیادی از چیزی خریدن و ذخیره کردن
کسی خونه هست؟
مسافر روزانه
حواست باشه حواست جمع کن
ظلم پایدار نمی ماند ظلم تا ابد نمی ماند
خبر کنجکاوی برانگیز
هر چیزی ارزش خریدن نداره
هر چیزی ارزش خریدن نداره
هر چیزی بهت نمیاد
هر چیزی به هر کسی نمیاد
گردن بگیر
حواسم بهت هست آمارتو دارم
فقط حرف زدن و عمل نکردن
لباس عجیب و رنگارنگ لباس ناجور لباس جلب توجه کننده لباس جذاب و مدرن اما غیرمتعارف