نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no peaking: نگاه نکن دزدکی نگاه نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fleshy nose: بینی گوشتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quit yanking me: بس کن منو سرکار نذار منو دست ننداز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm appalled for you: برات متاسفم واقعا برات ناراحت شدم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave the lights on: چراغا رو روشن بذار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i look up to you: تحسینت میکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jump of the high five: جرئت به خرج دادن و گام بزرگ برداشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stare down the barrel of the gun: چشم تو چشم خطر شدن مستقیم با خطر رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm so busted: خیلی بد گیر افتادم لو رفتم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not flattering you: واسه چاپلوسی نیست چاپلوسی نمیکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a live wire: آتشپاره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he fucked up: گند زد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the fuck out of here: گمشو بیرون گو نخور
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pee into the wind: آب در هاون کوبیدن کاری کنی که در آخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm at the wheel: پشت فرمونم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they hit it off: خیلی زود باهم صمیمی شدند خیلی زود ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't fuck it up: خرابش نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i take it as a compliment: چیزی که گفتی را بعنوان تعریف درنظر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are on the same vibe: فازمون یکیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was trying so hard to keep a straight face: خودمو کشتم که نخندم خودمو کشتم که ج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do the bulk of it: بیشتر ( بخش عمده ای ) از کارهای آن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i finally got the time to: بالاخره وقت کردم بالاخره وقتش رو پی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's so heavy handed with salt: خیلی به غذاش نمک میزنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
collect memories not things: خاطره جمع کن نه وسیله در لحظه زندگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buy present: کادو گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's daylight robbery: دزدی تو روز روشنه !
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're teasing me: داری اذیتم میکنی داری سربه سرم می ذ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's highway robbery: مگه سر گردنه ست؟! دزدی سر گردنه ست؟ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
murder to shop for: فردی که خیلی مشکل پسند است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're messing with me: داری منو دست می ندازی داری باهام شو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the following year: سال آینده سال بعد سال پیش رو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't screw up: گاف نده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
funny stories: وقایع خنده دار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you drop me off here: میشه منو همینجا پیاده کنی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm getting off: من پیاده میشم ( از اتوبوس، هواپیما، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my hair is falling out: موهام میریزه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
paternal uncle: عمو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm getting out: پیاده میشم ( تاکسی، ماشین )
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wash one's dirty linen in public: مسائل خصوصی را جلوی دیگران مطرح کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brush hair: موها را شانه زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
paternal aunt: عمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was badly messed up: بدجور خیط شدم بدجور ضایع شدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like i'm not gonna be like: من قرار نیست اینطوری باشم که . . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do makeup: آرایش کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't mess up: سوتی نده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resolve the differences: اختلافات را حل کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have my hands full: یک خروار کار دارم یک عالمه کار دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deescalate tensions: تنش زدایی کردن از شدت تنش ها کاستن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a screw loose: یه تخته ش کمه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he twisted my arm: به زور راضیم کرد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's frozen: هنگ کرده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy handed person: فردی که دستش به کم نمیره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turning point in ties: نقطه عطف در روابط
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you fancy: میای . . . ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's my dude: اون رفیق منه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you fancy eating out: میای بریم رستوران؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's my dude: اون رفیق منه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resumption of ties: از سر گیری روابط از سرگرفتن روابط
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's my homie: اون رفیق منه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's my day one: از روز اول باهام بوده
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
family oriented: خانواده دوست خانواده محور
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
germane to: مرتبط با مربوط به
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give another shot: دادن فرصت دوباره
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tricky thing: موضوع پیچیده
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
return to work: بازگشت دوباره به کار شروع دوباره کا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
industrial estate: شهرک صنعتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
value function: تابع ارزش
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
confabulation: خیالبافی خیال پردازی افسانه سازی اف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
step in: وارد عمل شدن میانجی گری کردن مداخله ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
adapter: تطبیق دهنده سازگارکننده
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
false alarm: هشدار کاذب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i put myself through university: خودم خرج دانشگاهم دادم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop putting on airs: اینقدر قیافه نگیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in high spirits: سرحال و پرانرژی بودن قبراق بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm grinning from air to air: نیشام تا بناگوش بازه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
book dragon: کسی که کتابها را مثل گنج جمع می کند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at a low ebb: در وضعیت بد/ضعیفی بودن در حضیض بودن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've got you: تو همراه و حامی خودت هستی تو خودت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i almost cried: نزدیک بود گریه کنم نزدیک بود بزنم ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on the sunscreen: ضد آفتاب زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could really use a nap: به یه چرت حسابی نیاز دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stop talking nonsense: چرت نگو چرند نگو پرت و پلا نگو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not anything: تو هیچی نیستی تو هیچ پُخی نیستی عدد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cozies: لباس خواب لباس راحتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your damn mouth shut: دهن لعنتی تو ببند!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me the creeps: دلشوره میگیرم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock oneself out: پشت در ماندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring in the washing: لباسها را از بند جمع کن لباسها را ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that doesn't ring a ball: آشنا نیست چیزی یادم نمیاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i leave it to you: قضاوت با شما
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a couple of hours a day: یکی دو ساعت در روز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was about to say that: منم داشتم همینو میگفتم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was born in the wrong era: در دوره اشتباهی به دنیا آمدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it pains me to say this: برام خیلی سخته که اینو بگم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you'd care to: اگه مایلی . . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not following you: متوجه منظورت نمیشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the trumpet: یه لحظه وایسا!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have goosebumps: مو به تن سیخ شدن مور مور شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cross someone's mind: از ذهن گذشتن یهو یاد چیزی یا کسی اف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's all coming back: همه چی داره یادم میاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to know where i stand: باید تکلیف خودمو بدونم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
release me: ولم کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is it just me: من فقط اینجوری ام؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't say: نه بابا!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i ran short of breath: نفس کم آوردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the chills: از شدت هیجان یا ترس لرزیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
half the days gone: نصف روز گذشته
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i ran out of breath: نفسم بند اومد از نفس افتادم دیگه نف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen you around: پیدات نیست چند وقته نیستی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
book smart: از لحاظ تئوری و بار علمی باسواد بود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who the fuck do you think you are: فکر کردی چه گوهی هستی ؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lump in one's throat: گرفتگی صدا بخاطر احساسات شدید، غم ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right this instant: درست همین الان درست همین لحظه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
love is gone: احساسی بهم نداری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who the hell do you think you are: فکر کردی چه خری هستی ؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perhaps you should go: شاید بهتره بری شاید بهتر باشه که بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pimple marks: جای جوش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm full i'll have a bite though: سیرم ولی یه گاز میزنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
attune: سازگار بودن تطبیق داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
circular economy: اقتصاد دورانی اقتصاد دورانی یک سیست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
handful of: تعداد انگشت شماری از مشتی از تعداد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my teeth hurts: دندونم درد میکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't get cute: زیادی شاخ نشو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cognitive atrophy: خلع سلاح شناختی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so mid: خیلی چرت بود! خیلی معمولی نه خوب ن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skid off the road: از جاده منحرف شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run off the road: از جاده خارج شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're missed: جات خالیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on an iv: زیر سرُم بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money wise: از نظر پولی از نظر مالی از نظر هزی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beat traffic: گیر نکردن در ترافیک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warp one's head around something: چیزی را هضم کردن چیزی را درک کردن ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be a flake: چاخان نباش دبه کن نباش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pointed nose: بینی نوک تیز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can't wrap his head around it: هضمش نمیکنه تو کتش نمیره درکش برای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spoil one's appetite: اشتهای کسی را کور کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a sense of adventure: حس ماجراجویی داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold something over someone's head: منت سر کسی گذاشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're all park and no bite: لات کوچه خلوت پر شر کم زور همش هارت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take somebody's mind off something: حواس کسی را از چیزی پرت کردن فکر کس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop being such a wise guy: اینقدر نمک نریز ! اینقدر مزه نریز ! ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my rotten luck: شانس گند من! اینم شانس گند منه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate to: خیلی ناراحتم از اینکه . . . متاسفم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
crisis management: مدیریت بحران
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
lingo: گویش واژگان و اصطلاحات مختص یک رشته ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be dramatic: شلوغش نکن!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you stabbed me in the back: از پشت به من خنجر زدی بهم خیانت کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the hell is wrong with you: چه مرگته؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who the hell is this guy: این یارو کدوم خیریه این یارو دیگه ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where the hell are you going: کدوم گوری میری ؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can hold my liquor: دیر مست میشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's change the subject: بریم سر یه موضوع دیگه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who the hell are you: تو دیگه کدوم خری هستی ؟!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand on one's own two legs: روی پای خود وایستادن مستقل بودن به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's on them: به خودشون مربوطه مشکل خودشونه خودشو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've sworn off men dating and marriage: کلا قید مردها، قرار گذاشتن و ازدواج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the time you arrive i'll be there: تا تو برسی، من هم اونجام
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody a crash course: بصورت فشرده به کسی آموزش دادن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doesn't add up: با عقل جور در نمیاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not my place to say: در جایگاهی نیستم که نظر بدم به من م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see the good: خوبی ها را دیدن جنبه مثبت را دیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go easy on me: باهام راه بیا بهم سخت نگیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freak somebody out: کسی را ترساندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i faced the music: تاوانش رو دادم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sonorous bell: زنگ ناقوس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the dozen: یه عالمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the month: بصورت ماهانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you give them an inch they'll take a mile: به مردم رو بدی سوارت میشن بهشون رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
feel uneasy: دلشوره داشتن حس بد داشتن حس خوب ندا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's got a big mouth: اون دهن لقه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's not playing with a full deck: یه تخته اش کمه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm good running into you again: خوشحالم دوباره اتفاقی دیدمت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the weekend: تا آخر هفته
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the car: دم ماشین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cost me a fortune: خرج سنگینی رو دستم گذاشت کلی برام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it could be worse: می تونست بدتر هم باشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel uneasy: حس خوبی ندارم دلشوره دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the door: دم در
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit on somebody: مخ کسی را زدن ( با نیت مشخص )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm strapped for cash: پولی تو دست و بالم نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't feel like talking right now: الان حس حرف زدن ندارم الان حوصله حر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stab somebody in the back: از پشت به کسی خنجر زدن به کسی خیانت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's meet for: بیا همدیگه رو ببینیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many harbour the conception that: خیلی ها بر این باورند که . . . خیل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many harbour the misconception that: بسیاری بر این باور غلط هستند که . . ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
always on display: نمایشگر همیشه روشن نمایشگر همیشه فع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put yourself in my place: خودتو بذار جای من خودتو جای من بذار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unibody enclosure: طراحی یکدست و یکپارچه که دوام و ظاه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air someone's dirty laundry: فضولی کردن یا افشای مسائل خصوصی یا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
technology intelligence: هوش فناوری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
learn when to leave well alone: یاد بگیر کی باید بیخیال بشی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
financial intelligence: هوش مالی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adaptability intelligence: هوش سازگاری
٥ ماه پیش