نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the weather like: هوا چطوره؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's really cooking: ترکونده خیلی خوب داره پیش می ره دار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you there yet: نرسیدی هنوز؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm tied up right now: الان دستم بنده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not feeling well: رو مود نیستم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
third party embarrassment: شرم نیابتی Second hand embarrassme ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm really happy: از ته دلم خوشحالم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they're really cooking: الان دیگه افتادن رو غلتک
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in it's prime: در اوج خود بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trip someone out: حسابی گیج کردن کلافه کردن معذب کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bother trying: اصلا تلاش نکن زحمت تلاش کردن را به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on call: کشیکم گوش به زنگم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're such a karen: چقدر کولی بازی در میاری چقدر سلیطه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bother i'll do it myself: زحمت نکش خودم انجامش میدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was hard for me to take: پذیرشش برام سخت بود تحملش برایم سخ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be damned if you do damned if you don't: بازی دو سر باخته هر کاری کنی آخرشم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit your ass down: بتمرگ گو نخور
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's crap: گو نخور!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop capping: گو نخور!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop playing: گو نخور!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose your pants: به فنا دادن پول
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always keep it under my hat: همیشه مخفیش میکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i walk the walk and i talk the talk: من حرف و عملم یکیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ow ow: آخ آخ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start beef: دعوا راه انداختن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get lippy: گستاخ شدن پررو شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time to call it a day now: وقتشه دست از کار بکشیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've had it with somebody: دیگه جونم به لبم رسیده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
box office flop: فیلمی که فروش بدی دارد و شکست گیشه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't know jack about slinging dope: تو در مورد معامله موادمخدر چیزی نمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't get mad: عصبی نشو عصبانی نشو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why don't you get the fuck out: گو نخور!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're bluffing: داری بلوف میزنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it breaks my heart: دلم می شکنه قلبم می شکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i smell something burning: بوی سوختگی میاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
much on for today: امروز سرت شلوغه ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the porch lights on but nobody's home: طرف تو باغ نیست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll make you talk: یه کاری میکنم به حرف بیای
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slumberless: بی خوابی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bitter chill: سرمای گزنده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could do with a nap: یه چرت لازم دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sling dope: معامله مواد مخدر فروختن مواد مخدر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as a kid: وقتی بچه بودم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nights are drawing in: روزها کوتاه تر و شبها طولانی تر می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't give me that crap: گو نخور این مزخرفات ( چرندیات ) رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you having a senior moment: دچار فراموشی لحظه ای شدی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
permissive parenting: سبک فرزندپروری سهل گیرانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frailty is where strength begins: ضعف جاییست که قدرت شروع میشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm starting to: دارم کم کم . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the fuck out of my face with that: گو نخور!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will pay for your insolence: تاوان گستاخی ات را خواهی داد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ain't no fucking way: گو نخور!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the depths of: در اوجِ در نهایتِ
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have x dollars short: چند دلار پول کم داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look back on one's past: به گذشته نگاه کردن گذشته مرور کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why can't you be more like your brother: یه کم از برادرت یاد بگیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
am i talking to a brick wall: دارم با دیوار حرف میزنم ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be nippy: هوا سرده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if i could go back: اگه می تونستم به گذشته ( عقب ) برگر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurt one's feelings: دل کسی را شکستن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you fell for it: گول خوردی فریب خوردی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll my get my ducks in a row: کارهام رو ردیف میکنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't butter me up: خودشیرینی نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being a responsible adult: مثل یک آدم مسئول رفتار کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's hard to do something: انجام دادن کاری سخته
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the cusp of: در شرف. . در آستانه ی . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
self description: خودتوصیفی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sourcing: سپارش منبع یابی
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
treat: تلقی کردن رفتار کردن درمان کردن پرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be stronger than your excuses: قوی تر از بهونه هات باش
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's too much for my liking: رفتارش یه کم زیادی برای من ناخوشاین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on keep your chin up: بیخیال اخماتو باز کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
observe a minute's silence: به احترامِ. . . یک دقیقه سکوت کنیم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm short of: کم دارم کمبود دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
will you keep your pants on: میشه دندون رو جیگر بذاری ؟ میشه صبر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i used to do something a lot: قبلا یه کاری زیاد انجام میدادم I us ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be past your prime: دیگر در اوج نبودن دوران اوج خود را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
abrasive: سایشی ساینده
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
reinvigorate: احیا کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drink it while it is still hot: تا گرمه بنوشید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm hopeless at: در . . . افتضاحم در . . . بی عرضه ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cheeky people: آدمهایی که زود پسرخاله میشن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
took pity on him: دلم به حالش سوخت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
online harassment: آزار و اذیت آنلاین مزاحمت آنلاین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ate it: خیلی عالی بود ترکوند حسابی درخشید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i took pity on him: دلم به حالش سوخت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in one's name: به نام کسی بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be discourteous to somebody: با کسی بی ادبانه رفتار کردن با کسی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel rundown: احساس له شدن از شدت خستگی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't fidget: اینقدر وول نخور تکون نخور بی قراری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
house inspection: بازدید از خانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a player: اون دنبال روابط زودگذر و موقتیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be full on: بیش از حد رو مخ بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't put words in my mouth: حرف تو دهن من نذار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop it for heaven's sake: بیخیال شو جان مادرت!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you two are on totally different wavelengths: شما دو تا کلا با هم تفاهم ندارید
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
write off: پایین آوردن ارزش مستهلک کردن دارایی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
merchant: پذیرنده: ( شخص حقیقی یا حقوقی است ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
broker: حق العمل کار دلال کارگزار نماینده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing is impossible: کار نشد نداره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may i squeeze in: میشه منم خودمو جا بدم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gagaball: بازی وسطی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are making a scene: داری آبروریزی میکنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in your prime: در دوران اوج خود بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give him an inch and he will take an ell: بهش رو بدی سوارت میشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a bad egg: ذاتت خرابه تو بدذاتی بدرد نخوری حر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bulb of garlic: یک بوته سیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drumming of rain: باران شدید و کوبنده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm moving on: دارم میرم جلو از گذشته می گذرم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my head hurts: سرم درد می کنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wedge of cheese: یک قاچ پنیر یک برش مثلثی پنیر یک تک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't blow it again: دوباره گند نزن دوباره خرابش نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wipe somebody out: نابود کردن از میان بردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i know that feeling all too well: من این حس رو خیلی خوب می شناسم ( مع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i keep drinking water: همش دارم آب میخورم مدام آب می نوشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dial it down a notch: یه کم آروم تر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
admit to the hospital: در بیمارستان بستری کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop being nosy: فضولی نکن فضولی رو بس کن فضولی موقو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low key drained: خیلی خسته ام
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a roll of toilet paper: یک رول دستمال توالت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that took guts: دل و جرات میخواست جرات می طلبید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is this dish spicy: این غذا تنده؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an iv drip: سرم زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a stalk of celery: یک ساقه کرفس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a scoop of ice cream: یک قاشق بستنی یک کوپه یا گلوله بست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cool it fam: آروم باش رفیق
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a head of lettuce: یک بوته کاهو یک کاهو کامل
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's unlikely: احتمالش کمه بعیده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show respect: احترام بذار احترام گذاشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get an iv: سرم زدن سرم گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deep right: کاملا درسته
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
rendering: نماپردازی مجسم سازی پردازش نمایان س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull something out of someone: از زیر زبون کسی حرف کشیدن به زور اط ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get somebody out of trouble: کسی را از دردسر نجات دادن کسی را ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a taste of something: مزه چیزی را چشیدن چیزی را مزه کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i dislike: از . . . بدم میاد از . . . خوشم نمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my brain isn't braining: مغزم مثل مغز آدم کار نمیکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spend the night: شب را جایی ماندن شب را جایی سپری کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a bit off today: امروز حالم یجوریه امروز سر حال نیست ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
food isn't fooding: غذا اونجوری که باید خوشمزه یا رضایت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work isn't working: کارم طبق روال پیش نمیره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coffee isn't coffeing: قهوه مثل همیشه منو سرحال نمیکنه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make somebody a plate: برای کسی غذا کشیدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spendthriftiness: ولخرجی اسراف کاری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just for now: رابطه موقت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm starting to get worried: دارم کم کم نگران می شم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in pink: چهار ستون بدنم سالمه صحیح و سالمم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the night: در طول شب وسط شب
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clothing customs: رسم لباس پوشیدن آداب و رسوم لباس پو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm convinced that: مطمئنم /باور دارم که. . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're just in time: درست به موقع رسیدی سر وقت اومدی
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle a grudge: حل و فصل کردن کینه فرونشاندن کینه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look happy: از ظاهرت معلومه خوشحالی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let go of a grudge: بخشیدن کینه کنار گذاشتن کینه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you sound upset: از صدات معلومه ناراحتی
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
suited to: متناسب با
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mid thirties: اواسط سی سالگی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm one's birthday suit: لخت مادرزاد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
late thirties: اواخر سی سالگی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
early thirties: اوایل سی سالگی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
glad to have you here: خوشحالم که اینجایی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw back the curtains: پرده ها را کنار بزن پرده ها را باز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it's free it's for me: مفت باشه کوفت باشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a handstand: بالانس زدن روی دست ایستادن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call the elevator: دکمه آسانسور را زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not for drama: من اهل حاشیه و دردسر نیستم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ground somebody: کسی را تنبیه یا جریمه کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trip over some words: تپق زدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel overwhelmed: غرق شدن در احساس تحت تاثیر شدید قرا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to the extra mile: فراتر از انتظار عمل کردن فراتر از ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plastic surgery addict: معتاد به جراحی پلاستیک معتاد به انج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm hanging by a thread: زندگیم به تار مویی بنده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your bearings: شرایط رو بسنج سعی کن دستت بیاد چی ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pinky dinky: کوچولو موچولو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on a mission: در حال انجام ماموریت بودن ماموریت د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really go in for: واقعا . . . دوست دارم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
street peddler: دستفروش خیابانی Street vendor
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whose fault was it: تقصیر کی بود؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rushing things: عجله کاری
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have snow on the roof: سفید شدن مو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sort of giant: یه جورایی خیلی بزرگ
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're acting weird: رفتارت عجیبه داری عجیب رفتار می کنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bungalows: کلبه چوبی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got you by the short hairs: تحت کنترل منی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone by the short hairs: کسی را تحت کنترل درآوردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overlook the sea: مشرف به دریا بودن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see someone on a bad light: به دید منفی به کسی نگاه کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see someone in a good light: به دید مثبت به کسی نگاه کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep somebody at bay: دور نگه داشتن کسی از خود کسی را در ...
٥ ماه پیش