پاسخهای پوران نیکوگهر
ترجمه مستقیم: بچهگونهای. ترجمه معادلساز: بچهای، نابالغی. معادل: داری بچهگونه/نابالغانه رفتار میکنی.
چه کلمه(ها)ای وجود داره چه توی فارسی چه توی انگلیسی که بتونه معنی کسی رو بده که علاقه به فراگیری علم و انتشار اون بدون چشم داشت داره؟ چیز هایی مثل maven تونستم پیدا کنم ولی ظاهرا معنی اصلی متفاوتی داره
درود. در پارسی: خرد به معنای دانش گوهری انسان هست که با اندیشه عمیق به دست میاد، و دانش به معنای دادهای هوشیاست که از اندیشه در گیتی و گیتا و هرآنچه در آنهاست به دست میاد. حال، اگر کلمهی خرد رو ...
to bear : نگهداشتن، حمل کردن to bear (sth) in mind: در ذهن (چیزی) را نگهداشتن (به خاطر سپردن)
به جاده زدن ترجمهی دقیقه به راه افتادن معادل روان تریه
تاکید want بر خواستهی شخص شدید تره
میخوام به انگلیسی بگم " من در حال کار کردن بودن " میشه ترجمه کنید و بگید باید چه گرامری استفاده کنم ؟
I was working I had been working اولی بیشتر مورد استفاده قرار میگیره اگر زمان دور تری رو بخوای بگی دومی رو بکار ببر
اولی بیشتر برای تمارین فیزیکی مثل ورزش ها بکار میره دومی کلی تره و معادل دقیقش میشه (تمرین کردن) چون اولی توی فارسی معادل های بیشتری داره مثل تمرین هوازی در ورزش ها که بیشتر مورد استفاده قرار میگیره
من جایگاه خودمو میدونم (مقام خودمو میدونم)
A friend of a friend دوستِ یه دوست A friend of her friends دوستی از دوستانش / یکی از دوستانش
a fear of being laughed at by others for trying to be somebody may inhibit
ترسِ مسخره شدن / هراس مورد خنده قرار گرفتن