نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operating base: پایگاه عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational advantage: برتری عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational approach: رویکرد عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational area: منطقۀ عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational cooperation: همکاری عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational deterrent strike force: نیروی تهاجمیِ عملیاتی و بازدارنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational failure: ناکامی عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational goals: اهداف عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational options: گزینه های عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational plans: طر ح های عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
operational range: محدودۀ عملیاتی، برد عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
palace politics: سیاست دربار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational relationship: رابطۀ عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
party affiliation: وابستگی حزبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
party politicians: سیاسیون حزبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pandemic crisis: بحران همه گیری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opposite position: موضع مخالف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passenger jet: هواپیمای مسافربری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel force: نیروی موازی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opposition figures: چهره های مخالف، چهره های اپوزیسیون، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
passenger plane: هواپیمای مسافربری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opposition groups: گروه های مخالف، گروه های اپوزیسیون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passionate support: حمایت پرشور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel structure: ساختار موازی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paternal figure: چهرۀ پدرانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oppositionist: مخالف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paramilitary groups: گروه های شبه نظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oppressed and oppressor: ظالم و مظلوم، مستکبر و مستضعف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patient diplomacy: دیپلماسی صبورانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paramilitary training: آموزش شبه نظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oratorical skill: مهارت سخنوری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patriot anti missile battery: آتشبار ضدموشکی پاتریوت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parents’ generation: نسل والدین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patriotic commitment: تعهد وطن پرستانه/ میهن پرستانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organizational competence: کفایت سازمانی، قابلیت سازمانی، کارآ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary affairs: امور پارلمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pervasive problems: مشکلات فراگیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organizational framework: چهارچوب سازمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
petroleum industry: صنعت نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary committee: کمیتۀ پارلمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace caravan: کاروان صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
petroleum minister: وزیر نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary delegation: هیئت پارلمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace deal: توافق صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organizational influence: نفوذ تشکیلاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary elections: انتخابات پارلمانی، انتخابات مجلس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organized cell: هستۀ سازمان یافته
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toil: سخت کار کردن، جان کندن
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش