نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warhead capable missile: موشک با قابلیت حمل کلاهک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
war ravaged country: کشور جنگ زده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
warship: ناو جنگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
war torn country: کشور جنگ زده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
water desalination plant: کارخانۀ آب شیرین کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
water network: شبکۀ آب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wave of terror: موج ترور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wealth fund: صندوق سرمایه گذاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weapons sanction: تحریم تسلیحاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well to do family: خانواده متمول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
western lifestyle: سبک زندگی غربی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
westoxicated: غرب زده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
westoxication: غرب زدگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wheat cultivation: کشت گندم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
visiting scholar: استاد مهمان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vital interests: منافع حیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vital need: نیاز مبرم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vulnerable infrastructure: زیرساخت های آسیب پذیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vulnerable minority: اقلیت آسیب پذیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
valuable prize: هدیۀ باارزش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
velvet glove: دستکش مخملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verbal battle: جنگ لفظی، نبرد لفظی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verbal support: حمایت لفظی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veteran commander: فرمانده کهنه کار/ پیشکسوت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veterans affairs: امور جانبازان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unrepresentative governance: حکمرانی غیردموکراتیک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vetting process: روند بررسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unstable state: 1 - وضعیت/ حالت ناپایدار 2 - دولت ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vigilante allies: متحدان خودسر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unsuccessful attack: حملۀ ناموفق، حملۀ نافرجام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
violent consequences: پیامدهای خونبار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unimpeachable results: نتایج تردیدناپذیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unintended effect: اثر ناخواسته، پیامد ناخواسته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unintended escalation: تشدید تنش ناخواسته، درگیری ناخواسته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unique serial number: شماره سریال منحصر به فرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unit for overseas operations: واحد عملیات برون مرزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unity government: دولت وحدت ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unjust behavior: رفتار ظالمانه/ ناعادلانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unknown gunmen: افراد مسلح ناشناس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unknown number: تعداد نامعلوم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uranium production: تولید اورانیوم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uranium yellowcake: کیک زرد اورانیوم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unlawful protests: اعتراضات غیر قانونی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urgent help: کمک فوری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unmatched solution: راه حل بی بدیل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urgent medical treatment: درمان فوری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unmistakable message: پیام صریح و روشن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
violent crackdown: سرکوب خشونت آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unnecessary war: جنگ غیر ضروری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
valuable asset: دارایی باارزش
١ سال پیش