نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warhead capable missile: موشک با قابلیت حمل کلاهک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
war ravaged country: کشور جنگ زده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
warship: ناو جنگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
war torn country: کشور جنگ زده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
water desalination plant: کارخانۀ آب شیرین کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
water network: شبکۀ آب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wave of terror: موج ترور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wealth fund: صندوق سرمایه گذاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weapons sanction: تحریم تسلیحاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well to do family: خانواده متمول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
western lifestyle: سبک زندگی غربی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
westoxicated: غرب زده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
westoxication: غرب زدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wheat cultivation: کشت گندم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
visiting scholar: استاد مهمان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vital interests: منافع حیاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vital need: نیاز مبرم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vulnerable infrastructure: زیرساخت های آسیب پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vulnerable minority: اقلیت آسیب پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
valuable prize: هدیۀ باارزش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
velvet glove: دستکش مخملی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verbal battle: جنگ لفظی، نبرد لفظی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verbal support: حمایت لفظی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veteran commander: فرمانده کهنه کار/ پیشکسوت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veterans affairs: امور جانبازان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unrepresentative governance: حکمرانی غیردموکراتیک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vetting process: روند بررسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unstable state: 1 - وضعیت/ حالت ناپایدار 2 - دولت ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vigilante allies: متحدان خودسر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unsuccessful attack: حملۀ ناموفق، حملۀ نافرجام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
violent consequences: پیامدهای خونبار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unimpeachable results: نتایج تردیدناپذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unintended effect: اثر ناخواسته، پیامد ناخواسته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unintended escalation: تشدید تنش ناخواسته، درگیری ناخواسته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unique serial number: شماره سریال منحصر به فرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unit for overseas operations: واحد عملیات برون مرزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unity government: دولت وحدت ملی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unjust behavior: رفتار ظالمانه/ ناعادلانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unknown gunmen: افراد مسلح ناشناس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unknown number: تعداد نامعلوم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uranium production: تولید اورانیوم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uranium yellowcake: کیک زرد اورانیوم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unlawful protests: اعتراضات غیر قانونی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urgent help: کمک فوری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unmatched solution: راه حل بی بدیل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urgent medical treatment: درمان فوری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unmistakable message: پیام صریح و روشن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
violent crackdown: سرکوب خشونت آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unnecessary war: جنگ غیر ضروری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
valuable asset: دارایی باارزش
٢ سال پیش