نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whole cloth: از خود در آوردن ( چیزی که واقعیت ند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whole cloth: از خود در آوردن ( چیزی که واقعیت ند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whole cloth: من درآوردی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beacon of hope: روزنه امید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beacon of hope: روزنه امید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underserved populations: The term "underserved population'' ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
media savvy: دارای درک چگونه برخورد کردن با عموم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to one's eyeball: به شدت درگیر چیزی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
runneth: لبریز شدن، سرشار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
runneth: لبریز شدن، سرشار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sociological: جامعه شناسانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
justify one's action: تایید کارهای کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sacrificial lamb: گوسفند قربانی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead ahead: پیش رو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead ahead: پیش رو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor judgment: هرچیزی که آینده شما را به باد دهد ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wet dishrag: تن لش 1. A very weak willed, helpl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drag: آدم حوصله سربر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it in for someone: از عمد کسی را نقد کردن یا اذیت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have it in for someone: از عمد کسی را نقد کردن یا اذیت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stifle yourself: خفه شو!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dingbat: احمق، عوضی خرابکار، دست و پا چلفتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
off balance: متزلزل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off balance: متزلزل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go a long way toward: go a long way toward ( s ) doing st ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
contract a disease: مبتلا شدن به بیماری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
contract a disease: مبتلا شدن به بیماری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dropped call: تماس نیمه کاره تماسی که در آن فرد ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dropped call: تماس نیمه کاره تماسی که در آن فرد ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give credit where credit's due: an expression that means that you s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to give credit where credit's due: an expression that means that you s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
letters after name: To have a series of abbreviations l ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chop off: قطع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chop off: قطع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
personality clash: تضاد شخصیتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
personality clash: تضاد شخصیتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off and running: دوباره از اول آغاز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let someone have it: حمله لفظی و یا فیزیکی به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let someone have it: حمله لفظی و یا فیزیکی به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
come through: از پس چیزی برآمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
empty suit: آدم بدردنخور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
both barrels: به شدت به کسی حمله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up to eyeballs in sth: تا خرخره زیر بار چیزی رفتن در چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the heat: انتقاد پذیر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the heat: انتقاد پذیر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running all around town: حسابی سرت شلوغ است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work one's tail off: سخت کار کردن، معادل فارسی می توان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work one's tail off: سخت کار کردن، معادل فارسی می توان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get nasty: بد اخلاق شدن become threatening and ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of line: پا از گلیم خود فراتر گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone good: سرکار گذاشتن کسی سربه سر کسی گذاشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scream like a banshee: برایش مثل پیک مرگ می شوم عزرائیلش م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
guilty as charged: خودش است درست حدس زدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
guilty as charged: خودش است درست حدس زدید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
average down: در بازار سهام به معنای میانگین کم ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a prayer: شانس خیلی کمی در کاری یا چیزی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a prayer: شانس خیلی کمی در کاری یا چیزی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ignorance or not: دانسته یا ندانسته آگاهانه یا ناآگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tow away: توقیف شدن ماشین را از جایی به جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tow away: توقیف شدن ماشین را از جایی به جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut offs: شلوارک مخصوصا شلوارکی که از قیچی کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap one's head around: To comprehend something that one co ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap one's head around: To comprehend something that one co ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap one's head around: سر در آوردن از چیزی مخصوصا که چالش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
worth heck: ارزشمند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
quantum leap: پیشرفت چشمگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
reinvent: باز آفرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paint by numbers: فرمول دار بدون هیچ خلاقیت و یا فکری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw against money: برداشت پول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stash away: اندوختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stash away: اندوختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor richard’s almanack: نشریه سالانه ریچارد بیچاره که توسط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tug away: سخت کشیدن چیزی، مثل طناب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit it big: ترکوندن، به اوج سود و یا موفقیت رسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit it big: ترکوندن، به اوج سود و یا موفقیت رسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come to pass: محقق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to pass: محقق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outrageously: بیش از حد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reward and punishment: چماق و هویج
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to somebody's dismay: در کمال تعجب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
teething: زیرپوستی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
teething: زیرپوستی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult onset diabetes: دیابت نوع دو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brass ring: حلقه شانس فرصت طلایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gum up: خراب کردن چیزی مداخله کردن در جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gum up: خراب کردن چیزی مداخله کردن در جایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get have an eyeful: چیزی را به وضوح دیدن یا بسیار دیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your brain into gear: ذهن را بیدار کردن شروع به فکر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrap one's mind around: برای فهمیدن و یا درک چیزی راهی پیدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the mass of: بخش اصلی و عمده چیزی توده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call to account: مواخذه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call to account: مواخذه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin like a top: خیلی سریع چرخیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spill out: بیرون ریختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spill out: بیرون ریختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrap by: پول بخور و نمیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work one's way through: حسابی درگیر کاری بودن کار کردن در ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a stir: باعث دردسر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lift beneath the wings of: پر پرواز چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a spring in your step: راه رفتن با انرژی بیشتر که نشان می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a spring in your step: راه رفتن با انرژی بیشتر که نشان می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
occurred to him: هیچ وقت به ذهنش نرسیده بود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
less fortunate: افراد کم بضاعت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
less fortunate: افراد کم بضاعت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
raising: جمع آوری پول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freshman orientation: is a way for students to meet other ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
goof off: وقت تلف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
master the mundane: خبره شدن در کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come up for air: نفس گرفتن نفس گیری در شنا اصطلاحا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up for air: نفس گرفتن نفس گیری در شنا اصطلاحا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word of encouragement: کلامی دلگرم کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick to one's knitting: به کار خودش چسبیدن مثلا stick to yo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lower nature: The term lower nature, however, ref ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grow pale: رنگش می پرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonverbally: غیرکلامی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
busy hands are happy hands: اگر سرگرم باشی و همیشه سرت شلوغ باش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sour looks: نگاه حاکی از خشم و عصبانیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
psychoanalytic: روانکاوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
psychoanalytic: روانکاوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
retinue: نوچه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
greyhound bus: اتوبوس بین شهری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
greyhound bus: اتوبوس بین شهری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so's your old man: در دعوا و بگو مگوهای کودکانه استفاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorting yourself out: خودت رو جمع و جور کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reason with: متقاعد کردن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reason with: متقاعد کردن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unhampered: بدون مانع بدون محدودیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
indulge in: to become involved in ( something, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indulge in: to become involved in ( something, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have promise: احتمالا در آینده موثر و یا موفق واق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on acid: عین هم بودن، کپی هم بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
anxious to: تمایل بسیار داشتن، اشتیاق داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you made your bed now lie in it: هرکی خربزه می خوره، پای لرزش هم میش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you made your bed now lie in it: هرکی خربزه می خوره، پای لرزش هم میش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the wrong end of something: unsuccessful in an activity or situ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push too far: زیادی فشار آوردن به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adrenaline charged: هیجان زده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive a wedge between somebody: جدایی انداختن بین کسانی، بین چند نف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drive a wedge between somebody: جدایی انداختن بین کسانی، بین چند نف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crushing news: خبر تکان دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
clenching fists: گره کردن دستها در یکدیگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clenching fists: مشت کردن دستها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
summit meeting: اجلاس سران
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
summit meeting: اجلاس سران
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fictionality: the quality of being fictional ( = ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
best laid plan: the most carefully made plans بهتری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
best laid plan: the most carefully made plans بهتری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nickel and diming: حقوق بخور و نمیر میزان بسیار کم ذره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cover his tracks: پاک کردن رد پاهایش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
claque: پاچه خوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
body cast: گچ گرفتن تمام بدن، وقتی که فردی تما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
brush past: بی تفاوت از کنار کسی رد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straw that broke the camel's back: آخرین قطره ای که کاسه را لبریز می ک ...
٢ سال پیش
٢