پیشنهادهای محمدجواد بیرانوند (١,٣٤٦)
کوتاه شده ی douchebag عوضی گوساله منزجر کننده حال به هم زن
به گمونم دل به دل راه داره
ضایع لوس
۱. شورت کوتاهِ مد روز ۲. کوتوله
خاک تو سرت
اولویت نشستن
بن بست
سگ صورت بدقلق نچسب عوضی
فلانی اخراجت کرده
تقلید کردن از چیزی ( محاوره ای )
جشن تجدید دیدار دبیرستان. ( در این جشن هم دبیرستانی های سابق دور هم جمع میشوند و تجدید دیدار میکنند )
اتحاد مجدد آمریکا
جوش زدن
به کارت برس
به فردی اطلاق می شود که مسئول استفاده از دانش خود در مورد محصولات یا خدمات شرکت برای ارتباط با مصرف کنندگان و ایجاد فروش برای کارفرمای آنها است.
به فردی اطلاق می شود که مسئول استفاده از دانش خود در مورد محصولات یا خدمات شرکت برای ارتباط با مصرف کنندگان و ایجاد فروش برای کارفرمای آنها است
لطفا منو لو نده
در مورد خلاف کار بودن کسی به مقامات گفتن
تلاش برای جالب بودن
آفرین تبریک تشکر
چته؟ ( بیشتر برای عصبانیت بکار میره )
من خیلی خسته ام
امروز ناهار در خدمت باشیم؟
واسه ک#کلک
من در ژاپن زندگی میکنم
من در دبی زندگی میکنم
من در نیوزیلند زندگی میکنم
من در ایتالیا زندگی میکنم ترجمه ی کلمه به کلمه: من در بوفه زندگی میکنم
من در استرالیا زندگی میکنم
من در آمریکا زندگی میکنم
۱. نوعی شیرینی که چیزی بین نون خامه ای و رولت هست، روش رو با خامه ی قنادی تزئین میکنن، داخلشم خمیر مایه حاوی شکر و عسل هست. ۲. عزیزم. ( مترادف Darli ...
۱. هر طور که شده. ۲. مهم نیست چطور. مترادف: In any possible way no matter how۹
در زیرزمین یا در سرداب
جلسه انجمن اولیا و مربیان مجموعه جلسات تعاملی بین معلمین و اولیا جهت تصمیم گیری برای آینده مدرسه و بهبود وضعیت آن جمع آوری پول برای مدرسه.
انجمن اولیا. مجموعه گردهمایی های تعاملی بین معلمین و اولیا دانش آموزان جهت تصمیم گیری برای آینده مدرسه و بهبود وضعیت آن، همچنین جمع آوری پول برای مد ...
کوتاه شده ی parent - teacher association. جلسه ای تعاملی بین معلمین و اولیا جهت تصمیم گیری برای آینده مدرسه و بهبود وضعیت آن. همان جلسه ی انجمن اولی ...
- ترکیبی از مکیدن آلت و جماع معادل فارسیش میشه: از جلو چشام خفه شو یا برو درتو بذار
- لعنتی - یک فرد مزاحم، حیله گر و احمق. - ک#نی
- لعنتی - یک فرد مزاحم، حیله گر و احمق. - ک#نی
اون پلیسا خیلی بهمون نزدیک شدن
زمانی که فردی گیج و سرگردان از خواب بیدار می شود، به حدی که از رفتار خود بی خبر است. مترادف این عبارت: confusional arousal
پایان دادن به یک رابطه عاشقانه ( مخصوصا وقتی این تصمیم یکطرفه باشد )
وقت طلاست ( انگلیسی زبانا میگن عسله )
یک تنتور ( ماده ای با اثر جزئی ) از تریاک است که حاوی تقریباً 10٪ پودر تریاک حل شده در الکل است و از نظر وزنی ( معادل 1٪ مرفین ) میباشد. در گذشته برا ...
زیره به کرمان بردن
کوتوله
لکه بینی
بازی در جریانه
بستگی داره کجا استفاده بشه ولی معنی های زیر رو میده: بد اخلاق بیش فعال گستاخ پررو پر حاشیه متکبر جذاب
ابله یا از نظر اجتماعی ناتوان