پیشنهادهای امیرحسین جلیلی خردمند (٤٤٨)
مترادفclose friendدویت صمیمی
همراه و هم صحبت در صندلی قطار و هواپیما و اتوبوس
برو رد کارات
حامله است
اقوام همسر brother in law - mother in law - father in law - sister in lae
دوره ارزیابی تحصیلی در بریتانیا در آمریکا marking period
با تمام وجودم از اعماق قلبم
پرشی، جهشی
برات آرزوی موفقیت می کنم
a period of time where an employee is not working دوره ای که کارگر دست از کار می کشد بدلایل مختلف مثل استراحت سفر یا بدلایل شخصی
خروح از اداره و کارخانه با زدن کارت یا انگشت یا چهره
bery painful
برش زدن نان shave the bread
گروهی از جنگنده کنار هم جهت عملیات نظامی
گروه آتش نشانان
گروهی از رقاصان مثل رقاصان باله troop
گروهی از قضات در شعبه رسیدگی
ارتودنسی دندان
synonym - - - > across the board
: منطقه ای که سطح زمین در آن هم تراز، نزدیک یا پایین تر از سطح دریاست و معمولاً کوه یا تپه های بزرگ در آن وجود ندارد. دشت
این کاریه که ما همیشه انجام میدیم
برگشت خوردن چک
معادل high five یا up top
( این واقعاً لطف شماست. ) ، لطف شما رو میرسونه
استفاده نکنی از دستت رفته
منون که گفتی.
ورق زود برمیگرده
عجله دارم
چشمگیر، چیزی که بشدت توصیه میشه معنی دیگر آدم کله خر آدم شر
چشمان تو فریبنده است، چشمات سگ داره
چشمانت مرا از پا درمی آورد
go away
هزاره
امیدوارم اوضاع برات درست بشه
synonym of - - - - > me too
کمر به بالا
nightie, night dress, nightgown
دیرخوابیدن
تمام سال، طول سال
file clerk
پولش از پارو بالا میره
علم موشک که نیست یعنی کارش سخت نیست فهمیدم چجوره
تصمیم گرفتن یا موافث بودن به توقف کاری
سخت گیری کردن مثل مدیری که بر کار مجموعه اصطلاح "Crack the whip" به معنی اعمال قدرت شدید، سخت گیری کردن، و مجبور کردن افراد به کار بیشتر یا رعایت انض ...
put off =postpone take a raincheck
خانه سالمندان معادلeldery house
پیشخوان بانک