دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٣٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢١,٥٦٨
لایک
لایک
٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
١

۱. معنی در فارسی در گویش دهکردی، پیش کردن یعنی: در را به حالت نیمه باز گذاشتن. در را کاملاً نبستن، به گونه ای که اندکی باز بماند. در را روی هم گذ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

۱. معنی در فارسی خاکولی یعنی: خاکستری رنگ متمایل به رنگ خاک غبارآلود به رنگ قهوه ای روشن یا خاکی گاهی نیز برای توصیف اشخاص یا اشیایی که رنگی کدر و ...

دیدگاه
٠

۱. معنی در فارسی ترجمهٔ تحت اللفظی: �ولگردی کردم، کاری گیرم نیامد؛ کفشم پاره شد و نانی هم نصیبم نشد!� اما معنای کنایی آن: از بی کاری و ولگردی هیچ ...

دیدگاه
٠

۱. معنی در فارسی ترجمهٔ تحت اللفظی: �آن وقت معلوم می شد گرداب چند سرِ آب دارد!� اما معنای کنایی آن: آن وقت معلوم می شود که کار به این سادگی ها نی ...

دیدگاه
٠

۱. معنی در فارسی ترجمهٔ تحت اللفظی: �فاطمه آن قدر قشنگ بود که تازه توتولی هم درآورد!� اما معنای کنایی آن: انگار یک عیب بزرگ هم به عیب های قبلی اض ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.