پیشنهادهای That guy (٨)
٨٥
٧ سال پیش
-١
پشت سر هم ، یا بی وقفه
٧ سال پیش
٥١
پشت سر هم، بدون وقفه مثال: we get six days off in a row
٧ سال پیش
١٣
Sweden, Norway, Finland, Denmark, Iceland
٧ سال پیش
٤
ناحیه ی مرکزی
٧ سال پیش
٢٠
کالای قابل معامله
٧ سال پیش
٧
a painful or horrific experience, especially a protracted one
٧ سال پیش
١٦
زمین چمن مخصوص ورزش
٧ سال پیش
٥
هیاهو همهمه