مجید نمازی

مجید نمازی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



grandson٠٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٨نوه ای که جنسیت آن پسر است. یعنی پسر دختر یا پسر پسر.گزارش
5 | 0
grandaunt٢٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٧خاله یا عمه پدر یا مادرگزارش
0 | 0
brother in law٢٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/١٧شوهر خواهر - برادر زن - برادر شوهر - باجناق - شوهر خواهر شوهرگزارش
0 | 0
culpable١٧:٣٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧1 - مسبب 2 - مجرمگزارش
0 | 0
incursion١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥هجوم تجاوزگزارش
5 | 0
chip٠٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤اگر اسم باشد به این معانی است: 1 - چیپس 2 - تراشه الکترونیکی 3 - تکه خرده های چوب، سنگ و فلز و مانند اینها 4 - لب پریدگیگزارش
5 | 0
casualty٢٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣1 - کشته یا زخمی در تصادف یا جنگ 2 - قربانی 3 - اورژانس بیمارستانگزارش
2 | 0
pragmatic٢٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣منطقیگزارش
2 | 0
legislation٢٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣1 - قانون یا مجموعه قوانین 2 - قانون گذاریگزارش
5 | 0
start up١٤:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣1 - شرکت تازه تاسیس و نوپا 2 - راه اندازیگزارش
2 | 0
convoy٠١:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٩گروهی از وسایل نقلیه زمینی یا کشتی ها که با یکدیگر حرکت می کنند و برخی از اوقات به منظور محافظت از یکدیگر در برابر حملات دشمن انجام می گردد.گزارش
2 | 0
maritime٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٩1 - دریایی 2 - نزدیک دریاگزارش
5 | 0
consensus٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٩توافقگزارش
0 | 1
runoff٠٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٩1 - به کشیده شدن یک رقابت یا انتخابات به دور دوم گفته می شود، چون در دور اول برنده قطعی مشخص نشده است. یک جورایی شبیه playoff است.گزارش
0 | 1
prosperous٠٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٩ثروتمند و موفقگزارش
5 | 0
reconnaissance١٩:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/١٥شناسایی موقعیت دشمن توسط نیروهای نظامیگزارش
2 | 0
smokestack١٧:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٥دودکشگزارش
0 | 0
delicate١٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٢1 - حساس 2 - شکننده ( مترادف آن fragile است ) . 3 - ظریف. 4 - ملایم ( در مورد مزه، بو و رنگ چیزی )گزارش
5 | 0
agenda١٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٢1 - لیست موضوعات مورد بحث در جلسه ( در جلسات رسمی ) 2 - قصد و نیت ( در مورد افراد )گزارش
2 | 0
annexation١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٢تصاحبگزارش
0 | 0
gridlock١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٢1 - راهبندان 2 - بن بست ( مثلا در بحث های طولانی زمانی که به خاطر مخالفت های زیاداتفاقی نمی افتد و کارها پیش نمی روند.گزارش
7 | 0
scope١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٢1 - اگر اسم باشد به معنی محدوده، گستره، دامنه و نظیر آن است. 2 - اگر فعل باشد مثلا در عبارت " to scope something out" ، به معنای فهمیدن و متوجه شدن ... گزارش
5 | 0
death row٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٢بخشی از زندان که مخصوص نگهداری زندانی های اعدامی است.گزارش
2 | 0
revolutionary٢٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩صفت است که دو معنی دارد: 1 - متحول کننده و دگرگون کننده 2 - انقلابی ( در مورد مسائل سیاسی )گزارش
2 | 0
dynamite٢١:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩سه معنی اصلی دارد: 1 - دینامیت ( اسم ) 2 - در مورد اشخاص یا چیزها: مشکل ساز 3 - با دینامیت خراب و نابود کردن ( فعل )گزارش
5 | 0
resilient٢١:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩مقاوم و سرسخت سخت و محکمگزارش
2 | 0
momentous١١:٣١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩خطیر بسیار مهم و سرنوشت سازگزارش
2 | 0
unaccompanied٠٩:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩تنها بی کسگزارش
0 | 0
allegations١٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨اتهامات. هم معنی باaccusation می باشد.گزارش
5 | 0
augmented reality١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨تکنولوژی است که اطلاعات یا تصاویر دیجیتال را با آنچه کاربر با دستگاه خود در جهان واقعیت می بیند در هم می آمیزد.گزارش
2 | 0
deliberately١٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧1 - عمداً 2 - آرام و بادقت ( در مورد انجام شدن چیزی )گزارش
12 | 0
avatar١٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧1 - در علم کامپیوتر و فضای مجازی به تصویر شخص یا حیوانی گفته می شود که نشان دهنده شما در صفحه نمایش کامپیوتر است، مثلا در برخی از چت روم ها و یا بازی ... گزارش
14 | 0
authentic١٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧اصلی و غیر کپی واقعی اصیلگزارش
16 | 0
xenophobia٢٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦از دو کلمه یونانی "Xenos" به معنای �بیگانه� و "Phobos" به معنای� ترس� مشتق شده است و به معنای انزجار و هراس از بیگانه است. بیگانه هراسیگزارش
14 | 0
bruising٢٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦1 - اگر اسم باشد به معنای کبودی 2 - اگر صفت باشد به معنای دشوار و ناخوشایند است.گزارش
14 | 0
persecuted٠١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦مورد آزار و اذیت قرار گرفته ( به خصوص به خاطر داشتن باورهای مذهبی، سیاسی یا نژادی خاص )گزارش
16 | 0
surreal٠٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦عجیب و غیر معمولگزارش
16 | 0