برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میثم علیزاده

ارشد برق قدرت هستم.تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ که آیدی تلگرامم هم بود فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

301 ترابری، حمل کالا به مکانی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

302 مشارکتی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

303 متناسب سازی، هماهنگ کردن ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

304 متناسب کردن، هماهنگ سازی کردن ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

305 باستانی، تاریخی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

306 جای قشنگیه ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

307 پسر! ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

308 چقدر نازی ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

309 بنازم... ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

310 رستگاری ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

311 استانی
کوته فکرانه، دمده
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

312 این نظر منه ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

313 جسارت نباشه ها ... ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

314 انسان ریاکار ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

315 صادق، بی ریا ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

316 ریاکار ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

317 انسان ریاکار ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

318 علم احظار ارواح ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

319 غارو غور کردن
غریدن
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

320 اَصل، غیر جعلی ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

321 کسی که اهل بحث و جدل است ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

322 بازنشسته ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

323 ● اگر به تنهایی و در انتهای جمله ای به کار بره یعنی" یه چیزی هم بیشتر"
● اگر بعد از برگردوندن یه جمله توهین امیز به طرف اینو در ادامش بگی یعنی هم ...
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

324 ● اگر به تنهایی و در انتهای جمله ای به کار بره یعنی" یه چیزی هم بیشتر"
● اگر بعد از برگردوندن یه جمله توهین امیز به طرف اینو در ادامش بگی یعنی هم ...
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

325 عاشق شدن( بودن) ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

326 یه نوع خودرو ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

327 کابل برق جمع شونده ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

328 به چشم خود ببین ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

329 به چشم خود دید ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

330 سگ جون، خیلی مقاوم ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

331 ● سیاه و سفید
● تصویری که از ترکیب سایه های( کم و زیاد شدن شدت رنگ) تنها یک رنگ ( مخصوصا خاکستری) تشکیل شده است.
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

332 سازمان یا موسسه ای که درامد حاصله از فعالیت خود را برای کمک به افراد هزینه میکند نه سودآوری ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

333 there is more trouble than benefit from committing a crime ١٣٩٨/٠٧/٢٦
|

334 خرابکاری کردن، به چیزی تِر زدن( ببخشید البته) ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

335 با ماشین از جایی رد شدن ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

336 تلکه کردن، کلاه برداری کردن
١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

337 ● تصمیمت رو بگیر( یکی رو انتخاب کن بالاخره)
● نظرت رو بگو( راجع به هر چیزی)

Make your mind up هم درسته
١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

338 رهگذر ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

339 مورد
چمدان
١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

340 باعث تاسفه، شرم آوره ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

341 ور رفتن
دستکاری کردن حساب
ویالون زدن
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

342 ● هزینه
● on expenses:
یعنی روی فاکتور( اینجا expenses معنی فاکتور میده)
● at the expenses of sb/sth:
در عوض انجامِ، هزینه ی ، جبرانِ
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

343 ● آبدار
● دست اول، اطلاعات مهم( مخصوصا در مورد زندگی شخص)
● مَشتی، باحال( معمولا در مورد کار وو حرفه)
● پرسود، به قول خودمون "تُپُل" یعنی کا ...
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

344 1. To/the/quite the contrary
این اصلاحح هر جا باشه یعنی " برعکس" ، "اتفاقا برعکس" معنی میده و معمولا رلط دهنده دوتا جمله هستش نه فقط یک جمله.
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

345 ● اعوا کردن، القا کردن، واداشتن
● به دنیا اوردن بچه با خوردن دارو( نه طبیعی)
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

346 مقتضیات، شرایط مربوطه ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

347 حصار شده، دیوارکشی شده ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

348 ● ساختمان یا محوطه مربوط به یک مکان خاص( رستوران یا مدرسه)
● فرضیه( به بریتیش البته)
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

349 ● محتوا
● راضی، خشنود
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

350 ● غرضمندی، جانبداری
● علاقه و استعداد ذاتی
● جانبداری کردن، تاثیر ناعادلانه گذاشتن
١٣٩٨/٠٧/٢١
|