نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aeromedical evacuation: تخلیه پزشکی هوایی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nutrition therapy: تغذیه درمانی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaf senescence: پیری برگ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
colonnade: سایه گذر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drip line: به محدوده ای از خاک زیر درخت اشاره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sethoxydim: ستوکسیدیم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tilted: کج، نامتقارن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
serial port: درگاه سریال
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sampling frequency: فرکانس نمونه برداری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fault location: مکان یابی خطا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taqueria: تاکو فروشی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
localization: بومی سازی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cautionary tale: درس عبرت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digest size: اندازه جیبی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
top brass: رئسا، رهبران عالی رتبه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strongly worded: شدید اللحن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
full empowered: دارای اختیار تام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foreseability: پیش بینی پذیری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whistleblower system: سیستم گزارش تخلف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beating the cycle: شکستن چرخه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maximum flow problem: مسئله بیشینه جریان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
max flow min cut theorem: قضیه جریان - بیشینه برش - کمینه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
next time: دفعه بعد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shifting to: روی آوردن به . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
corrupt data: داده های خراب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s no secret: بدون تردید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
evaluation function: تابع ارزیابی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
net worth: ارزش دارایی ها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tournament sort: الگوریتم مرتب سازی مسابقه ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vertex cover: پوشش رأسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
minimal spanning tree: درخت پوشای کمینه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act of justice: اقامه عدل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tree traversal: پیمایش درخت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self complementary graph: گراف خودمکمل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
quaternions: چهارگان ها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
computer aided diagnosis: تشخیص با کمک کامپیوتر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
precedence graph: گراف تقدم گراف مغایرت گراف توالی پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beast: هیولا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fracture surface: سطح شکست سطح شکستگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adjacency list: فهرست مجاورت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
theory of planned behavior: نظریه رفتار برنامه ریزی شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
outdoorsy: اهل گشت و گذار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take on me: مرا دریاب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
absent mindedness: حواس پرتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
conservative field: میدان پایستار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
conservative vector field: میدان برداری پایستار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wasteland: زمین بی حاصل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
incremental learning: یادگیری تدریجی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
midwesterner: اهل یا ساکن غرب میانه آمریکا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
precariously: به طور ناپایدار، متزلزل
١ سال پیش