نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transgressive: هنجار شکن، مرزشکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alterity: غیریت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
orientalism: خاورگرایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sociobiologist: زیست شناس اجتماعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
supernaturalist: ماورای طبیعی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in its own terms: بر حسب شرایط خودش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in its own terms: بر حسب شرایط خودش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unmusical: ناموسیقایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lurch: رها شدن در وضعیت بحرانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
untoward: نامطلوب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
untoward: نامطلوب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straws in the wind: هشدارهایی در مورد حوادث آینده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
autobiographical: خودزیستنامه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
clean record: عدم سو سابقه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
first comer: نفر اول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cultural base: اساس فرهنگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
denigrated: بدنام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
possessive: انحصارطلب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paradoxical intention: قصد تناقضی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
other directedness: دیگر جهت مندی، دگر رهبری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rivalrous: برتری خواهانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
electromyography: نوار عصب و عضله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
anticipatory: پیشاپیش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dead end kids: بچه های محله های فقیرنشین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from this: از این رو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
from this: از این رو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
after all: از این گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tentatively: عجالتا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in short review: به طور خلاصه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recorded history: تاریخ مکتوب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recorded history: تاریخ مکتوب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
clarion call: صور مقدس، صور اسرافیل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deteriorating: رو به زوال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
high energy physics: فیزیک انرژی بالا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
marring: آسیب رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reference group: گروه مرجع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demythologizing: اسطوره زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inferiority: احساس حقارت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reality testing: واقعیت آزمایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reality testing: واقعیت آزمایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
either or: یا این یا آن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reinstatement: به حال سابق برگرداندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reinstatement: به حال سابق برگرداندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unicausal: تک علتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shouting match: داد و هوار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shouting match: داد و هوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
material weakness: ضعف با اهمیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take something personally: به دل گرفتن، برخوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
self justification: توجیه خویشتن، خودتوجیهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
directive: جهت دهنده، هدایت کننده
٢ سال پیش