برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محسن پاشنا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حاشیه توقف اظطراری ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

2 علائم رانندگی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

3 محدوده عاری از تردد وسائط نقلیه(هیچ وسیله نقلیه اجازه ندارد وارد این محدوده شود-مثل منطقه بازار پانزده خرداد در تهران) ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

4 دست به دست شدن درون یک خانواده(معمولا یک چیز با ارزش)
١٣٩٩/٠٥/٠٢
|

5 خاک خوردن ١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

6 دست نخورده و بی استفاده ماندن ١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

7 یک مجموعه از قطعات جداگانه که برای سرهم کردن اماده شده است(مانند اسباب بازی ها)

١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

8 پر زحمت/پر گیر و دار
Synonym =demanding
١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

9 دو موتوره ١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

10 از نظرها دور شدن/از نظرها محو شدن ١٣٩٩/٠٣/٢٦
|

11 کرسی مجلس
To win/gain/lose a seat*
parliamentory/Senate sear*
١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

12 نگاه کورکورانه و سطحی کردن به یک موضوع(بطور عمدی در حالی که میدانیم نگاه کورکورانه مان اشتباه است)
The principal is turning an blind eye to smoki ...
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

13 ساعت پاندولی یا آونگی ١٣٩٩/٠٣/١٥
|

14 پول قلمبه دادن (معمولا برای چیزی با کیفیت خیلی بالا یا چیزی که تقاضای زیادی در بازار دارد) ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

15 دست ساز( چیزی که با مهارت ساخته شده) ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

16 کارگر یدی(کارگری که کارش وابسته به قدرت فیزیکی زیاد است.از کولبر گرفته تا کشاورز و باغبان و کارگر ان حرفه ای و غیر حرفه ای ساختمان) ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

17 پاکسازی نژادی
racial purging=racial cleansing
١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

18 دگراندیش ١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

19 1-کالای مرجوعی(کالا های ایراد دار که معمولا به بهای ارزان تر فروخته میشوند)
2-فرد طرد شده/فرد منفور=Outcast/Pariah
١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

20 Noun:فرد طرد شده/فرد منفور
Adjective: منفور/طردشده
١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

21 .To render something OR somebody impossible/harmless/unconscious/etc.
چیزی یا کسی را غیرممکن کردن/بی ضرر کردن/بی هوش کردن
١٣٩٩/٠٢/٠١
|

22 تحصیلات رسمی مدرسه ای(در مدرسه)
Al's dad has only a few years of schooling
١٣٩٩/٠١/١٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 unorthodox
• The lawyer's methods were unorthodox but not illegal.
• روش های وکیل غیر معمول بود اما غیر قانونی نبود
١٣٩٩/٠٢/١١
|

2 outcast
• He was treated as a social outcast.
• با او مانند یک طردشده اجتماعی(منفور اجتماعی) رفتار شد
١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

3 landfill
• But it's becoming a major issue as landfill sites fill up.
• اما پر شدن محل های دفن زباله در حال تبدیل شدن به یک موضوع مهم است
١٣٩٩/٠٢/٠١
|