برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محسن پاشنا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نامحسوس(اگر دقیق بهش توجه نکنی متوجه نمیشی)#obvious ١٤٠٠/٠٤/٣١
|

2 استادانه با دست ساختن ١٤٠٠/٠٤/٢٩
|

3 با دقت و مراقبت(وقتی چیزی را تولید میکنید) ١٤٠٠/٠٤/٢٩
|

4 حروف ربط بین دو جمله مستقل (independend) ١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

5 گاوهای نر و ماده اهلی که برای تولید شیر یا گوشت نگهداری میشوند(cows and bulls) ١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

6 -فاعل
-موضوع
-دروس تحصیلی (chemistry, math,history )
-آزمودنی(فردی که روی آن مطالعه صورت میگیرد)
١٤٠٠/٠٤/٢٤
|

7 شیه تاریخی(اشیائی مثل ابزارالات، اسلحه، شمشیرو غیره که در گذشته ساخته شده اند و از لحاظ تاریخی اهمیت دارند) ١٤٠٠/٠٤/٢٠
|

8 ریاست طلب-رئیس ماب
Bossy
١٤٠٠/٠٤/١٩
|

9 رئیس مآب ١٤٠٠/٠٤/١٩
|

10 داشتن/تصرف کردن یک جایگاه شغلی ١٤٠٠/٠٤/١٨
|

11 log=کنده درخت(در خت قطع شده)
timber/lumber=الوار(برای ساخت خانه،کشتی و......)
*موارد استفاده این دو با هم فرق دارند
١٤٠٠/٠٤/٠٣
|

12 از خطر نابودی نجات دادن(مثلا اشیا تاریخی زیر آب یا متعلقات فردی از یک آتش سوزی) ١٤٠٠/٠٤/٠٢
|

13 (فرد) دنیا دیده (کسی که افراد ومکان های مختلفی را در زندگی اش تجربه کرده است) ١٤٠٠/٠٤/٠١
|

14 verb-
1-کشاورزی کردن-زراعت کردن
2-دامداری کردن
noun-
1-زمین کشاورزی
2-زمین دامپروری
١٤٠٠/٠٤/٠١
|

15 ادا کردن یا خواندن صحیح یک ملودی(یعنی اینکه خارج از نت نخواند) ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

16 to be engrossed with sth=غرق در چیزی شدن/مجذوب چیزی شدن (طوری که دیگر متوجه چیز دیگری نشوی) ١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

17 شاگرد مخل/اخلالگر ١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

18 گزیده شدن بوسیله انتقاد کسی(usually passive)
she had been stung by criticism
١٤٠٠/٠٣/١٩
|

19 تحریک کردن-بر انگیختن ١٤٠٠/٠٣/١٤
|

20 گستره،گستردگی(ناحیه ای در خشکی یا آب) ١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

21 مادر طبیعت ١٤٠٠/٠٢/٢٢
|

22 ویژگی های شخصیتی که با آن متولد شدیم و تغییر نمیکند ١٤٠٠/٠٢/٢٢
|

23 صحبت کردن در حمایت از چیزی ١٤٠٠/٠٢/٢١
|

24 با خودت عهد ببندی که کاری را انجام بدی(مثل عهد هایی که موقع تحویل سال با خود میبندیم برای انجام کارهای جدید) ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

25 مصرف بی رویه(مصرف بیش از حد نرمال)
Effect of the verconsumption of water on the environment
١٣٩٩/١٢/١١
|

26 طرفداران پروپاقرص
١٣٩٩/١١/٢٦
|

27 Bond with some one
پیوند برقرار کردن با کسی(منظور یک رابطه نزدیک و محکم است)
١٣٩٩/١١/٢٥
|

28 آلاینده
Greenhouse gases emissions
١٣٩٩/١١/٢٥
|

29 دزد ١٣٩٩/١١/٢٣
|

30 لباسهای فشن و طرح دار پوشیدن،معمولا برای رویدادها یا اهداف خاص ١٣٩٩/١١/٢٠
|

31 بلند نظر
وسیع فکر
١٣٩٩/١١/٢٠
|

32 ست کردن و هماهنگ کردن لباسهای مختلف برای پوشیدن یک دست لباس ١٣٩٩/١١/١٨
|

33 *ترسناک-وحشتناک
*خیلی بد-افتضاح(informal )
١٣٩٩/١١/١٥
|

34 پرورش دادن (غذا دادن به علاوه مراقبت کردن) یک بچه یا یک گیاه ١٣٩٩/١١/٠٣
|

35 1-هم اتاقی
۲-هم خانه=(flatmate (Breitish English
١٣٩٩/١٠/٣٠
|

36 متکی به خود ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

37 خویش فرما ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

38 از بحر کردن چیزی(چیزی را بخوبی حفظ کردن یا فهمیدن) ١٣٩٩/١٠/٢١
|

39 -به صرف شام و نوشیدنی پذیرایی کردن
-سور دادن
١٣٩٩/١٠/٢١
|

40 غذای بیرون بر (در رستورانها) ١٣٩٩/١٠/٢١
|

41 جلوی اشتهای کسی را گرفتن
Don't have any more chocolate – it'll spoil your appetite
١٣٩٩/١٠/٢١
|

42 خوردن یک میان وعده کوچک و سریع ١٣٩٩/١٠/٢١
|

43 دهان را آب می اندازد ١٣٩٩/١٠/٢١
|

44 یه لقمه زدن(مقدار کمی غذا را سریع خوردن) ١٣٩٩/١٠/٢١
|

45 شروع کردن یک رابطه ١٣٩٩/١٠/٠٣
|

46 از همنشینی و معاشرت با کسی لذت بردن
١٣٩٩/١٠/٠٣
|

47 جامعه مصرف گرا
جامعه مصرف زده
١٣٩٩/١٠/٠٣
|

48 جایگذاری محصول/تبلیغ نامحسوس:یک روش تبلیغاتی که در آن محصول یک شرکت در یک فیلم یا شوی تلویزیونی به عنوان بخش واقعی از صحنه ها نشان داده میشود.
نمو ...
١٣٩٩/١٠/٠٣
|

49 ۱-کرم کتاب نوعی حشره است که کتاب رو میخورد ۲-کسی که عاشق کتاب خوندن است(کرم کتاب خوندن) ١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

50 چند وجهی/چند بعدی(فردی که توانایی انجام بیش از یک کار را دارد)
A multi-faceted worker can do more than just one job.
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 unorthodox
• The lawyer's methods were unorthodox but not illegal.
• روش های وکیل غیر معمول بود اما غیر قانونی نبود
١٣٩٩/٠٢/١١
|

2 outcast
• He was treated as a social outcast.
• با او مانند یک طردشده اجتماعی(منفور اجتماعی) رفتار شد
١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

3 landfill
• But it's becoming a major issue as landfill sites fill up.
• اما پر شدن محل های دفن زباله در حال تبدیل شدن به یک موضوع مهم است
١٣٩٩/٠٢/٠١
|