محسن پاشنا

محسن پاشنا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



babble١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣اد اد کردن نوزادانگزارش
2 | 0
favouritism١٧:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٣جانبداریگزارش
2 | 0
round off١٩:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/١١به خاتمه رساندن - جمع بندی کردنگزارش
2 | 0
laud٢١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧تمجید کردن - ستایش کردنگزارش
5 | 0
booked up٢١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤This course gets booked up quickly To get booked up=پر شدنگزارش
2 | 0
catch١٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠١مقدار ماهی هایی که در یکبار صید گرفته میشودگزارش
0 | 0
buy up١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩قبضه کردنگزارش
0 | 0
hindsight١٩:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢١گذشته نگریگزارش
9 | 0
spellbound١٩:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢١طلسم شده/مجذوب to hold sb spellbound=کسی را طلسم/مجذوب کردنگزارش
0 | 0
mule١٩:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢١1 - قاطر 2 - کسی که بمنظور قاچاق بین کشورها موادر را در بدن خود جاساز میکند 3 - کفش یا دمپایی زنانه که قسمت پاشنه و قوزک پا را نمیپوشاندگزارش
2 | 1
hall١٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣1 - حال پذیرایی 2 - ورودی ساختمان=hallway 3 - راهرو=corridor=hallway 4 - خوابگاه دانشجویی=hall of residence=dorm 5 - تالار عمومی/سالن اجتماعات ( مثلا ... گزارش
7 | 0
set fire to١١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٣به آتش کشیدن مکانی گزارش
0 | 0
subtle٢٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٣١نامحسوس ( اگر دقیق بهش توجه نکنی متوجه نمیشی ) #obviousگزارش
5 | 0
craft٢٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩استادانه با دست ساختنگزارش
5 | 0
lovingly٢٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩با دقت و مراقبت ( وقتی چیزی را تولید میکنید )گزارش
0 | 0
coordinating conjunction١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦حروف ربط بین دو جمله مستقل ( independend )گزارش
2 | 0
cattle٢٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥گاوهای نر و ماده اهلی که برای تولید شیر یا گوشت نگهداری میشوند ( cows and bulls )گزارش
0 | 0
subject١٨:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤- فاعل - موضوع - دروس تحصیلی ( chemistry, math, history ) - آزمودنی ( فردی که روی آن مطالعه صورت میگیرد )گزارش
5 | 0
artifact١١:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠شیه تاریخی ( اشیائی مثل ابزارالات، اسلحه، شمشیرو غیره که در گذشته ساخته شده اند و از لحاظ تاریخی اهمیت دارند )گزارش
5 | 0
domineering١١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٩ریاست طلب - رئیس ماب Bossyگزارش
0 | 0
bossy١١:٥١ - ١٤٠٠/٠٤/١٩رئیس مآبگزارش
0 | 0
hold a position١٤:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/١٨داشتن/تصرف کردن یک جایگاه شغلیگزارش
0 | 1
Log١٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٣log=کنده درخت ( در خت قطع شده ) timber/lumber=الوار ( برای ساخت خانه، کشتی و. . . . . . ) *موارد استفاده این دو با هم فرق دارندگزارش
9 | 0
salvage٢٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢از خطر نابودی نجات دادن ( مثلا اشیا تاریخی زیر آب یا متعلقات فردی از یک آتش سوزی )گزارش
5 | 0
cosmopolitan٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٠١( فرد ) دنیا دیده ( کسی که افراد ومکان های مختلفی را در زندگی اش تجربه کرده است )گزارش
2 | 0
farm١٢:٠٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠١verb - 1 - کشاورزی کردن - زراعت کردن 2 - دامداری کردن noun - 1 - زمین کشاورزی 2 - زمین دامپروری گزارش
5 | 0
carry a tune١٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٣/٣١ادا کردن یا خواندن صحیح یک ملودی ( یعنی اینکه خارج از نت نخواند )گزارش
0 | 0
engrossed١٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨to be engrossed with sth=غرق در چیزی شدن/مجذوب چیزی شدن ( طوری که دیگر متوجه چیز دیگری نشوی )گزارش
7 | 0
disruptive pupil١٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨شاگرد مخل/اخلالگرگزارش
0 | 0
sting١٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٣/١٩گزیده شدن بوسیله انتقاد کسی ( usually passive ) she had been stung by criticismگزارش
5 | 0
trigger١٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٤تحریک کردن - بر انگیختنگزارش
7 | 0
stretch١٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧گستره، گستردگی ( ناحیه ای در خشکی یا آب )گزارش
7 | 0
mother nature١١:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢مادر طبیعتگزارش
5 | 0
hard wired١٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢ویژگی های شخصیتی که با آن متولد شدیم و تغییر نمیکندگزارش
2 | 0
speak up for٢٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢١صحبت کردن در حمایت از چیزیگزارش
2 | 0
make resolution١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢با خودت عهد ببندی که کاری را انجام بدی ( مثل عهد هایی که موقع تحویل سال با خود میبندیم برای انجام کارهای جدید )گزارش
7 | 0
overconsumption١٥:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/١١مصرف بی رویه ( مصرف بیش از حد نرمال ) Effect of the verconsumption of water on the environmentگزارش
2 | 0
adoring fans١٢:٤٤ - ١٣٩٩/١١/٢٦طرفداران پروپاقرص گزارش
25 | 0
bond١٩:٥٥ - ١٣٩٩/١١/٢٥Bond with some one پیوند برقرار کردن با کسی ( منظور یک رابطه نزدیک و محکم است )گزارش
5 | 0
emmision١٤:١٧ - ١٣٩٩/١١/٢٥آلاینده Greenhouse gases emissionsگزارش
7 | 0
thieve١٣:٣٧ - ١٣٩٩/١١/٢٣دزدگزارش
7 | 1
dress up to the nines١٨:١٠ - ١٣٩٩/١١/٢٠لباسهای فشن و طرح دار پوشیدن، معمولا برای رویدادها یا اهداف خاصگزارش
5 | 0
broad minded١٥:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٢٠بلند نظر وسیع فکرگزارش
2 | 0
mix and match١٠:٥٤ - ١٣٩٩/١١/١٨ست کردن و هماهنگ کردن لباسهای مختلف برای پوشیدن یک دست لباسگزارش
5 | 0
horrendous١٩:٠٢ - ١٣٩٩/١١/١٥*ترسناک - وحشتناک *خیلی بد - افتضاح ( informal )گزارش
12 | 0
nurture٢١:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٠٣پرورش دادن ( غذا دادن به علاوه مراقبت کردن ) یک بچه یا یک گیاهگزارش
5 | 1
roomate١٢:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠1 - هم اتاقی ۲ - هم خانه= ( flatmate ( Breitish Englishگزارش
0 | 0
self reliant١٢:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٣٠متکی به خودگزارش
5 | 0
learn something by heart١٣:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/٢١از بحر کردن چیزی ( چیزی را بخوبی حفظ کردن یا فهمیدن )گزارش
5 | 1
wine and dine١٣:١٩ - ١٣٩٩/١٠/٢١- به صرف شام و نوشیدنی پذیرایی کردن - سور دادنگزارش
14 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



unorthodox٢٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٢/١١
• The lawyer's methods were unorthodox but not illegal.
روش های وکیل غیر معمول بود اما غیر قانونی نبود
9 | 0
outcast١٨:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/٠٢
• He was treated as a social outcast.
با او مانند یک طردشده اجتماعی ( منفور اجتماعی ) رفتار شد
12 | 0
landfill١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/٠١
• But it's becoming a major issue as landfill sites fill up.
اما پر شدن محل های دفن زباله در حال تبدیل شدن به یک موضوع مهم است
25 | 1