پیشنهاد‌های محمدرضا حیدری (١١٥)

بازدید
١٦
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامپوزیت: آسیب درمانی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آذرگردباد پیشوند آذر را فرهنگستان نیز بسیار به کار می برد. پیشوند آتش است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مَتَل به معنای داستان افسانه ای و کوتاه، نه میشه tale نه story نه . . . مَتَل: fable

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای منبع و source/سورس از واژه ی بنگاه بهره می بریم. از بنخان بهتره. ما یک پسوند مکان داریم اون هم ـگاه هست. دیگه به چیزی نیاز نداریم. برای بنگاه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان من گشتم یک چیزی رو یافتم. برای هدایت فرهنگستان هازش و هاختن و هازیدن رو به رسمیت و درستی شناخته. پس نیاز به برابر دیگه برای پهپاد نیست! حس م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کنوانسیون/convention: آیین این برابر همه ی کاربردهایش را در بر می گیرد. ولی دیگر برابرهای پیشنهاده نه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

از واژه ی تَمَوُّل به معنای ثروتمندی. برابر پارسی: مایه دارانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

لانچر ( launcher ) راه اَنداز جز این درست نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فِتادِ پسند: موردِ علاقه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تأخیر: دیرکرد تعویق: پس اُفت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایندش: تضمین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تضمین: پایندش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معاون ( اَرَبیک ) = کاریار ( پارسیک ) = assistant ( اِنگلیک )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

get ahead of oneself: عجول بازی درآوردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فِراش به معنای زوجه یا wife است. تجدیدِ فِراش به معنای باززن گیری یا زن گیری دوباره است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

والاوَرج عالی: والا قدر: وَرج

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرعوب: تَرسانده جز این نادرسته و اضافی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُعانِد: سِتیزَنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معاندت: سِتیز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذاکره: هَمگویی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مذاکره کردن: همگفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داک ( پارسیک ) : تکیه گاه ( اربیک ) ، support ( انگلیک )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

seafood: دریاخوراک از واژه های این جوری بهره بگیرید تا جا بییفتند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

prude: کسی که ادا اطوارِ پاستوریزه و سوسول و خانگی در برابرِ چیزهای جنسی داره. میشه گفت کسیدکه باحیابازی می کنه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mermaid ( اِنگلیسی ) : دَریامَردم ( پارسی ) اگر پیشوند mer به چم معنای ) برکه ( lake ) باشد هم می توان گفت برکه مردم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تَساچه ( پارسی ) : تمساح ( اَرَبی ) ، crocodile ( اِنگلیسی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده دِلی ( پارسی ) : verve ( انگلیسی ) بهترین برابر برای این واژه ی انگلیسی همین است. همه ی چمان ( معانی ) و کاربردهایش را در بر می گیرد. ذوق و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده دِلی ( پارسی ) : verve ( انگلیسی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

محل مطالعه، سالن مطالعه، قرائت خانه پسوند ـگاه برای جاهای بزرگ هست. پس در حد یه اتاق باید باشه دست کم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهتر است به جای سامانه یا از راژمان بهره ببریم و یا همان سیستم یا نظام را بگوییم. زیرا سامانه از دیدِ ساختاری به درستی یِ راژمان نیست. در همینجا را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیستماتیک ( systematic ) راژمَند بهترین برابر پارسی همین است. شیوه ی ساختِ هرواژه یی که با سامان پیش نهاده اند درست نیست. راژمان و سیستم را نیز بنگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَواگِرِفت ( پارسی ) : مُجَوِز ( اَرَبی ) ، permission ( انگلیسی ) این واژه بهترین برابر برای هم واژه ی انگلیسی و هم اربی ی بالا هست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجوز به پارسی: رَواگرفت بهتر از این واژه نیست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

انرژی ( energy ) به پارسی: وَرزه از وَرز ( ورزش و کار ) و پسوندِ نام سازِ ـه بهترین برابر پارسی همین است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَرزه واژه ی پیشنهادی ی پارسی برای واژه ی energy یا انرژی است. وَرز از ورزش و کار می آید، ـه نیز پسوندِ نام ساز است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نودادگر بر پایه ی واژه ی برنهاده ی فرهنگستان برای خبر: نوداد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی آبسان برابرنهاده ی پارسی ی مایع در اَرَبی و liquid در انگلیسی است. بهترین برابرنهاده برای liquid است. زیرا واژه ی liquid در انگلیسی چند معنا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی آبگونه برابرنهاده ی پارسی ی مایع در اَرَبی و liquid در انگلیسی است. بهترین برابرنهاده برای liquid است. زیرا واژه ی liquid در انگلیسی چند معنا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دورنِمان: تلویزیون ( television یا TV ) بخش tele : دور بخش vision: نما آن ـن هم پسوندِ نام سازِ ابزارساز است. دورنِمان: ابزاری که از دور نمایش می د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دورنِمان: تلویزیون ( television یا TV ) بخش tele : دور بخش vision: نما آن ـن هم پسوندِ نام سازِ ابزارساز است. دورنِمان: ابزاری که از دور نمایش می د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

don't remain

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاور ( cover ) : پوشَن برنهاده ی فرهنگستان هم هست. در آبادیس پوشن را بنگرید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای واژگانی که با باب مفاعله هستند، پیشوندِ پارسیِ همـ را می بهراییم. مفاعله: همکاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشق ورزیدن: اِشغیدَن ( همان عشقیدن ) به اِشغیدن بنگرید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اِشغیدَن: عشق ورزیدن عشق واژه یی اَرَبی است؛ ولی اگر آن را با پارسی نویسش بخواهیم داشته باشیم، و از آن یک کارواژه هم بسازیم، آن گه اِشغیدَن می تواند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می تواند همان عشق باشد که به واتِگانِ پارسی نوشته شده اند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گازیدنی: چیزی یا کسی که ارزش و شایستگی یِ گازگیری دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می سُهی: حس می کنی سهیدن را بنگرید. پارسی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَنگیدَن: قمار کردن، to gamble واژه ی منگ را بنگرید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زی شیوه برابرنهاده واژه ی پیشنهادیِ من برای واژه ی انگلیسیِ lifestyle است. بهتر از این واژه را نمی توان گفت و ساخت برای این واژه ی بیگانه. لایف است ...