پیشنهادهای معین پورباقر (١٦٥)
بوقَلْمون دنیای چند رنگ ناپایداری حوادث و معتقدات افراد بادی به هر جهت تغییر عقیده فوری دنیای بی ثبات
شخص مغرور
وجد
طَرَب
ارائه عرضه دادن پیشکش بخشیدن
دست فروشی و دوره گردی فروش اجناس.
برده بودن ارباب داشتن زرخرید غلام نوکر کنیز عابد بودن
زار و نزار
به مهمیز کشاندن/درآوردن اطاعت امور بمعنای کنترل و فرمان راندن در امور و گرفتن افسار زندگانی در دست مثال:اراده مغرور و خودسرم را منقاد می سازم و زیر م ...
ستایش
ابراز نطق ایراد نطق سخنرانی کردن
حضرت مریم در دین عیسوی و فاطمه در اسلام.
حزن
فلک بوقَلْمون، دنیای چند رنگ شخصی که مدام تغییر رویه میده و برمیگرده از عقاید و اصول و نوع رفتارش.
خودنمایی و فخر جلال و حشمت.
موجب شدن امری
توافق و عدم تنافی سازگاری تلائم. . . .
سازگاری
مَجمَع: سینی های استیل یا مسی قدیمی.
بهمچنین به داروهایی که از ترکیب مواد مختلف ساخته شود اصطلاحا اقراباذین گویند که درمورد آنها محمد بن زکریای رازی دوکتاب نگاشته و پورسینا نیز در کتاب ق ...
از ریشه رفض به معنای الحاد. . .
ابداع و ابتکار الحاد
پِسَح؛ عید آزادی قوم یهود از قید برده داری فرعون های مصر، یکی از سه عید بزرگ موسویان. فصح یا پسح معرب فسح عبری بمثابه عید قیام یا پاک ترسایان که ب ...
سپربانو بانوی سپردار ( به نروژی: skjaldm�r، شیولدمور ) در اساطیر اسکاندیناوی زنانی هستند که برای جنگجویی انتخاب می شدند. سپربانوها دریانوردانی بودند ...
اصل همانندی امور غیرقابل تمییز لایب نیتس است.
اصل تَشَخُّص: اصلی که هرچیزی را از چیزهای دیگر متمایز می سازد. ر. ک. تاریخ فلسفه ی غرب راسل تشخص عبارت است از اینکه هرچیز قطع نظر از جهات مشترکی که ...
اَپوش آپوش اَپَوشَه �اَپَئوشَ�
حذف ( در تصحیح متون ) جرح و تعدیل، جرح و تغییر.
جرح و تعدیل، حذف و اصلاح.
مناسک دینی، ستایشات دینی.
مناسک، ستایشات.
میدان مانند ورطه الحاد بمعنی میدان کفر و زِندیق .
کَفِّ نَفْس .
سرشت ماده ( هیولی ) .
جای شهد گل را گویند.
راهبان روحی، رُهبانان معنوی اقلیت کوچکی از طرفداران فرانسیس آسیزی قدیس که بعد از مرگ وی به تعلیمات اش وفادار ماندند. بسیاری از این گروه به جرم الحا ...
انتقال پست، واگذاری/واگذاشتن چیزی مانند سِمَت. املای نامرسوم تفویذ.
در معنایی دیگر: بدعتگذارانه، الحادی، منسوب به کفر
دوگانه پرست. رک ثنویت.
فِرَقِ ضالّه منظور فرقه های بدعت گذار و الحادی تکفیر شده. ر. ک. تاریخ فلسفه غرب
فرقه ضالّه ی عرفای باطنی.
فرقه ضالّه ی عرفای باطنی.
فِرَق ضالّه.
روش؛ مثال: به نحوی از انحاء یعنی به روشی از طُرق، به هر طریقی.
اقسام جوهر: در فلسفه مَشائی جوهر پنج قسم دارد جسم، صورت، ماده، نفس و عقل.
همان علم نَحو است. ر. ک. صَرف و نَحو عربی.
اعراب گذاری متون.
Logos:کلمه. انجیل یوحنا: در ابتدا Logos ( کلمه ) بود، . . .
بدنام کردن، اعدام غیرقانونی در ملاءعام، ضرب و جرح منجر به مرگ. مانند عملی که طالبان با فرخنده ملک زاده داشتن.
تمایزات، تمایزات مفهومی، تمایزات کلامی. دقایق در اینجا به معنای نکته های ظریف است. در فلسفه و زیبایی شناسی قرون وسطی میان کلماتی که در محاورات عم ...