پیشنهاد‌های معین پورباقر (٢٠٣)

بازدید
١,٣٥٥
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرطقه الحاد بدعت گذار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدعت دینی الحاد زندیق

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اتحادیه ی ملی برای دموکراسی در ایران است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بِنه یعنی گذاشتن بِنه زمین یعنی بذار زمین. . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به روسی یعنی شاهزاده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیپور دستمال گردنی که حین صرف غذا میبندن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سالفت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فردی که غبغب یا گوشت افتاده ی زیرِ چانه ی بسیار دارد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کَت گاها به معنای دست است نمونه: کَت بسته ( دست بسته، بستن دست های شخص از پشت و بنوعی دستگیری وی ) طبعا اینجا واژه کَت نمیتونه به معنای شانه و کتف ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بند، بار مانند بار و بندیل. . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشروب رام هم گاها اینجور نوشته میشود در متن فارسی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمونه: رتق و فتق امور زندگی یعنی اداره و رهبری جریان زندگی روزمره لغوی بمعنای بستن و گشادن هست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مخفف خوردن مانند: وقت خور و خواب.

پیشنهاد
٠

پی کسی فرستادن نمونه: �همین الان آنتوان را عقب پزشک به شهر بفرست� یعنی او را دنبال پزشک بفرست تا وی را بیاورد.

پیشنهاد
٠

به روشی از روش ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درخت توس یا غان که در روسیه به وفور هست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پشت بند کسی به راه افتادن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دامپزشک بیطار به معنای دامپزشک هست بمانند آشپزباشی حالتی از اشرافیت داره.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نخوت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فیس و افاده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلشوره داشتن کنایه از نگرانی و اضطراب

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

و نیز همان بازیگران در نمایش تئاتر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازیگران تئاتر به نوعی یاران نمایش . . . . شبیه در اینجا به معنای نمایش است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدم �مف مفو� در اصطلاح میگن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صدای حرکت قطارهای قدیمی همان لوکوموتیو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اولین نشانه ی قلب در جنین، دایرة المعارف انگلیسی آکسفورد. پانویس از کتاب متعلقات و ملحقات آرتور شوپنهاور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بروز مجدد ویژگی های ارثی نیاکان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهی استروژن دسته ای از ماهیان بمانند خاویار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام نوعی ماهی بظاهر خاویار. دسته استورژن. . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یکی و آن یکی. . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی تعریف از کودکان اما در عمل بمانند مردی که به زنان چشم و نظر دارد و شیطنت میکند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهارتاق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروراندن، بال و پر دادن و رشد و نمو مثال آن پیرمرد مرا توی بغلش گردانده است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریا دختر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عِلیّه: نام رسمی دولت قاجاریه منسوب به قاجار: ایران قاجاری یا شاهنشاهی قاجار با نام رسمی دولت عِلیّهٔ ایران، یک پادشاهی ایرانی بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهر زدن بر روی اسکناس یا تمبر را سورشارژ می نامند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغرورانه متکبرانه خودسرانه. . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بمعنی ترس و واهمه و بهچنین گریه و زاری.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم اولی تفکر اولی همان پیشینی و ماقبل تجربی در فلسفه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعضای حاسهء همان حواس پنجگانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کَج و مَعوَج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متضاد مانع.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عواملی که به سرشت و طبیعت نهانی ما سوق مان دهند و تحریک مان کنند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنوعی اعجاب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظالمه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادا کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موءدی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان جزمی و دیدگاهی که به جزمیت منتج شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به لهستانی یعنی تبه کار و قالتاق.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیان کردن جملاتی نامفهوم از سر ناخوشی در حالت غیرعادی. خزعبلات و ترهات سرهم کردن. اراجیف بافتن.

١