تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

در کتاب هدایت المتعلمین فی طب جناب اخوینی این کتاب را به بقراط نسبت داده است. صفحه 435

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

شیطرج: وى را عصاب به زبان بربرى و به یونانی لیبدیون. و آن انواع بود و بهترین آن صاحب منهاج گوید هندى بود یا بحرى. و مؤلف گوید که امتحان کرده شد بهتر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

عصفور بضمّ عین و سکون صاد مهملتین و ضمّ فا و سکون واو و راى مهمله بفارسی کنجشک و بترکی سرجه نامند برى و اهلی مى‏باشد برى آن در جثه از اهلی بزرکتر و م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

برک اسبغول [اسفرزه] بخارى اعنی لسان الحمل و آب باران بخورذ. هدایت المتعلمین ص 337

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

کرفس چندین نو است: کوهی، بیابانی، کاشتنی، و نوعی در آب یا کنار آب روید که این نو اخیر از کرفس کاشتنی بزرگتر است و تأثیر هر دو برابر است. نوعی دیگر هس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

طعام جائیده شده. و هر چیز که اعانت بر هضم غذا کند و هضم غذا را گوارا نماید. فرهنگ نفیسی ، ج‏4، ص: 2748

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

و امکان دارد که این بالا آمدن بخارهای بلغَمی غلیظ از معده یا از اندامی دیگر به سمت مغز بر آمده باشند و این شخص در خواب خفه می گردد و این بیماری را در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

فدم یعنی گنگ . هدایت المتعلمین ص 254

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیاقوذا یعنی شراب خشخاش . هدایت المتعلمین فی طب ص 269

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احضار یعنی دویدن و سرعت مشی بود یا گویند که سرعت مشی قسمی بود بحال خود و داخل در عدد نبود که در احضار نبود . کلیات قانون ابن سینا ( ترجمه ) ، متن، ص: ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلانه در داروهای گیاهی همان کلکلانه یا کلکلانج است به این دو کلمه مراجعه شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرژه : معادل کلمه فراشا در فارسی و یا قشعریره در عربی است و آن به معنی حالتی که آدمی را از به هم رسیدن تب ایجاد می شود . و آن خمیازه و به هم کشیده پو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرزه : معادل کلمه فرژه در فارسی و یا قشعریره در عربی است و آن به معنی حالتی که آدمی را از به هم رسیدن تب ایجاد می شود . و آن خمیازه و به هم کشیده پوس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنکاو: در کتاب هدایت المتعلمین فی طب بیش از 15 بار کنکاو آورده شده است هرچه گشتم چنین دارویی نیافتم لذا نزدیکترین دارویی که برای صداع گرم مفید است و ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدای شدید رعد و برق، تکه ای از آتش را با خود به پایین می آورد عذاب ویرانگر مرگ، وهر عذاب ویرانگر و فریاد عذاب آتشی که از آسمان می بارد. گریه عذاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سونوخس‏ تبها حمی یوم و سونوخس یعنی تب یکروزه و تبی که از غلیان خون باشد . طب یوسفى ( جامع الفوائد ) ، ص: 106 در کتاب هدایت المتعلمین فی طب سوناخوس نا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

اخوینی می گوید : "بقراط می کوید که ذات الریه بیشتر بلغمی بود و ذات الجنب از مرّه یعنی گش‏ " در واقع گش و مره ( صفرا ) را یکی میداند. هدایت المتعلمین ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطنجنه‏ بضم میم قسمی از گوشت پخته است‏ آن گوشت را شرحه‏ شرحه کنند پس با مصالح و نمک در آب جوشانیده در روغن زرد بریان سازند و قدرى پیاز و زیره و دارچ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روش ساخت کلکلانه‏ مروزى که استسقا را و معده سرد و تبهاء کهن و سرفه بلغمی و ضیق النفس و جگر و سپرز سخت و باسور و قولنج و صرع را سود دارد و باز گرفتن ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به کتاب هدایة المتعلمین فی الطب، متن، ص: 404 نوعی از اسهال خونی است که در آن خون روشن است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیرماه = پائیز اکنون آغاز کنیم آن هواها کی بنواحی بوذ و بشهرها و بتابستان و زمستان و بهارکاه و تیرماه‏ . هدایة المتعلمین فی الطب، متن، ص: 148 و دیکر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشاله ران

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احلیل یعنی قضیب ، آلت تناسلی مرد و از همه بتر آن بوذ که با حلیل نزدیک بوذ یعنی بقضیب‏ . هدایة المتعلمین فی الطب، متن، ص: 414

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر پشت همه این فقرات زوائدیست خارمانند که آنها را شواک و سناسن گویند . خزائن الملوک، ج‏1، ص: 6 زائده خاری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قفز یعنی جستن از جاى بر جاى که آن را بگیرد یا خود را در آنجا بند کند و خود را از ان آونگان کند و معلق سازد. کلیات قانون ابن سینا ( ترجمه ) ، متن، ص: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورم و آماس صفراوی بود کی حصبه کند و آبله و ماشرا آنکه آماس صفرایی گویند هدایت المتعلمین فی طب صفحه ۷۰۴

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر بر روی صورت غده باشد و زشت شده باشد آن را دشبد می خوانند. هدایت المتعلمین فی طب صفحه 590

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خایه‏ را دو بوست بوذ یکی‏ از بیرون‏ سخت و دیکر از اندرون تنک، ان تنک را غرقی کویند. هدایت المتعلمین فی طب ص 600

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کتاب هدایه المتعلمین فی طب صفحۀ 615 زموره را نمله خوانده است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به نسخه کتابخانه ملی که معنی با بهن را بعد از این کلمه آورده و خواص آن که با کتاب قانون مقایسه شده قانون ( ترجمه شرفکندى ) ، ج‏2، ص: 97 معنی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخم مورد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سؤ الحال: این بیمارى کویند بیش از استسقا آیذ جنانک کابوس بیش از صرع، اکر ان کابوس را اندر نیابی بصرع باز کردذ، این سو الحال را نیز اکر اندر نیابذ باس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی بیمارى است که انسان تا آب بنوشد بعد از مدتی کوتاه همان آب را میشاشد. یونانیان این بیمارى را علاوه بر دیانیطس، دیاسقومس ( دیاسقوس - نسخه. ) و قرا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیانیطس: دیانیطس کلمه‏اى یونانی است و نوعی بیمارى را گویند که انسان تا آب بنوشد بعد از مدتی کوتاه همان آب را میشاشد. یونانیان این بیمارى را علاوه بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوقیه 35 گرم است که 10 درم سنگین و و 7. 5 مثقال می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منشعب - پخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان باغر یا باغره است . و سبب این تب زخمی است که بر پا ( یا دست ) پدید می آید و از به دلیل آن زخم طبیعت به سمت آن زخم می رود تا آن را بهبودی بخشید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثابت ، تب دق نام دق مشترکست بدو معنی یکی را بیونانی اقطیقوس کویند اعنی ثابت، و این تب دق بوذ، و بدان ثابت خواندندش‏ که این تب متمکن کشته بوذ باندامه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرخواک‏ : [به راى مهمله و خاى معجمه و واو. بوزن افلاک‏] گوشتابه را گویند . فرهنگ مجمع الفرس، ج‏3، ص: 977 فرخواگ ، قرخواک ، مدققه ، طعامی است که از گو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوناخوس آن است که خون در داخل عروق و روده‏ها عفونت گیرد و تبى دایم عارض گردد. فردوس الحکمة، ص 292. ابن رشد گوید: �تب معروف به مطبقه ( فراگیر ) که سون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هدایه المتعلمین فی طب ( 684 - 685 ) آمده است می‏توان چنین استنباط کرد که شکستن اندام یعنی احساس ضعف و سستی و به اصطلاح کوفتگی است که به بیمار در ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوناخوس از بوسیدن خون بوذ، اندر اجواف رکها سه نوع بود: یکی آنک عفونت او کمتر از تحلل او بوذ و این تب از اول صعب بوذ باز کمترکمتر همى‏کردذ و سلیم بوذ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرحله ای از تب محرقه می باشد قسم سوم در محرقه و آن را بزبان یونانى قاوسوس و قوسوس و قاریقوس و قاریقسوس و فاریطوس نامند به اختلاف نسخ و آن تب لازم حا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استخوان گیجگاهی عظام صدغ: میان گوشه ابرو و گوش است و آن را شقیقه یا کلالک نیز گویند. تشریح الأبدان، ص: 68

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدانک سبب این تبها بلغم زجاجی بود کی سردترین اصناف بلغم است، جو این بلغم بپوسذ از سردى این بلغم کی هست باطن تن سرد کردذ و این را ابیالوس کویند. هدایة ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خُراجی : طبیبان هر آماسی را که ریم کند، خراج گویند. خلاصة الحکمة، ج‏3، ص: 381

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حالتی است که با آن قدرت بر نگاه داشتن خویش از لرز نباشد. گنجینه بهارستان ( بدیعات اختیارى ) ، ج‏2، ص: 140

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذخنح: بقله الیمانیه دیوسکورید این گیاه را بلیطش نامیده و مى‏نویسد: بلیطش خوراکی است لینت‏ دهنده مزاج است و اثر درمانی ندارد ( کتاب یاسقوریدوس م - 2 ش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رابوعا آن بوذ که بروز جهارم هفته بوذ کروز انذار بوذ جن روز جهارم از هفته نخستین و روز یازدهم از هفته‏ء دیکرم و روز هفدهم از هفته‏ء سدیکرم‏ و روز بیست ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتظار کشیدن. و چشم دوختن برکار. و سر ستیخ کردن جهة برخاستن یق قعد فما یتتلع. فرهنگ نفیسی ج 2 ص 800