دکتر امین روشنی

دکتر  امین روشنی Dr of vet. med. , Theriogenology PHD resident at university of Tehran 🐈 🐎 🐄 🩺

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



restrain٢٠:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٢٢مقید سازی حیوان ( فیزیکی یا شیمیایی )گزارش
7 | 1
marine١٩:٢٧ - ١٣٩٩/١١/١٩آب شور ( ماهی ) ، دریایی، تکاورگزارش
7 | 1
gene sequence١٩:٠٣ - ١٣٩٩/١١/١٩توالی ژنیگزارش
5 | 1
abdominal distention١٩:١٣ - ١٣٩٩/١١/١٩اتساع شکمگزارش
9 | 1
ovoviviparous١٩:١٢ - ١٣٩٩/١١/١٩تولید مثل به روش تخم گذار زنده زاگزارش
7 | 1
viviparous١٩:١٠ - ١٣٩٩/١١/١٩تولید مثل به روش زنده زاییگزارش
7 | 1
oviparous١٩:٠٩ - ١٣٩٩/١١/١٩تولید مثل به روش تخم گذاریگزارش
5 | 1
koi١٩:٠٩ - ١٣٩٩/١١/١٩ماهی کویگزارش
7 | 1
sequence١٩:٠٣ - ١٣٩٩/١١/١٩توالی ( ژنتیک )گزارش
14 | 1
felis catus١٠:٤٠ - ١٣٩٩/١١/١٢نام علمی گربه اهلیگزارش
7 | 1
violable٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/١١/٠٥فسخ شدنیگزارش
12 | 1
twitch١٩:٥١ - ١٣٩٩/١٠/٣٠دامپزشکی و علوم دامی لواشه ( نوعی ابزار مقید سازی )گزارش
9 | 1
follicle١٧:١٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٨دامپزشکی و علوم دامی فولیکولگزارش
7 | 1
embed٠٠:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٦دامپزشکی و علوم دامی سوراخ کردن، نفوذ کردن، فرو رفتن ( مثل کک )گزارش
9 | 1
unique٢٣:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٥خاصگزارش
23 | 4
center filled٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٢مغز دارگزارش
5 | 1
multiparous٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/١٠/٢١دامپزشکی و علوم دامی حیوانی که بیش از یکبار زایمان داشتهگزارش
9 | 1
clearly١٤:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/٢١بدیهیگزارش
9 | 1
pendulous udder٢١:١٧ - ١٣٩٩/١٠/١٨دامپزشکی و علوم دامی پستان پاندولی ( عارضه ای در گاو )گزارش
5 | 1
agressive٠٨:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/١٧شدیدگزارش
12 | 1
hypersensitivity٠٨:٣١ - ١٣٩٩/١٠/١٦دامپزشکی و علوم دامی ازدیاد حساسیتگزارش
5 | 1
miliary dermatitis٠٨:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/١٦دامپزشکی و علوم دامی درماتیت ارزنیگزارش
7 | 1
fad٠٨:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/١٦دامپزشکی و علوم دامی درماتیت آلرژیک کک ( مخفف feline allergy dermatitis )گزارش
5 | 1
deformity٠٩:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/١٥دامپزشکی و علوم دامی تغییر شکل، بدشکلیگزارش
5 | 1
preputial orifice١٨:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/١٤دامپزشکی و علوم دامی سوراخ غلاف قضیبگزارش
7 | 1
preputial١٨:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٤دامپزشکی و علوم دامی پیش پوستگزارش
9 | 1
extrude١٨:١٧ - ١٣٩٩/١٠/١٤دامپزشکی و علوم دامی باد یا شق کردن آلت ( مثلا در معاینه ) بیرون آوردن آلت و نمایان کردن آن ( مثلا در گربه نر به منظور اخذ اسپرم )گزارش
7 | 1
blood staining١٧:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/١٤دامپزشکی و علوم دامی لکه خونگزارش
5 | 1
CV١٧:١٩ - ١٣٩٩/١٠/١٤مثل رزومه با این تفاوت که محدویتی از نظر تعداد اسناد ارائه شده وجود ندارد! و مخفف curriculum vitae هستگزارش
14 | 5
curriculum vita١٧:١٧ - ١٣٩٩/١٠/١٤مثل رزومه با این تفاوت که محدویتی از نظر تعداد اسناد ارائه شده وجود ندارد! به صورت مخفف cv هم به آن گفته می شودگزارش
9 | 1
prepuce١٠:٤٤ - ١٣٩٩/١٠/١٤دامپزشکی و علوم دامی غلاف قضیبگزارش
16 | 1
ad libitum١١:١٢ - ١٣٩٩/١٠/١٣دامپزشکی و علوم دامی بدون محدودیت، آزاد ( مثلا دسترسی نامحدود دام به آب )گزارش
9 | 1
crusting١٠:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/١٣دامپزشکی و علوم دامی دلمه ای که بر روی ضایعات ایجاد می شودگزارش
12 | 1
residual١٠:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/١٣دامپزشکی و علوم دامی پسمانده، باقی مانده، بقایاگزارش
12 | 1
absorbant٢٣:٥١ - ١٣٩٩/١٠/١٢دامپزشکی و علوم دامی قابل جذب ( مثلا نخ بخیه کاتگوت )گزارش
7 | 1
non absorbant٢٣:٥١ - ١٣٩٩/١٠/١٢غیر جاذب ( مثلا نخ بخیه نایلون )گزارش
5 | 1
power smash٢٣:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/١٢اسمش بدمینتون نفت در آر!گزارش
5 | 1
backdrop٢٣:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/١٢ضربه راکت بدمینتون به توپ با پشت دست به طوری که توپ لب تور پایین بیایدگزارش
7 | 1
forehand٢٣:٤٥ - ١٣٩٩/١٠/١٢ضربه راکت بدمینتون به توپ با کف دستگزارش
5 | 1
backhand٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/١٢ضربه به توپ با پشت دست در بدمینتونگزارش
2 | 1
NET٢٣:٤١ - ١٣٩٩/١٠/١٢ضربات لب تور در بدمینتون ( ولی drop از انتهای زمین به لب تور )گزارش
2 | 1
smash٢٣:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/١٢کوبیدن ( بدمینتون ) که معادل اسپک والیبال هستگزارش
21 | 1
hmg٢٣:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/١٢هورمون "گنادوتروپین یائسگی انسانی "گزارش
0 | 0
gid٢٣:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/١٢دامپزشکی و علوم دامی چرخش دام در اثر سنوروزیسگزارش
5 | 1
irritation١٢:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/١١دامپزشکی و علوم دامی نحریک، سوزش، حساسیت، آزار و اذیتگزارش
9 | 0
gag١١:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٩دامپزشکی و علوم دامی ۱. دهان باز کن ( گاو، گوسفند و . . . ) ۲. مخفف گلیکوزامینوگلیکانگزارش
18 | 1
ramus١١:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٩دامپزشکی و علوم دامی شاخ فک پایینگزارش
5 | 0
bite٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٨دامپزشکی و علوم دامی بایت، طرز قرارگیری دندان ها روی همگزارش
9 | 1
unthrifty١٠:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٨دامپزشکی و علوم دامی لاغر، ضعیف، کم قدرت، غیر حاصل خیزگزارش
2 | 0
thrifty١٠:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٨دامپزشکی و علوم دامی ۱. قوی، حاصلخیز، چاق ۲. حیوان خوب رشد کرده ۳. ظاهر سلامت و قوی، رشد کردهگزارش
5 | 0