پیشنهادهای ملیکا (٢٤)
٢٦٦
٦ سال پیش
٢٤
اشتباه نوشتاری، اشتباه چاپی
٦ سال پیش
٠
پناهنده
٦ سال پیش
١٤
دردسر ساز، مشکل ساز
٦ سال پیش
٢
اعتصاب کنندگان
٦ سال پیش
٢
شوخی از حد گذشت،
٦ سال پیش
١٤
افتضاح، ناجور
٦ سال پیش
١٣
اعتصاب کردن ، اعتراض کردن
٦ سال پیش
١٠
دوباره برگشتن
٦ سال پیش
٤
جلسه اظطراری، جلسه ی فوری
٦ سال پیش
٣٩
اخراج موقت، موقتاً اخراج کردن، تعلیق کردن
٦ سال پیش
٢٦
میانجی گری کردن، پادرمیانی کردن، مداخله کردن
٦ سال پیش
٧
سرکارگر، مدیر
٦ سال پیش
٢
به صورت کسی سیلی زدن
٦ سال پیش
٨
حرف های کنایه دار
٦ سال پیش
٢
کفر کسی را درآوردن، کسی را کفری کردن
٦ سال پیش
٢
حرف های ناجور، عبارات توهین آمیز
٦ سال پیش
٥
بدقواره، بی ریخت،
٦ سال پیش
٨
مختل کرد، فلج کرد
٦ سال پیش
٢
شوخی واقعاً بی مزه شده بود، شورش درآمده بود.
٦ سال پیش
٣
مشت زدن به چشم کسی، بادمجان زیر چشم کسی کاشتن
٦ سال پیش
١
به نوبت نشستن
٦ سال پیش
٢٢
اصلاً
٦ سال پیش
٧
بد و بیراه گفتن، دشنام گفتن
٦ سال پیش
١٠
لغزیدن، تلوتلو خوردن
١