تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کوره دررفتن، ( به کسی ) توپیدن، پریدن، پرخاش کردن، قاطی کردن، عصبانی شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The frustrated employee lashed out at his boss. کارمند سرخورده به رئیسش پرخاش کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Angry snakes lash out. مارهای عصبانی از سوراخشان در میان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروکرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The bastard of Winterfellحروم زاده وینترفل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Moving quickly, having no time

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وحی گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فایل خراب کامپیوتر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Get quickly

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Not yet completed, need more time

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

will not work, will not be approved

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هوانوردی:flight spoilers به معنی : جمع شده ** The flight spoilers rise on the wing with up aileron and remain faired on the wing with down ailero ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه pneumatically یک قید در زبان انگلیسی است و به معنی “به صورت پنوماتیکی” یا “از طریق فشار هوا یا گاز” می باشد. مثال: • The door operates pneuma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

“Trip off” به تنهایی کاربرد رایجی ندارد، اما در برخی موارد ممکن است به معنای “خاموش شدن” یا “قطع شدن” باشد، مخصوصاً در زمینه های فنی یا الکتریکی. م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Main wheel well: محفظه قرار گرفتن چرخهای هواپیما در هنگام جمع شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مهندسی، وقتی از "telescoping" صحبت می کنیم، یعنی یک قطعه می تواند به صورت کشویی در داخل یک قطعه ی دیگر حرکت کند، مثل یک لوله ی تلسکوپی که باز و بس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Cowl :به طور کلی در هوانوردی به پوشش هایی گفته می شود که برای حفاظت، بهبود عملکرد یا هدایت جریان هوا اطراف اجزای مختلف هواپیما، مانند موتور یا قطعات ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Drift یعنی رانش، انحراف، یا تغییر تدریجی. در زمینه های مختلف، معنی های خاصی دارد: در هواپیمایی، N1 drift یعنی تغییر تدریجی و غیرعادی در دور فن موت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در جمله "Sensors for the oil pressure indicator and low oil pressure light are located downstream of the oil filter prior to engine lubrication. " ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "Uncommanded" در انگلیسی به معنای "بدون فرمان" یا "غیر دستوری" است. در هوانوردی، "Uncommanded" معمولاً به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک سیستم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Scavenge pump پمپ مکنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه redefine به معنی تعریف دوباره یا بازتعریف است. این فعل زمانی به کار می رود که بخواهید یک مفهوم، ایده یا استاندارد را از نو تعریف کنید یا تغییر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "faired" بسته به زمینه ای که در آن استفاده می شود، معانی مختلفی دارد: 1. در طراحی و مهندسی ( به ویژه در هوانوردی و دریانوردی ) به معنی "صاف و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

تسمه نقاله