پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٣٦٥)
به پارسی = زور و دشواری - زور و رنجش
به پارسی = بر گردن نهادن - فرمان به خویشکاری دادن - بر دوش نهادن
به پارسی = بر گردن ماندن - بر دوش ماندن
به پارسی = برشی از خنیا
می توان به پارسی از واژه یِ :" استوان" ( قابل اعتماد ) هم در برخی باره ها بهره جست
به پارسی : رواداری - روادیدن
به پارسی : پهنای دید - گسترشِ بینش
به پارسی : باره پرسش نهادن - باره پرسش گذاردن
ویژگانی
خُوِشنیتَن = کهن برابر پارسی واژه بیگانه خصوصی
به پارسی : چونیِ دل یا چند و چونی دل
تلخ کامی
شناخته شده - روشن شده
به پارسی = گوشه نشینی - دوری گزینی -
نهفتن - تنهایی گزیدن - دوری گزیدن - به جای کم رفت و آمد پناه آوردن - دور از مردم شدن
کم رفت و آمد هم چمار می گردد
هماهنگ شدن
هماهنگ کردن
به پارسی : مزه ها - گوارایی ها
خواست درونی برای کامجوییِ زیاده خواهانه در راستایخوشگذرانی و تن آسایی
کامجویی در راستای براوردنِ زیاده خواهی هایِ اهریمنی
واژه ای پارسی جایگزینِ واژه بیگانه توجیه
هایسته
ویژگی هایِ راستین یا دروغین انگاری و رفتاری که آشکار می گردد و بر پایه آن کس شناخته می شود
برجسته کردن - ارج دادن
شاید چهره کارتونی را بتوان برای این واژه جایگزین نمود - شخصیّت کارتونی = چهره کارتونی
به پارسی واژه به واژه = درکشیِ نگر دیگران
به پارسی : استواندنِ خود
به پارسی : گراینده شدن - به سویی چرخیدن -
به پارسی : گراینده
خوراندن هم چمار می گردد
به پارسی = با بیشترین انداره توان
دور از پسند - دور از خواسته - دور از پسند به نگر بنده بهتر می تواند این واژه بیگانه را چمار دهد .
به پارسی : نبود ترازمنیِ روانی ناپایداری روانی که به دگرش یافتنِ سخت و تند در سهش ها ( احساسات ) و خوی و رفتارِ ناهماهنگ با چگونگیِ فرمانروا در یک پ ...
به پارسی : نبود ترازمندی
به پارسی : انگاشت ها یا گمانه هایِ بیهوده
به پارسی :انگاشت ها - گمانه ها
در برخی باره ها حساسیت در کار هم بکار می رود که به پارسی شاید مهندی و نکته سنجی جایگزین درستی برای آن باشد . این کار از حساسیتّت خاصی برخوردار است =ب ...
به پارسی = گزاره کردن - زند کردن
به پارسی = به کار رفته - در برخی باره ها گساریده
به پارسی : زمان درخور - پیشامد برجسته
فرجودگونه
پَرزه = فتیله
به پارسی = گستره خالی
به پارسی = پهنه یا پیراگیرِ مرده
به پارسی : پهنه یا پیراگیرِ سبز
به پارسی : بکار آمد - فایده مند شد
پارسی واژه بیگانه اتمسفر
تنده بسته شده از منی مرد در پیوند با تخمک زن
دانه هایِ آفریننده همانندِ گیاهان یا هر روینده دیگر