پیشنهادهای سید مهدی خبازی (١٣)
این اصطلاح اغلب در فرم منفی استفاده می شود و به این معناست که فردی تحمل کسانی که رفتار احمقانه دارند یا سوالات احمقانه می پرسند را ندارد. برای مثال؛ ...
فاتحه اش خونده اس!
reduced to sth. / doing sth در اینجا to حرف اضافه است و فعل به صورت اسم مصدر یا ing دار به کار می رود. تحقیر شدن، به موقعیت بدی دچار شدن؛ مثال: He ...
حس کنی تحقیر شدی، حس کنی تو رو "خر" فرض کرده ان؛ مثال: I felt such a fool when I realized that he's been lying to me all the time. موقعی که فهمیدم ت ...
A man who treats other people badly, especially by being dishonest or immoral لات و رذل، بی وجدان
قهوه ی رقیق
از کسی کینه به دل داشتن { به خاطر اشتباهات و خطاهای گذشته }
خیلی زیاد اونقدر که دیگه به چشم نمیاد
غمت نباشه !
آدمی که یه تخته اش کمه آدم خِنگ ، احمق
حواست باشه ( چشم ) ازش برنداری
خیلی هم چیز شاهکاری نبود خیلی هم خاص نبود
فلنگ رو بستن They ordered the sandwich, but when the bill arrived they did a runner!