دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٤٦٤
رتبه
رتبه در دیکشنری
٥,٨٩٦
لایک
لایک
٣٩
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

این اصطلاح اغلب در فرم منفی استفاده می شود و به این معناست که فردی تحمل کسانی که رفتار احمقانه دارند یا سوالات احمقانه می پرسند را ندارد. برای مثال؛ ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

فاتحه اش خونده اس!

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

reduced to sth. / doing sth در اینجا to حرف اضافه است و فعل به صورت اسم مصدر یا ing دار به کار می رود. تحقیر شدن، به موقعیت بدی دچار شدن؛ مثال: He ...

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

حس کنی تحقیر شدی، حس کنی تو رو "خر" فرض کرده ان؛ مثال: I felt such a fool when I realized that he's been lying to me all the time. موقعی که فهمیدم ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

A man who treats other people badly, especially by being dishonest or immoral لات و رذل، بی وجدان

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.