حس کنی تحقیر شدی، حس کنی تو رو "خر" فرض کرده ان؛ مثال:
I felt such a fool when I realized that he's been lying to me all the time.
موقعی که فهمیدم تمام مدت داشته بهم دروغ میگفته احساس تحقیر شدن بهم دست داد. ( حس کردم منو خر فرض کرده )
موقعی که فهمیدم تمام مدت داشته بهم دروغ میگفته احساس تحقیر شدن بهم دست داد. ( حس کردم منو خر فرض کرده )