reduced to do something

پیشنهاد کاربران

reduced to sth. / doing sth
در اینجا to حرف اضافه است و فعل به صورت اسم مصدر یا ing دار به کار می رود.
تحقیر شدن، به موقعیت بدی دچار شدن؛ مثال:
He used to be the boss, but now he's reduced to working for someone else.
...
[مشاهده متن کامل]

قبلا ها رئیس بود، اما حالا واسه یکی دیگه کار می کنه. ( از مقام قبلیش کم شده )

ناچار/مجبور شدن به انجام کاری