نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to swap horses in midstream: در میانه ی کار تغییر عقیده دادن؛ نظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to spill the beans: بند را آب دادن؛ افشا کردن راز؛ برمل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to spill the beans: بند را آب دادن؛ افشا کردن راز؛ برمل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to keep a stiff upper lip: ( در برابر مشکلات ) خم به ابرو نیاو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to keep a stiff upper lip: ( در برابر مشکلات ) خم به ابرو نیاو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a red herring: نکته ی انحرافی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a red herring: نکته ی انحرافی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to cool one’s heels: منتظر نگه داشتن؛ چشم به راه نگه داش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cause celebre: پرونده ی جنجالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have cold feet: ( به خاطر ترس و عدم اطمینان ) جا زد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to have cold feet: ( به خاطر ترس و عدم اطمینان ) جا زد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on the carpet: توبیخ شدن؛ سرزنش شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the carpet: توبیخ شدن؛ سرزنش شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pay the piper: عواقب کاری را کشیدن؛ تقاص پس دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to pay the piper: عواقب کاری را کشیدن؛ تقاص پس دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to look a gift horse in the mouth: دندان اسب پیش کشی را شمردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to show one's hand: نیت واقعی خود را نشان دادن؛ دست خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to tilt at windmills: با دشمن فرضی جنگیدن؛ با دشمن خیالی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to feather one's nest: جیب خود را پر کردن؛ ثروتمند شدن ( ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to feather one's nest: جیب خود را پر کردن؛ ثروتمند شدن ( ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fair weather friends: رفیق نیمه راه؛ دغل دوست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sow one's wild oats: جوانی های خود را کرده بودن؛ خوش گذر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
windfall: باد آورده؛ پول باد آورده؛ مال باد آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skid row: محله ی ولگردها؛ محله ی فقیرنشین؛ حل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
skid row: محله ی ولگردها؛ محله ی فقیرنشین؛ حل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flamboyant: خودنما ؛ متظاهر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
indian summer: آب و هوای گرم پاییزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indian summer: آب و هوای گرم پاییزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take the bull by the horns: ( با مشکلات ) سرشاخ شدن؛ با مشکلات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to take the bull by the horns: ( با مشکلات ) سرشاخ شدن؛ با مشکلات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to wash dirty linen in public: سفره ی دل خود را پیش همه باز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lion’s share: سهم عمده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the lion’s share: سهم عمده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lion share: سهم عمده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
out of the frying pan into the fire: از چاله به چاه افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of the frying pan into the fire: از چاله به چاه افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to keep the pot boiling: بازارگرمی کردن؛ تنور را گرم نگه داش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
philadelphia lawyer: وکیل برجسته؛ وکیل کاربلد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to gild the lily: بیش از اندازه تعریف و تمجید کردن؛ س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to steal one’s thunder: دست پیش را گرفتن؛ بر روی دست کسی بل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
whitewash: ماستمالی کردن؛ لاپوشانی کردن؛ رفع و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break the ice: طلسم را شکستن؛ سر صحبت را باز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to break the ice: طلسم را شکستن؛ سر صحبت را باز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the grapevine: شایعات و اخبار غیررسمی؛ کلاغ سیاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a beeline: یک راست؛ مستقیماً
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a beeline: یک راست؛ مستقیماً
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش