برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجتبی عیوض صحرا

مجتبی عیوض صحرا سرآغازِ دفتر نوشتم، به امیدِ بسمه تعالا / از جان و سِرشتم، ندا آمد که تو هستی توانا (صحرا)
ما دو برادر دوقلو هستیم، من دبیر ادبیات و برادرم دبیر انگلیسی است.
ما جزوه،مقاله(جُستار)،اسلاید(نماجا)،فرهنگ نامه،گروه بندی واژگان،داستان و تاریخچه واژگان(داستان واره)،جملات قصار(دلنوشته)،
آرایه و دستور زبان های فارسی،ترکی و انگلیسی،شعر و ترانه و...
گردآوری و نوشته ایم و دارای روش های نوین و پیشرفته ای در فارسی،انگلیسی و زمینه های گفته شده هستیم!
( گرچه از نظر استاد ابوالحسن نجفی: واژه (( نوین )) حشو است و همان معنای نو را می دهد و دیگر نیازی به ساختن آن نیست!
" نو " صفت است و " ین " پسوند نسبت صفت ساز که با اسم می آید.
ولی امروزه برای برابر پارسی: " مُدِرن" استفاده می شود که معنای: نو تر،جدید تر،به روز تر،امروزی تر و... می دهد! )

این ها رو ننوشتم که کبّاده بکشیم،میخواستم فقط گفته باشم که شبِ(شب های) راحتی رو نگذروندیم و آسون و یه شبه هم،بدستش نیاوردیم! و در این راه، سختی ها و دشواری های وَشنادی(زیادی) کشیده ایم، تا اینکه تونستیم با ریاضت و همدلی هم به این دستاورد برسیم.(البته در دَه سال)
برادرم هنوز یک واژه انگلیسی هم در آبادیس ثبت نکرده است،خودش می گوید وقت و حوصله ندارد! و من هم تنها شُمارِ اندکی از واژگانم را نگارش کرده ام ولی ناگفته نماند که بیشتر واژه‌های انگلیسی را با کمکِ برادرم نوشتم!

هنوز هم بخاطرِ واژه ای، هیچ پولی نگرفتم(بر خلاف خیلی از جاهای دیگر که خودتون میدونید) و مجانی و رایگان(عاشقانه،دِلی) واژه ساختم و نوشتم!
تا به امید اینکه:
دعای خیرتان بدرقه راهِمان شود و جوانانی به مانند ما دیده شوند و از طرح ها و واژگان ما استفاده بیشتری شود یا به زبون خودمونی، از ما تقدیر شود! چون تا حالا هیچ کسی بخاطرِ این واژگان از ما قدردانی نکرده است،به امید روزی که این کار صورت گیرد
و به قول دکتر شریعتی: مدرک جای خودش را به درک آدم ها دهد!
برای کسی که می فهمد،هیچ توضیحی لازم نیست
برای کسی که نمی فهمد،هر توضیحی اضافه است
آنان که می فهمند،عذاب می کِشند
و
آنان که نمی فهمند،عذاب می دهند

مهم نیست، که چه "مدرکی" دارید
مهم اینه که، چه "درکی" دارید!

و همچنین آموزش کشورِمان درست شود و به فرزندانمان توانایی و شِگردهای زندگی و آدم واری(انسانیت) بیاموزیم تا گرفتن نمره!
" حقا که این تردستان،بازی دادند ما را / با طاقِ ضَربی خشتی،راضی کردند ما را
(( طاقِ ضَربی خشتی: تشبیه شده به پرسش های چهار گزینه ای بیهوده ))
بازیگران آن ها،بازیچه ی تشویش اند / داوریَش با شما،جایِ تشویق ندارد!
(( بازیگران: دانش آموزان و دانشجویان هستند! ))
حقا که قانونش،جزء در دفتر و کاغذ / در هیچ جای دنیا،جای عمل ندارد
عاری از این بدتر نیست،بر پیکر کنکوری / آری،نیست عدالت،در عرصه ی کیهانی
حقا که زندگانی درس نیست لایِ دفتر / معلم بزرگی است،تخته و گچ ندارد
اکنون گو ای صحرا،این است عروج غایی / که ارزشِ هر کسی،شود نمره نهایی
حقا که این آموزش، مانند تیر مَشقی / موحش است و ترسناک، اما اثر ندارد! "
((مَشقی!: ایهام تناسب-1.گلوله تمرینی و آموزشی 2.مشقِ بی خودی و الکی که با آموزش تناسب دارد ))

[[ از شرکت آبادیس گرانقدر هم، بخاطرِ اینکه گذاشت شُمارِ اندکی از واژه های خودم و واژه های بوده(از قبل موجود) دیگر را، ثبت یا معنی جدید کنم،
سپاس گزارم و امیدوارم مسؤلین(مسئولین!) و به ویژه مردم، از شرکت های ایرانیِ مثل ایشان حمایت جانانه ای کنند. ]]

یک روشنگری درباره این نشان(!): این نشان افزون بر اینکه در زبان فارسی برای علامت تعجّب،حالت و خطاب به کسی بکار می رود.
من این نشان را به معنی (رجوع شود) تلقی کردم >>> پس هر موقع این نشان را در واژه های من دیدید، یه نظر هم به این واژه (!) بیَندازید.
مثلِ: چالش: بُحران،تَنِش-دَرگیری،کَلَنجار،دردسر،دلمشغولی،دغدغه!
پس در اینجا برای بهتر فهمیدن این واژه می توانید، یه نگاهی هم به دغدغه یا هر کدوم از واژه های نا آشنا بیَندازید.

هر سازمان،دانشگاه و مدرسه ای(در تهران،البرز) میخواهد برای همکاری و آموزش دادن و... با ما ارتباط بگیرد؛ می تواند به این آدرسِ تلگرامی پیامک بزند: m2sahra@
ما هم به دیده ی منّت قبول می کنیم و در صورت صلاحدید با ایشان تماس میگیریم.ممنون و سپاسگزارم

(( یه خواهش هم از بَروبَچ رسانه ، نویسندگان و شاعران عزیز دارم:
لطف کنید حقوق معنوی ما رو هم رعایت کنید یا وقتی از کلماتمون استفاده می کنید،
خواهشمندم از ما هم اسمی ببرید تا مردم ما را هم بشناسند یا بفهمند نخستین بار این کلمات رو کی گفته! شاید براشون جالب باشه! ممنون.
مثالی از کلماتی که برگرفته از ماست! و زیاد استفاده میشه. مثلِ:
نام برنامه ها:
نسیم،ماه عسل،نوسفر،دورهمی،خندوانه

واژه های خودمونی و کوچه بازاری:
وِزِّه،منحصر به فرد،خوش خوشون(خوشخوشان)،شاسگول!،پچول،گاگول،
ورپریده،آتیشپاره،ژنِ خوب(آقازاده!)،تابلو،خفن،چنیم،سه سوت،سوتی،گاف،
قُلُپی،جیرینگی،پایه،ترکوندن،گل هم،زاقارت،کَل،کُری،دندت نرم،
بروبچ،تی تیش،لانتور،قزن قورتکی،خوشمَل،فنچ،جقل،جیگیل،نادخ،
موزمار(مارموز!)،دودوزه(دو دوزه!)،جیفنگ،دودَر،کنف،خیت،خنزرپنزری،
قپی،قمپز،سرتق،گوگولی مگولی(گوگول یا گوگولی)،سنکوپ،
اُرت،وا دادن،رد دادن،قاراشمیش،هاگیر واگیر،بزن زنگو،همه چی تموم،
تو خوبی،خوبت شد،بخواب بابا،سوت شو(سوت!)،هاپول،هاپولی،چاپو،
خودمونی(خودمانی)،جیک تو جیک و...(جیک!)،دَقَرنوش،
زپرتی،فکسنی(فکستنی)،زیقی،پیزوری،همینه که هست،
دور برداشتن،دوردور(دور دور)،پرچمت بالاست،خانم خانما،گل پسر،
رکب،تو نختم،هلالوش،باباشمل،بشکاری،پینتی،جناب خان،
کاربشول،دستگرمی،سمبل،الدنگ،اُزگَل(اوزگل)،سر کجی داره،
رُفتار،لاطاقه،ماسیدن،ایسگاه(ایستگاه)،اورک

واژه های ساخته شده(یافته شده) و برابر های پارسی:
کاریزما،کارما،دارما،چالش،پویش،پایش،برجام،اینستکس(INSTEX)،
واکاوی،آنالیز(analyze)،آن(body language)،
سِلفی(selfie)،مینو(meaning)،
تیم(team)،کاپیتان(captain)،لیگ(league)،استارت آپ(start up)،ربات(robot)،رباتیک(robotic)،
استندآپ کمدی(stand up comedy)،پانتومیم(pantomime)،دابسمش(dubsmash)،
ریموت(remote)،بِرَند(brand)،خنداننده(کمدین"comedian")،رانت(rent)،کلیشه(cliche)،
نیمه گمشده(the missinig half)،اسلاید(slide)،تله پاتی(telepathy)،سلف سرویس(self service)،
آدرس(address)،تئاتر(theater)،کنسل(cancel)،فراگرد(process)،استاندارد(standard)،دَشتان(پریود)،دَخشَک(آرم)،
همپرسگی(ویزیت)،
گارد،کُمپِلِت،کُنسِرت،پانسیون،معرکه(سیرک)،سانسور،کُمیسیون،اسکی

نام ها:
دلِ علی(دله الی"Dele Alli")،آیسل،سارینا،ماهور،آبادیس،نیرال،
آرامین،آروشا،سورن،سورنا،شاندیز،یاشا،یاشار،ساواش،
آلاش،شادلی،آپادیپا،آبلاتکا،آتسز،جان آقا،مهپاره،فرهاد،
یلدا،مادر(mother)،پدر(father)،برادر(brother)،دختر(daughter)،
دوشیزه،خواهر،پسر،شوهر،آبجی،داداش
گریسا،قاشدیس،آلپای،آشقین،آتیشماز،آلیشان،آلقیش،
ترکای،آییق،باریش،رایش،یازگون،یایگون،هیتمن،
چینوانت،خشترا،هوشیدر،آناهیتا،آرشیناز
چاتا،یاشیل،یاراش،ایستک،یاقیش،کپنک،شاریس،زیما
هومت،هوخت،هورشت،ویان،ویانا،تیشتر
آچینا،گوزل(غزل)،غزال،سوبان،ایزل،پادوس،پادوسبان
هازارد(هزاربد،Hazard)،نوزود،آباریس،داریس،چیترا،تریتا
پردک،آمیتیس،فرتاگون،فرهود،پریملاک،فرناد،فریمان،همداد
رامیاد،ویرا،وست،وستا،هوتانا،شایریا،وشتی،هوداک،هودین
هومان،داتام،شابار،ورجاوند،نازانتا،شانیسا،گیتیکا،نیماد،راجان
وخشور،آدیوار،هیرود،هوکرپ،ایسانا،ویشاد،ایلایدا،آیدانا
آرشیت،برساد،آرتیستون،پنام،آبراتاس،برسام

پسوندها:
وانه،اک،نگ،وا،واده،وَند،شَن،نود،اِشت،یاد،ایک،ال،اده،وَش،دیس،یس،
وس(اُوس)،دیز(یز)،یزه،وَر،اُور(ور)،اُو(و)،دَر(تَر)،اَر،تاش،سین،سِل،مَل،لو و...

واژه های ادبیاتی:
کنکاش،گفتاورد،دستاورد،رونمایی،پرسمان،خودجوش،تبانی،تلکه،
پرسپولیس،داو،یکّه تاز،تلنگر،گنگلاج،آستین پوش،دست برنه،آسمان جُل،خیلتاشان،
پروردش،پدوازک،چلمله،چپیره،پژوردن،هموکار،استومند،اهورامزدا،
مهرابه،آبه،فرهنگ،سرهنگ،میسوانه،فرشگرد،پابوس،پرچم ایران،
اسورنان،نوهرن،تناپور،پتت،پادیاب،دوشیارا،ورجمکرد،ممنون
فراماسون،چهارشنبه سوری،حاجی فیروز،عمو نوروز،نوروز،
کریسمس،هالووین،هولی،سیزده بدر
" تفاوت های (ی)،(ه) و نقش نمای اضافه،چند املایی ها"،
کربلا،پاپی شدن،لکّه(لکّه دویدن)،خطی بر کسی کشیدن،خواجه وار،دل شکر،
آتش به اختیار،آتش به فرمان،محتسب،آبدیده،اختلاس،دست مایه،
کارمایه،تنهاوَش،سلوچ،سربه مهر،سووشون،دست مریزاد،یاشاسین،
ناز شستت،دستِت درست،دست خوش،مورمور و................ ))

(خوشبختی) از زبانِ دکتر علی شریعتی:
خوشبختی ما در سه جمله است:
تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر، زندگیِ مان را تباه می کنیم:
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا!
در حالی که، معتقد به این هستیم که پروردگار بزرگوار:
دیروز را عفو ، امروز را مَدَد و فردا را کفایت می کند!

:charisma words
Words" are like double- edged"
sword", Be careful of"
incision: They can both penetrate
and break hearts
کاریزمایِ(گیرایی) واژگان:
"کلمات" همانند "شمشیر" دو لبه اند،حواسِمان به بُرّندِگیشان باشد:
هم تواناییِ نفوذ در دل ها را دارند و هم شکستنِ آن ها را (صحرا)

تنها زمینه سازَند:
مهمترین چیزی که در مدرسه و دانشگاه یاد می گیریم
این است که :
مهمترین چیزها را ، در مدرسه و دانشگاه یاد نمی گیریم!
یعنی خودت باید مسیرِ پیشرفتت رو پیدا کنی! (صحرا)

:Live the moment
Always like a "detector" and
! Your present "receptor" now
در لحظه زندگی کُن:
همیشه مثلِ "ردیاب" باش و
حالِ کنونیت رو "دریاب" ! (صحرا)

در بازیِ زندگی
جونِ خوبی هایت را بی نهایت کن
زیرا بازی سختی(دشواری) در پیش داریم
بگذار مهربانیت را واسه روزِ مبادا پس انداز کنیم! (صحرا)

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

351 رَکَب-در گویش بازاری و تهرانی(کوچه بازاری)
دَغَل،نیرنگ،حقّه،مکر و حیله،فریب،گول،شیله پیله،رند! و...
فن و شِگِردی که در کشتی باستان ایران هم وجو ...
١٣٩٦/١١/٢٠
|

352 نمادهای برگرفته شده فرهنگ های فَرَنگی از فرهنگ کُهَن و ریشه دار ایران در شب یلدا:
کریسمس(جشن مسیح) >>> نماد یلدا
بابانوئل(بابا نوروز،پدر میترا ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

353 پیدایش حیات:
از نظر علمی:
4.5 میلیارد سال قبل زمین بوجود آمد،به این گونه که سطح اولیه زمین پوشیده از مواد مذاب بود >>>
بتدریج سرد شد >>> سن ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

354 سابقه ی تاریخی یلدا و کریسمس(میلاد مسیح):
میتراییسم یا مهر پرستی یکی از آیین های مذهبی ایران باستان به شمار می رفت، که مهمترین جشن آن (یلدا) بود! ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

355 تاریخچه تقویم مسیحی:
از نظر زمین شناسی، وقتی خورشید در دی ماه(حَضیضِ خورشیدی) قرار گیرد:
در نیم کُره ی شمالی(مثل کشور ایران):
انقلاب زمستان ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

356 این مقاله را چند سال پیش نوشتم و چکیده ای از آن را در اختیار شما عزیزان قرار می دهم،امیدوارم بهره کافی را ببرید.
خواهشمندم همه ی این جُستار را تا ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

357 پَرچَمِت بالاست-
در زمان قدیم،وقتی بین دو کشوری که جنگ می کردند؛کشوری به پیروزی می رسید،پرچمش را به بالاترین نقطه می برد و برافراشته می کرد تا همه ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

358 در زمان قدیم؛پادشاهان، زن های زیادی اختیار می کردند و به بهترین زن که از لحاظ زیبارُویی،رهبری و... از دیگران، سَرتَر و آس تر بود؛ لقب خانم خانما رو ب ... ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

359 به نوعی خمیر مایه طبیعی نانوایی که از دیروز باقی مانده باشد؛چون،تا فردا وَر اومده و باد می کند و برای همین است که به او سَرکِش می گویند!
برای این ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

360 کودکانه اش: پیخ پیخ(پِخ پِخ) کردن! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

361 واژه ای فرانسوی،یونانی-ترکیبی از: تله: دور،فاصله دار پاتی: راه،مسیر-می رسد،وقوع می گیرد
معنی: دو هم اندیشی،همپا انگاری-با هم اندیشی،همذات پِنداری! ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

362 با هم اندیشی،همذات پِنداری!
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

363 سِلف سِرویس-واژه انگلیسی(self service )
معادل فارسی در مهمانسرا: پذیرایی خودمونی،غذا خوری خودخدمتی،سَروَر خوری(یعنی خودت هر چی بخوای میخوری!)
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

364 معادل فارسی در مهمانسرا: پذیرایی خودمونی،غذا خوری خودخدمتی،سَروَر خوری(یعنی خودت هر چی بخوای میخوری!) ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

365 سِلفی(selfie)،واژه ای انگلیسی-
معادل فارسی: خودمونی
مثال: عکس خودمونی،پذیرایی خودمونی و...
توجه: عکس واژه ای عربی که در فارسی استفاده می شود ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

366 شوهَر-شوی و پسوند(اَر!) نسبت،وابستگی و... فارسی اَوِستایی!
مردی که با زنی نسبت دارد،مردی که با زنی عهد و پیمان بسته است
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

367 پِسَر-پاسدار و پسوند(اَر!) نسبت،وابستگی و... فارسی اَوِستایی!
پاسدار و نگهبانِ حریمِ خانواده- پُشتوانه و نگهدارنده نسلِ خاندان
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

368 خواهَر-خواه یا مصدر خواستن و پسوند(اَر!) نسبت،وابستگی و... فارسی اَوِستایی!
آن که خواهان خانه و خانواده است،خاطر خواه و خواستار خانواده،مَدَد و ی ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

369 بَرادَر!-برای ما و پسوند(در"تر"!) نگهبانی و... فارسی اَوِستایی!
brother برگرفته شده از فارسی است!
کار انجام دهنده و پیگیر مشکلات ما،حامی و دوست ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

370 بَرادَر-برای ما و پسوند(در"تر"!) نگهبانی و... فارسی اَوِستایی!
brother برگرفته شده از فارسی است!
کار انجام دهنده و پیگیر مشکلات ما،حامی و دوستد ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

371 دوش و پسوند اسم ساز شباهت (یزه!)
یعنی کسی که مشغول دوشیدن! می باشد و قصد ازدواج ندارد(قصد ادامه تحصیل دارد!)،پاک کننده بدی ها،پاکدامن،دلپاک،دختر!
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

372 پسوند اسم ساز فارسی اَوِستایی: 1. کوچکی(تحقیر) 2. دلسوزی و دوست داشتنی 3. شباهت
1. شهریزه 2. آرامیزه 3. پاکیزه،هُوِیزه،دوشیزه! و...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

373 دیدگاه های گوناگونی درباره (دُختَر) وجود دارد:
1. از واژه ی دوغدر: یعنی کسی که مسئول(مسوؤل) و نگهبان دوغ یا کسی که شیر می دوشید(واژه دوشیزه هم از ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

374 دیدگاه های گوناگونی درباره (دُختَر) وجود دارد:
1. از واژه ی دوغدر: یعنی کسی که مسئول(مسوؤل) و نگهبان دوغ یا کسی که شیر می دوشید(واژه دوشیزه هم از ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

375 پِدَر!-از مصدر پاییدن- در اصل پایدر یا پادر بود،که به مُرور زمان تغییر یافت.
در: پسوند نگهبانی و... فارسی اوستایی است!
father برگرفته شده از فا ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

376 پِدَر-از مصدر پاییدن- در اصل پایدر یا پادر بود،که به مُرور زمان تغییر یافت.
در: پسوند نگهبانی و... فارسی اوستایی است!
father برگرفته شده از فار ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

377 مادَر!-ما و پسوند(در"تر"!) نگهبانی و... فارسی اَوِستایی!
mother برگرفته شده از فارسی است!
زن فرزند دار-پدید آورنده ما،رسیدگی کننده و آسایش دهند ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

378 مادَر-ما و پسوند(در"تر"!) نگهبانی و... فارسی اَوِستایی!
mother برگرفته شده از فارسی است!
زن فرزند دار-پدید آورنده ما،رسیدگی کننده و آسایش دهنده ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

379 اَر-پسوند نسبت،وابستگی و... فارسی اَوِستایی است!
مثل: خواهر،پسر،شوهر و...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

380 تر- پسوند نگهبانی،حفاظت،مراقبت،نگهداری،رسیدگی،آسایش دهندگی و... فارسی اَوِستایی است!
مثل: مادر،پدر،برادر،دختر و...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

381 چاپو(چاپیو)-از مصدر چاپیدن(واژه ترکی: چاپماق) و پسوند شیرازی او(در اینجا شباهت)
معنی: اختلاسگر،هاپولی کننده،تاراج و یَغما برنده،چپاولکار-
آدم ح ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

382 رُبات!
معادل فارسی: هوشمان
هوش: خِرَد،عقل،فراست،زیرکی-شُعور،فهم،ادراک و...
مان: پسوند اسم ساز فارسی
آدم آهنی-علم طراحی و ساخت
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

383 واژه فرانسوی( ideal ) -
دلخواه،آرمانی،رویایی،پسندیده،خوشایند،
دلچسب،دلپذیر،دلپسند،دلنشین-
هدف والا،آرمان برتر!-
بهترین،باحال،عالی،شگفت ان ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

384 واژه فرانسوی-
دلخواه،آرمانی،رویایی،پسندیده،خوشایند،
دلچسب،دلپذیر،دلپسند،دلنشین-
هدف والا،آرمان برتر!-
بهترین،باحال،عالی،شگفت انگیز،خفن!-< ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

385 چون این واژه فارسی،انگلیسی است،می توانیم از واژه ی فارسی،ترکی آن استفاده کنیم:
خوشمَل!
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

386 طناز! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

387 خنداننده(کُمِدیَّن: comedian)! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

388 طناز! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

389 طناز! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

390 دست مایه! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

391 دست مایه! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

392 بهازار،بهاگاد،ارزگان(زار،گاد،گان: پسوند جا و مکان)
و به جای اینکه بگوییم: طَرَف رو بورسه >>> میتونیم بگیم طَرَف رو دوره
کالایی رو بورسه >>> کال ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

393 توجه کُن: به گوش و به هوش باش،هُشدار،هوشیار باش،دل بده! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

394 سفسطه! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

395 معادل فارسیش: فَرافِکَنی! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

396 جیفَنگ-در گویش بازاری و تهرانی(کوچه بازاری)
جی: مخفف جا !
فَنگ: در رفتن،بیرون رفتن،فرار کردن،گریختن
معنی: جیم زدن،دودر!

به مانند واژه ...
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

397 پَپَه به زبان کودکانه: واژه ای ترکی-نان،یه چیز خوردنی،خوراکی،غذا و...
پَپِه به زبان عامیانه: شاسگول!
١٣٩٦/٠٩/٢١
|

398 شاسگول! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

399 این واژه انگلیسی است: dubsmash ! ١٣٩٦/٠٩/٢١
|

400 لانتور!
همه معنی هایی که گفتین درستند،فقط ساختار دستوریش اینجوری میشه:
لانتور به اضافه پسوند نسبت(ی)
١٣٩٦/٠٩/٢١
|