پیشنهادهای جمشیدی (١٠٥)
خواستیدن معنای گسترده ای دارد: خواهش کردن، تقاضا داشتن، آرزو کردن، اراده کردن یا قصد داشتن در اوستا نیز ریشه ای مشابه با اکسیستان “iš” برای �خواستن، ...
برایشیدن برای واژهٔ برایشیدن — یعنی �ظهور بی سابقه و خلقِ نو در دل امر واقع� — منابع معتبر تاریخی یافت نشد. این واژه در منظومه مفهومی در عالم فلسفی و ...
پروردیدن از واژهٔ پروردن به معنای �پرورش دادن، تربیت کردن، حمایت کردن، بزرگ کردن� است رودکی گفته: �مار را هر چند بهتر پروری / چون یکی خشم آورد کیفر ب ...
پدیداریدن از واژه پدیدار شدن ( معادل انگلیسی: appear, emerge ) استفاده شده است مثال ساده: �هنگامی که پدیده ای نو پدیدارید، حیات تازه ای آغاز می شود. �
این دسته بندی از عینی ترین ( مبتنی بر مشاهده و اقدامات عملی ) به ذهنی ترین ( مبتنی بر تفکر و تحلیل انتزاعی ) تنظیم شده است. ۱. مشاهده و نظارت - ب ...
این دسته بندی از عینی ترین ( مبتنی بر مشاهده و اقدامات عملی ) به ذهنی ترین ( مبتنی بر تفکر و تحلیل انتزاعی ) تنظیم شده است. ۱. مشاهده و نظارت - ب ...
این دسته بندی از عینی ترین ( مبتنی بر مشاهده و اقدامات عملی ) به ذهنی ترین ( مبتنی بر تفکر و تحلیل انتزاعی ) تنظیم شده است. ۱. مشاهده و نظارت - ب ...
این دسته بندی از عینی ترین ( مبتنی بر مشاهده و اقدامات عملی ) به ذهنی ترین ( مبتنی بر تفکر و تحلیل انتزاعی ) تنظیم شده است. ۱. مشاهده و نظارت - ب ...
شور خواستن و شوق رسیدن در موسیقی شور در آفریدن و شوق در اجرا در رقص شور در حرکت و شوق در هماهنگی در آواز شور در احساس و شوق در بیان. در نقاشی و مجسم ...
شور خواستن و شوق رسیدن در موسیقی شور در آفریدن و شوق در اجرا در رقص شور در حرکت و شوق در هماهنگی در آواز شور در احساس و شوق در بیان. در نقاشی و مجسم ...
این دسته بندی از عینی ترین ( مبتنی بر مشاهده و اقدامات عملی ) به ذهنی ترین ( مبتنی بر تفکر و تحلیل انتزاعی ) تنظیم شده است. ۱. مشاهده و نظارت - ب ...
این دسته بندی از عینی ترین ( مبتنی بر مشاهده و اقدامات عملی ) به ذهنی ترین ( مبتنی بر تفکر و تحلیل انتزاعی ) تنظیم شده است. ۱. مشاهده و نظارت - ب ...
بر اساس معنا و کاربرد: ۱. بررسی و اصلاح - بازنگری - بازبینی - بازسنجی - بازکاوی - بازرسی ۲. خوانش، تحلیل و تفکر - بازخوانی - بازاند ...
دین در فرهنگ دینی به معنی " راه زندگی" بکار رفته است
سه اصطلاح " تطور، تحول و برآیش " را بهتر است در کنار هم معنا شود • تطور Evolution به پیشرفت و توسعه در طول زمان اشاره دارد. به تغییرات نرم و در طولان ...
سه اصطلاح " تطور، تحول و برآیش " را بهتر است در کنار هم معنا شود • تطور Evolution به پیشرفت و توسعه در طول زمان اشاره دارد. به تغییرات نرم و در طولان ...
سه اصطلاح " تطور، تحول و برآیش " را بهتر است در کنار هم معنا شود • تطور Evolution به پیشرفت و توسعه در طول زمان اشاره دارد. به تغییرات نرم و در طولان ...
- قابلیت ها به شما می گویند که سیستم چه کارهایی می تواند بکند - در حالی که ویژگی ها نحوه انجام آن کارها را توصیف می کنند
بهتر است " قابلیت ها و ویژگی ها " در کنار هم تعریف شوند
برآمد چیزی از دل چیز دیگر نفی در نفی شدن ( از اصول دیالکتیک است )
کلمه "مواتی" به معنای "مفعولی از واوی مفعولی" است و در اینجا به معنای "محیط ها و شرایط موجود در جامعه و جامعه ی محلی" استفاده می شود. در واقع، از این ...
آیا کلمه دیگری معادل " مستوحات" وجود دارد؟ بله، در زبان فارسی معادل های دیگری برای کلمه "مستوحات" وجود دارد. این معادل ها عبارتند از: 1. الهام بخش: ...
مستوحات "مستوحات" به معنای الهام گرفته شده یا الهام گرفته شده از چیزی است. وقتی یک مفهوم، ایده یا الگوریتم از یک منبع دیگر الهام گرفته شود و بر اسا ...
پابرجا بودن با پاکی و درستی
کسی که فرمانش جاری است کسی که فرمانس نافز است
پُر شکوه، شکوه مند با ابهت
دخالت گر، مداخله گر واسطه
پیش آینده
بزرگ منش، شایسته بزرگی
تمایل و نیازمندی
توانایی بررسی الترناتیوهای ممکن و انتخاب و پذیرش بهترین گزینه هاممکن با توجه به محدودیت استفاده از منابع در دسترس و قابلیت های موجود است
پیرو بودن، تابع بودن، مجری بودن
مرادیابی دریافت پاسخ مناسب و درخور
مراد یابی دریافت پاسخ مناسب و درخور
مواجه شدن؛ روبرو شدن، مقابله کردن، برخورد چالش برانگیز مواجهه با؛ روبروی هم قرار دادن، روبرو ساختن
باورمندان
دورویان
بی نیاز
حکیم سنجیده کار، فرزانه
با ارزش، ازشمند
با ارزش، ارزشمند
الوهیت مقام خداوندی
نگهدارنده ( از فروپاشی )
نشو و نمو دهنده ( از مبدأ، از سرچشمه، از محل پیدایش، از خاستگاه اولیه )
بالاننده، نشو و نمو دهنده
به درستی بارآمدن
مبدئ آشکار کننده
بادئ آغازگر، آغاز کننده
تجدید کننده، تکرار کننده با مهارت
هستی بخش، از مبدأ هستی، از سرچشمه، محل پیدایش، خاستگاه
مؤسس
فاطر مؤسس، بنیادکننده، ایجاد کننده
مُقدِّر به اندازه شدن به حد لازم رسیدن
بازتولید آفرینش دوباره پیدایش دوباره در فاز بالاتر
برازش به معنای تطابق و تطبیق دادن دو یا چند مجموعه داده است. در آمار، برازش به معنای ارزیابی میزان تطابق بین داده های مشاهده شده و یک مدل آماری است. ...
ابجکت به معنی شی یا موجودیت مشخص است که می تواند یک واحد مستقل یا یک قسمت از یک سیستم یا ساختار باشد. این واژه معمولاً در زمینه های مختلفی مانند علو ...
ابجکت به معنی شی یا موجودیت مشخص است که می تواند یک واحد مستقل یا یک قسمت از یک سیستم یا ساختار باشد. این واژه معمولاً در زمینه های مختلفی مانند علو ...
معبود مورد اشتیاق و مراد بخش
دگرگون کننده
آفریدگار
کلمه "روند" به معنای یک توالی مراحل و گام های پیشرفتی است که به سمت هدفی خاص حرکت می کند، در حالی که کلمه "فرایند" بیشتر به معنای یک مجموعه از فعالی ...
کلمه "روند" به معنای یک توالی مراحل و گام های پیشرفتی است که به سمت هدفی خاص حرکت می کند، در حالی که کلمه "فرایند" بیشتر به معنای یک مجموعه از فعالی ...
پذیرنده مستعد پاسخگویی شایسته پاسخگویی آماده پاسخگویی به نیازها و خواست ها
مرادبخش ارائه دهنده پاسخ درخور
مورد اشتیاق پذیرنده نیازها، خواست ها . . .
تعالی بخش جبران کننده کمبودها، نقص ها و نیازها
درحد درحدود، به اندازه/ بودن و یا نبودن
برشدن پیشرفت و توسعه یافتن به سمت یک هدف یا مقصد مشخص
ارجاع دادن به منبع مربوطه, مرجع مربوطه، حوزه مربوطه، مسئول مربوطه، کارشناس مربوطه، . . . و یا مورد نظر
ارجاع گری مراجعه پیوسته
- نگاه کردن ( look ) / چشم را بکار بردن برای دیدن / از درون به بیرون - دیدن ( see ) / چیزی را رؤیت کردن / رؤیت آنچه برابر چشم است / دریافتن چیزی با ...
- نگاه کردن ( look ) / چشم را بکار بردن برای دیدن / از درون به بیرون - دیدن ( see ) / چیزی را رؤیت کردن / رؤیت آنچه برابر چشم است / دریافتن چیزی با ...
- نگاه کردن ( look ) / چشم را بکار بردن برای دیدن / از درون به بیرون - دیدن ( see ) / چیزی را رؤیت کردن / رؤیت آنچه برابر چشم است / دریافتن چیزی با ...
زمانش درک زمان و زمینه پیدایش رخدادهای گوناگون، متفاوت، متنوع، . . . در هستی
جامعه جامعه حاضر و غایب است جامعه حاضر است وقتی� ارتباطات� وجود دارد جامعه غایب است وقتی که� ارتباطات� وجود ندارد اصلی ترین و مهمترین� ارتباطات� در ب ...
منابع مواد استفاده پذیر و ابزارهای قابل استفاده در فرآیند خودارجاع گری
زمانش درک � زمان و سرعت وقوع� رخدادهای گوناگون، متفاوت، متنوع، . . . در هستی
نگهداشت Retention ( رصد، حفاظت، کنترل، ثبات، پایداری در درون ) فراداشت Protention ( تعادل، سازگاری با بیرون )
نگهداشت Retention ( رصد، حفاظت، کنترل، ثبات، پایداری در درون ) فراداشت Protention ( تعادل، سازگاری با بیرون )
زمانش درک زمان وقوع رخدادها است
تأثر گذاری و تأثر پذیری پیوسته کنش و واکنش پیوسته
اله واله و شیدا معبود مورد اشتیاق، مراد بخش
دو حوزه مستقل که دارای محدوده های مشترکی باشند
بسترها و زمینه ها دو مفهوم متفاوت هستند: 1. بسترها ( Platform ) : بسترها به معنای زیرساخت های فنی و فیزیکی هستند که برای اجرای یک سیستم یا برنامه اس ...
بسترها و زمینه ها دو مفهوم متفاوت هستند: 1. بسترها ( Platform ) : بسترها به معنای زیرساخت های فنی و فیزیکی هستند که برای اجرای یک سیستم یا برنامه اس ...
فرهنگ؛ انباشت تجربه هدفمند ( پراکسیس ) و یادگیری به صورت جمعی در بستر تاریخ اجتماعی انسان است که در فرم نمادها، باورها و رفتارها، . . . بازنمایی می ش ...
تفاوت بین "پیدایش" و "پدیدار شدن" در استفاده و معنی آنها است. هر دو کلمه به معنی ظاهر شدن یا وجود یافتن چیزی هستند، اما در موارد مختلف استفاده می شون ...
تفاوت بین "پیدایش" و "پدیدار شدن" در استفاده و معنی آنها است. هر دو کلمه به معنی ظاهر شدن یا وجود یافتن چیزی هستند، اما در موارد مختلف استفاده می شون ...
نیکوکاران
پلتفرم پلتفرم در مفهوم عمومی به عنوان یک قسمت یا زیرساخت فنی است که برای اجرای نرم افزارها و سرویس ها ارائه می شود.
پارادایم تعیین جایگاه سوژه مورد نظر در شبکه درختی در حقیقت سوژه بخشی از یک پارادایم بزرگتر است
تفاوت معنای فنآوری و تکنولوژی: فناوری و تکنولوژی دو مفهوم مرتبط هستند اما تفاوت هایی نیز دارند. فناوری به معنای استفاده از دانش علمی و فنی برای حل م ...
تفاوت معنای فنآوری و تکنولوژی: فناوری و تکنولوژی دو مفهوم مرتبط هستند اما تفاوت هایی نیز دارند. فناوری به معنای استفاده از دانش علمی و فنی برای حل م ...
تسبیح شناور بودن از اشتیاق تا مرادیافتن
هوشمندانه توانایی برای تصمیم گیری به صورت آگاهانه، منطقی، بهینه، بموقع، . . .
همانند
از نو پدیدار شدن دانه های گندم با کاشته شدن هر بار از نو پدیدار می شوند
کمال: تناسب، نیکویی جمال:فرازمند، رسا، بالنده
رابطه درون زا
رسانش ارتباط درون زا
پردازش گری
سامانمند / پردازشمند ارتباط ( ساختارمند ) بین عناصر در درون یک سیستم که به صورت خاص برقرار و دارای محتوای زیر است - هوشمندانه ( برگزیده شده، انتخاب ...
قابل پردازش
سامانمند / پردازشمند ارتباط ( ساختارمند ) بین عناصر در درون یک سیستم که به صورت خاص برقرار و دارای محتوای زیر است - هوشمندانه ( برگزیده شده، انتخاب ...