پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٠٨٣)
در لری بختیاری اَنَک، هِی شَت: دلقک هِیشَت هِیشَت کِردِن: دلقک بازی
در لری بختیاری چَو:خبر چَوَل:اخبار چَوین:با خبر، خبردار چَودار: خبرنگار، گزارشگر
دستور زبان لری بختیاری ( ۲ ) افعال در لری بختیاری به طور کلی به دو دسته تقسیم میشود یک:باقاعده۲:بی قاعده ۱. باقاعده:افعالی هستند که در آنها نوع فعل، ...
فارسی:پخش کردم لری بختیاری:پیشکِنیدُم فارسی:پخش شدم لری بختیاری:پیشکِهِستُم فارسی:پخش میکنم لری بختیاری:پیشکِنُم یا اِپیشکنُم ( در لری بختیاری اِ معا ...
ضمایر در لری بختیاری موmo:من توto:تو ( توو ( tu ) نیز در برخی از طوایف رایج است ) هُho:او ایماima:ما ایساisa:شما هُنُوhonow، هُنگَلhongal:آنها بِئوم ...
شعری به لری بختیاری پَسبُر!سی زِیدی چینُو وُرم فُگُر؟ مَر وا مو لَوگِشت نَکِردی دُر؟ خائن!چرا من را فریب دادی؟ مگه با هم قول و قرار نزاشتیم دختر؟
لری بختیاری شیشگَه:شقیقه، گیجگاه
لری بختیاری گُند:بیضه
لری بختیاری کیٚر:ک. یر
لری بختیاری غِّی، لُمبِرَه، کِند، سیل:باسن، ک. ون
جملاتی به لری بختیاری هُ کِردی خه زی تَر یای:یه کاری کن که زود تر بیای وَگه مَوادارت، وَگَه ویرکارِت:خدا پشت و پناهت چَو وا پُشت:خدا نکنه نَکُنات با ...
لری بختیاری چَو:خبر چَوین:باخبر، خبردار چَوَل:اخبار
لری بختیاری کورکورَک:جغد شَۆپَر:خفاش کِلشیٚر:خروس رو ۆا:روباه تورَک:شغال کِتَو:سگ سِگو:توله سگ
لری بختیاری چو دُفِلِغَّه:چوب دو سر
یک بی پدر حروم. زاده
لری بختیاری گُلالَه وُر هاک:نوکر، بنده
لری بختیاری اَسُم:بچه، کودک
لری بختیاری لِلورَه:نوزاد
لری بختیاری داوِره:نامادری باوره:ناپدری
در پاسخ به کاربر pin دوست گرامی من نمی دونم که از این کامنتی که گذاشتید چه هدفی داشتید اما خواسته و ناخواسته سخن شما رنگ و بوی تجزیه و تفرقه دارد لره ...
در لری بختیاری مَنَهmanah، ویرvir:فکر، اندیشه مَنَهنیدِنmanahniden:فکر کردن، اندیشیدن مَنَهناmanahna:فکور، اندیشمند ویراکvirak:از اسامی لری بختیاری ب ...
در لری بختیاری گوردالَی یا گوردالَک:در لری بختیاری چهلگردی، گُردالَه:کلیه
لری بختیاری رین:روده
در لری بختیاری دَست چپ:طحال
در لری بختیاری چَپال:چپ دست این واژه مرکب از یک واژه و یک پسوند ساخته شده است چَپ:چپ ال:پسوند تاکیدی مانند رَشت:خوش و خرم، عالی، زیبا رَشتال:خوش قد ...
در لری بختیاری این واژه کَذ ( kath ) ( با ذال معجم ) تلفظ میشود شاید اصل این واژه کهن پارسی همین است و معرب آن قد میباشد
در لری بختیاری خَل به معنای کج می باشد. به نظر بنده احتمالا ریشه ی واژه خلیج میتواند از این واژه باشد. شاید خلیج از دو جزء خَل ( کج ) و ایگ ( پسوندی ...
در لری بختیاری خَل به معنای کج می باشد. به نظر بنده احتمالا ریشه ی واژه خلیج میتواند از این واژه باشد. شاید خلیج از دو جزء خَل ( کج ) و ایگ ( پسوندی ...
از مشاهیر قوم لر که از نخستین کسانی بودند که علم طغیان بر تازیان را برافراشت. لر های کهگیلویه از نسل این مرد شریف هستند
از مشاهیر قوم لر و یکی از بهترین تک تیر اندازان تاریخ معاصر از نژاد مردم کوهساران و چشمه ساران زاگرس و نواده ی آریوبرزن از لرهای جنوبی که در مقابل تج ...
لری بختیاری اَنَه، هَناس، کَپ، هِک:نفس
لری بختیاری پیا:مرد ( رایج در لری بختیاری چارلنگی ) پیای:مرد ( رایج در لری بختیاری هفلنگی ) زِهنَه:زن ( رایج در لری بختیاری چارلنگی ) ژیٚنَگ:زن ( ...
لری بختیاری نَنَرنَما: دوجنسه، ک. ونی
لری بختیاری دُمال وه یَک رِئز:فتنه گر، فتنه جو، یاغی، شورشی این واژه ی مرکب و زیبای لری نهایت سادگی و قدمت این واژه را نمایان می کند دو:۲ مال:خانه، خ ...
لری بختیاری زیتَر: قدیم، قدیمی زیتَری یَل: قدیمی ها، گذشتگان
در پاسخ به کاربر اسماعیل برابر واژه ی کت فت که فرمودید در لری بختیاری تَشتَک رَشتَک می باشد. یعنی عجولانه کار کردن، کار بیهوده و بی فایده
با منبع حرف زدن کار پانتورک های نفهم و ک. س شعر گو نیست
دو سند کوچک از کتاب دکتر رجبی
من هیچ گاه چنین ادعا هایی که ناشی از پانیسم است را نگفته ام اما این نکته را لازم میدانم که ذکر کنم. طبق گفته ی جهانشاه درخشانی در منابع و کتب خویش، ...
در پاسخ به کاربر حسین دوست گرامی بنده به عنوان یک دوست و برادرانه خطاب به شما میگم که شاید برخی از حرف های شما درست باشد. بنده تا به حال واکنشی نسبت ...
در لری بختیاری هَنَسکو، تَیاریها ( تَیار:تمام ایها:پسوند تاکیدی ) ، تیاروله ( تیار:تمام وِله ( لری بختیاری ) اوله ( لری شمالی ) :پسوند تاکیدی ) :تمام ...
لری بختیاری مِنی ( همریشه با مْنیِهmniahپارسی باستان ) ، ایگوی:انگار، گویی
در لری بختیاری پِتی ( همریشه با پْتیَهptiah پارسی باستان ) ، پیک، ریت:خالی، تهی
لری بختیاری دومِشکی:تبعیض لری لکی:دومِچکی برویی زایارِ لر
لری بختیاری دُمالوِیَکرِز:فتنه گر
لری بختیاری:ریپَک:قطب نما لری لیراوی:لیپَک:قطب نما به عقیده ی بنده این واژه بایستی از زبان لر های لیراوی به لری بختیاری راه یافته باشد چون مردم لیراو ...
لری بختیاری کُرُم:پسرم کُرِت:پسرت کُرِت:پسرش کُرمُو:پسرمان کُرمُو:پسرتان کُرسُو:پسرشان
جملاتی به زبان لری بختیاری اِریوی تِیس؟ میری پیشش؟ گِئویَل یایْن که ریویم سی کُه آسماری برادران بیایید که بریم به کوه آسماری مو وُر دِشمِنَلُم چی یَ ...
لری بختیاری رود:فرزند، ولد رودیَل:فرزندان، اولاد
لری بختیاری دالو:مادربزرگ