پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٢٢٥)
لری بختیاری فُگُر
لری بختیاری تِرد وُر ریش نادِن:گول زدن
لری بختیاری دُرُ گُهدِن، وَندِن وُرس: دروغ گفتن
لری بختیاری وُریاهِسته، فینگِهسته
لری بختیاری فینگِهسته، وُریاهسته
لری بختیاری وُریاندِن، فینگِنیدِن
لری بختیاری جُمِش، بِر:حرکت یَ بِر:در یک حرکت
لری بختیاری مُلَه:تل، تپه چُگا، چیا:تپه مصنوعی و دست ساخته
خطاب به کاربران پتیاره که با دشمنی از قوم لر یاد میکنند در جستار الوند زمانی که شما پتیاره ها وجود خارجی نداشتید لر های ایرانزمین حکومتی تشکیل دادند ...
خطاب به کاربر گجسته و پتیاره مهسا سابقه ی شما در این برنامه چون یک لکه ی شوم از برای جامه ای سفید و یک لجنزار برای دشت و سبزه زار است. سخنان و گفتار ...
لری بختیاری سَروِرُ: افتخا، سربلندی سَروِرُ ای:افتخار سَروِرُیَل:افتخارات
لری بختیاری سَروِرُ
لری بختیاری اَیا، دُنگ:صدا
لری بختیاری کُلُو:ملخ
این نام لریست نَشم:ناز این:پیوند منصوب ساز مانند کُمین یعنی شکمو برخی اسامی دیگر با نشم نَشمدُر:دختر ناز نَشمه وِنو:ناز بانو نَشمَنگ:کسی که ناز نازی ...
لری بختیاری وندن
لری بختیاری پِرچَل:کثیف، الوده
لری بختیاری عادت
گجسته
لری بختیاری شیم، تور:نحس، شوم
لری بختیاری تَل:تلخ
لری بختیاری پیاهِستن
لری بختیاری واست: ظهر
لری بختیاری ایٚواره ، اَفتَوِٚزَرد:عصر، مغرب پِسین:بعد از ظهر
لری بختیاری وِراز:گراز ماوراز:گراز ماده تا:گراز نر
لری بختیاری گَر:صخره، کوه واژه ی کهن گرشاه به معنای شاه کوستان که لقب کیومرث پیشدادی بود گَر ( با فتحه کشیده ) :بدبخت و بیچاره گُر:روشن، شعله، نور گِ ...
لری بختیاری سِرِپ:سنگین
لری بختیاری اَست، هُلُنگ: استخوان کُوار: استخوان بندی
لری بختیاری بَردین
لری بختیاری تُر:جریان مثلا وَنُم هینِ اَهرِمَنَ مو وه تُر خون اهریمن را من به جریان می اندازم
لری بختیاری هَزَنگ: مقدار ، اندازه
لری بختیاری رِغّات:صف شُوِشُو:صف، ردیف
لری بختیاری کول:تنگه مَغّار:دره به نظر شخصی خودم امکان اینکه کول لری از واژه ی ایلامی گال به معنی دره همریشه باشد زیاد است
لری بختیاری آیَ، خاگ:تخم مرغ گُند، شُند:تخم، خایه، بیضه تووه ( همریشه با تاومه پارسی باستان ) :تخمه، نژاد
لری بختیاری بُنادین
لری بختیاری هیٚژ:اصلا، هرگز بُنادین:اصلا، اصالتا
لری بختیاری بُناد:اصل ( برای نژاد و نسب ) پَلغار:اصل ( صحیح، قاعده، قانون )
لری بختیاری گرچه این واژه ریشه ای پارسی دارد ولی در لری بختیاری واژه تَرَک معادل آن است
لری بختیاری آهَفت
لری بختیاری پیسه، یَواشه دو واشه:تناقض واژه ی پیسه در لری بختیاری به معنای سیاه و سفید هست که کنایه از تناقض نیز میباشد
در لری بختیاری معادل این واژه ی بیگانه، زایاری یا پی یَل است
لری بختیاری اَستارَپَینیدِن:ستاره شناسی
لری بختیاری مِرک زِیدِن، وَستِن ری کِلاک:تکیه زدن
لری بختیاری اِسپِهٚدٚ، اَلوس، زال، سمند:سفید شَ:سیاه پیسه:خالخالی، سیاه سفید
لری بختیاری دینِشت:اسفند جُلکَنُو:اسفند ماه
اسامی لری ویراک:باهوش، سیاستمدار، عاقل این نام زیبای لری و مرکب از دو جزء ویر به معنای هوش و حواس و یاد و پسوند پهلوی اک تشکیل گردیده است. برویی زو ...
لری بختیاری وِکارُنگ:شعر این واژه ی کهن و زیبا و مرکب لری که به معنای شعر است، از دو جزء وِک به معنای کلام، سخن، واژه و آرُنگ به معنای موسیقی، اهنگ ه ...
اسامی لری بیارویر ( biarvir ) :هوشیار، دارای هوش و عقل بیدار این اسم پسرانه کهن و زیبای لری، از دو بخش بیار به معنی بیدار و ویر به معنای هوش، حواس، ی ...
درود بر گئوم نهاوندی منظور من جناب رستم دریکوند هست که چندین سال پیش سردفتر بودند. ایشان ازجمله افرادی است که برای قوم لر زحمات گرانی کشید ولی نامی ا ...
درود وُر گِئو نازارُم خوشین از نظر لطف شما سپاسگزارم و اگر فعالیت بنده چنین تاثیر پذیر است که شما فرمودید پس بنده خیلی خوشحال هستم و محکم تر و راسخ ت ...