نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
entitled: صاحب حق، ذیحق، محق I am entitled to ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get past: عبور کردن، رد شدن، پشت سر گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get past: can you get your family past this d ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get over with: کلک چیزی را کندن I wish I got this ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get over with: کلک چیزی را کندن I wish I got this ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
talk into: تشویق کردن به انجام کاری، متقاعد کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
talk out of: weren't you to go away? yes i were, ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk out of: weren't you to go away? yes i were, ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go back and forth: I wanted to go on a trip to abroad. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go back and forth: I wanted to go on a trip to abroad. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
through: when would you like to go for a wal ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up on: قبول کردن پیشنهاد she tooke me up ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take up on: قبول کردن پیشنهاد she tooke me up ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be through with: when are you through with your home ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
through with: he is through with being a lawyer a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
through with: he is through with being a lawyer a ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep busy: Keep them busy while I call the pol ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep busy: Keep them busy while I call the pol ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
turn out: I always longed for the man of my d ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down the road: مترادف عبارت in the future یعنی در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
down the road: مترادف عبارت in the future یعنی در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run into: last week I ran into my chemistry t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
go through: 1 - مرور کردن ( تمرین کردن ) go t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on earth: a boy was staring at me for about 1 ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on earth: a boy was staring at me for about 1 ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn a blind eye: my father used to turn a blind eye ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the break: در طول استراحت، فرجه یا هر وقفه موق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thats music to my ears: در جواب به جمله ای که خوشحال کننده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thats music to my ears: در جواب به جمله ای که خوشحال کننده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a lot out of: when I was child, I used to get a l ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a lot out of: when I was child, I used to get a l ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
better off: you are better off continuing educa ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
work out: you were going to go away, what are ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
work out: how was your wedding? I didn't get ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
all of a sudden: یکهویی، ناغافلی، ناگهان everything ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
whats eating you: از چی ناراحتی، از چی نگرانی؟ چی شده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bottle up: don't bottled up your feelings, try ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bottle up: don't bottled up your feelings, try ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give it a shot: sometimes addiction to drugs begins ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give it a shot: sometimes addiction to drugs begins ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thatll be the day: I think I will get a great grade on ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the initiative: women usually don't take the initia ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pass up: it's Ramadan. don't pass up this gr ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass up: the job offer was so great that he ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
prospect: از لغات مربوط به حوزه بازاریابی و ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go through the trouble: she went through the trouble of coo ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have nothing against: I have nothing against coming to pa ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have nothing against: I have nothing against coming to pa ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bottom line: we know you're an trustworthy perso ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bored to death: بسیار خسته، بی نهایت خسته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bored to death: بسیار خسته، بی نهایت خسته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bored to death: some TV programs get me bored to de ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come down to: در این عبارت، به جای come میتوان از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come down to: success secret of mine comes down t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up with: he walk so fast that no one can kee ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep it up: mom! I got 97 out of 100 on English ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to say the least: boss is in the mood for nothing tod ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
let alone: you can't make tea, let alone prepa ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
last straw: he always called my friend's name r ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
last straw: he always called my friend's name r ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dwell on: he dwell on the negative aspects of ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dwell on: he dwell on the negative aspects of ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow things out of proportion: از کاه کوه ساختن، قضیه ای را بزرگ ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get through: how do I get through to you that I ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bring up: مطرح کردن یک موضوع، یک مطلب یا بحثی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sleep on it: موکول کردن تصمیم گیری به روز بعد یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
freak: خوره Computer freak خوره کامپیوتر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
disability: دوستان اشتباه ترجمه کردند. معنی واژ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
quantification: کمیت سنجی سنجش کمیت تعیین مقدار تعی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
present: present with مواجه شدن با، رویارویی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
counterpart: طرف مقابل در جلسه مذاکره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
differentially: به طور متفاوت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
differentially: به طور متفاوت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
testimonial: اظهار نظر مثبت و رضایت بخش افرادی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vertical: vertical development به معنای رشد ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
one size fits all: برای همه یه اندازه، یک نسخه برای هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hone: در صورتی که با in بیاد معنی متمرکز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
commission: حق کمیسیون، پورسانت، درصد، حق دلالی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to go the extra mile: ترجمه تحت اللفظی: مایل اضافی را برو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pass along: دست به دست کردن، دست به دست رساندن،
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall apart: در متون اقتصادی، معنی به هم خوردن م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the heat of the moment: لحظه عصبانیت و هیجان، لحظه ای که عق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in the heat of the moment: لحظه عصبانیت و هیجان، لحظه ای که عق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self determinant: خودمختار، خود تصمیم گیرنده ( یا خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it is up to you: دست خودته، با خودته، خودت مسئولش هس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
its all about: مثلا وقتی گفته میشه it is all about ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
self motivated: بر خلاف چیزی که برخی از دوستان در ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
stumble: اگر با حرف اضافه on یا upon یا acro ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
identify with: همزادپنداری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
general public: عموم مردم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
top of mind: اولویت اول، مهمتر از هر چیز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gander: عبارت take a gander at هم معنا با t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sales pitch: جذب مشتری معنای دقیقی برای این عبار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
no hard feelings: غمی نیست، خیالی نیست، یادمم نیست، ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inventory: در بحث املاک، میتونه به معنی فهرست ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
solid: در برخی متون مثل متون اقتصادی به مع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have yet to: you have yet to defeat me دو جور می ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
point of sale: به معنای محل فروشه، ولی دو مفهوم را ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fade: یکی از موارد کاربرد fade: وقتی نور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brick masonry: بنایی با آجر، آجرکاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bond: کنارهم چیدن واحدهای بنایی ( سنگ، آج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
openness: گشادی، فراخی، باز بودن. در سازه ها ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prospecting: در متون بازاریابی و فروش، prospect ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
negativity: منفی نگری، منفی بافی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bring down: کاهش دادن، تضعیف کردن، به زمین زدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
string out: کش دار کردن، به درازا کشاندن، طول د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
string out: کش دار کردن، به درازا کشاندن، طول د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
here goes: هر چی شد، شد! هر چه بادا باد! هرچ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
out of place: بیجا و غیرمعمول، غیرمتعارف، نامربوط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
front liner: ترجمه لغوی: کسی که در خط مقدم حضور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
front liner: ترجمه لغوی: کسی که در خط مقدم حضور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
front line: خط مقدم معنای لغوی هستش. در مباحث ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reframe: 1 - تغییر قاب عکس با و قاب گرفتن ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
headhunter: بنگاه کاریابی، موسسه کاریابی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
headhunter: بنگاه کاریابی، موسسه کاریابی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
affiliate: در صورتی که با عبارت affiliate webs ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
water body: پهنه آب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
over there: معنی لغویش میشه اونجا، اوناهاش، اون ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
conduct: پیاده کردن، اجرایی کردن، به مرحله ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tie up: همبستگی، مناسبات و روابط ( در متون ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tie up: همبستگی، مناسبات و روابط ( در متون ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
buzz: در بازاریابی به مفهوم �سر زبانها اف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
originally: در ابتدا، در اصل ( برای اولین بار )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
budding: رشد و شکوفایی، توسعه، پیشرفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perch: استراحتگاه حیوان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut off: در متون مهندسی عمران: جداکننده، حای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
implication: 1 - همکاری، مشارکت، دخالت 2 - استنب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
backfire: برعکس از آب در آمدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
backfire: برعکس از آب در آمدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overlooked: overlooked صفت هست به معنای چشم پوش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ever: در جملات غیر سوالی، معنی هر وقت، هر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
flip: در متون مرتبط با املاک و مستغلات، و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put up: چسباندن چیزی به دیوار ( بیشتر برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave money on the table: معنی لغوی: باقی گذاشتن پول روی میز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave money on the table: معنی لغوی: باقی گذاشتن پول روی میز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something of matter: چیز مهم، چیز با اهمیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take personally: به خود گرفتن ( رنجیده خاطر شدن ) ،
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close on: 1 - تقریبا، حدودا 2 - بستن قرارداد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
close on: 1 - تقریبا، حدودا 2 - بستن قرارداد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pace off: متر کردن با قدم ( قدم گرفتن ) مثال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to compound the problem: از این بدتر وقتی است که، مشکل وقتی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
game: افت و خیز، تنش، فراز و فرود، تب و ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
game: افت و خیز، تنش، فراز و فرود، تب و ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pipe dream: امید الکی، امید واهی، نقشه خیالی، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pipe dream: امید الکی، امید واهی، نقشه خیالی، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
surroundings: محیط اطراف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underreamed pile: شمع پافیلی ( مهندسی عمران )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bored: در متون مهندسی عمران به معنی درجا ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flexible: غیر سمج، تغییرپذیر، قابل تغییر، کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uplift: در متون مهندسی عمران، به معنی بلندش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drilled shaft: شمع درجا ( = bored shaft )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aggressiveness: خورندگی، تخریب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
outweight: چربیدن، بیشتر بودن مثال: its advant ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deep pocket: معنی تحت اللفظی: جیب عمیق معنی مفهو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
seamlessly: به طور یکپارچه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inside and out: خیلی خوب، به طور کامل every busines ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inside and out: خیلی خوب، به طور کامل every busines ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plain and simple: دقیقا، صریحا، به طور قطع، عملا، در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plain and simple: دقیقا، صریحا، به طور قطع، عملا، در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
vertical: در متون بازاریابی و فروش، به معنی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off putting: دافع، دفع کننده، غیرجذاب، مشوش کنند ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
avoided: مورد اجتناب و خودداری واقع شده، متر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
against: بسیاری از دوستان این واژه را �بر عل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
terms and conditions: ضوابط و شرایط
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid against: پیشنهاد بالاتر دادن، پیشنهاد بهتری ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
associate: خطور کردن، تداعی شدن، مجسم شدن مثال ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
line: در متون مربوط به املاک و مستغلات، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep up: شیفته کردن، مجذوب کردن، دلربایی کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chances are: احتمال دارد که، احتمال میرود که
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
first time home buyer: خانه اولی، کسی که اولین بار است خان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tlc: مخفف عبارت tender loving care به مع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pros: به جز اینکه معنی طرفداران ( هوادارا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
filled: آکنده، پر ، انباشته، مملو، غرق در،
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
real: درمورد وجه نقد: غیرتقلبی، اصل، معتب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
forcash: در ازای دریافت پول نقد، نقداً، نقدی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
level: تراز، سطح، دوربین تراز، ترازسنج، تر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
layout: طرح جانمایی ساختمان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lifting plan: طرح باربرداری ( متون مهندسی عمران )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
murum: murum یا moorum واژه ای هستش که از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moorum: murum یا moorum واژه ای هستش که از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
just: در برخی متون، به عنوان قید برای تاک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
offshore: سکوی نفت ( سازه بسیار بزرگی که دور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fashion statement: جلب توجه، ابراز هویت. همون style st ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sought after: پرمتقاضی، پرطرفدار . مثل رشته های ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grain: رگه هایی که در روکش های چوب وجود دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well defined: شفاف، معین، مشخص، واضح و دقیق، مثل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
genius: اگه در نقش اسم به کار بره، معنی ناب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
go to: به معنای بهترین! یعنی اگه یه جا go ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put into effect: ترتیب اثر دادن، اجرا کردن، پیاده کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put into effect: ترتیب اثر دادن، اجرا کردن، پیاده کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inflexibility: سختی، سفتی، یکدندگی، سماجت، کله شقی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
evangelism: در متون بازاریابی، به معنی �عشق به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
push: زور زدن، سعی و تلاش کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the cusp: نقطه تحول، نقطه دگرگونی، در آستانه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
open up: 1 - سفره دل را باز کردن، درد دل کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the edge: put/push/send/drive someone over th ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over the edge: put/push/send/drive someone over th ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heavy: تیره، پررنگ. Heavy tea چای پررنگ، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
curtain: تفاوت curtain با drapery اینه که cu ...
١ سال پیش