برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

ایلقار

ایلقار

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 چوب مانند ١٣٩٩/٠٧/١٢
|

2 علامت دادن بلاتکلیفی
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

3 استنباط کردن موافقت
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

4 غذای آماده
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 condition
• Being without pain is a condition that some of these patients can only dream of.
• بی درد بودن حالتی است که بعضی از این مریضان میتوانند فقط آنرا رویا پردازی کنند
١٣٩٩/٠٣/١١
|

2 pretty
• I'm not the best player in the world, but I'm pretty good.
• من بهترین بازیکن در دنیا نیستم اما تا حدی خوبم
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

3 compromise
• The two sides negotiated for several days before reaching a compromise.
• این دو طرف قبل از رسیدن به یک توافق چندین روز مذاکره کردند
١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

4 unfair
• He used unfair means to help his son get into college.
• او از اهداف غیرمنصفانه ای در کمک کردن به پسرش برای ورود به دانشگاه استفاده کرد
١٣٩٩/٠٢/٢٨
|