ترجمه‌های هومن درودی (٣٣)

بازدید
٢٢١
تاریخ
٢ هفته پیش
متن
We don't get much snow in our neck of the woods.
دیدگاه
٥

در منطقه ما برف زیادی نمی بارید

تاریخ
١ ماه پیش
متن
No potassium did we find in this mineral.
دیدگاه
١٠

ما هیچ پتاسیمی در این ماده معدنی پیدا نکردیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We are digging for mineral deposits.
دیدگاه
١٠

ما در حال حفاری برای یافتن ذخایر معدنی هستیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She's got lots of friends, she likes to socialize.
دیدگاه
٧

او دوستان زیادی دارد، از معاشرت لذت می برد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
They live together, work together and socialize together. If you ask me, it can't be healthy to live in each other's pockets like that.
دیدگاه
١٠

آنها با هم زندگی می کنند، با هم کار می کنند و با هم معاشرت می کنند. اگر نظر من را بخواهید، این طور زندگی کردن در جیب یکدیگر نمی تواند سالم باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Wash cattlefish, wipe dry and mince then in a meat grinder.
دیدگاه
٨

ماهی مرکب را بشویید، خشک کنید و سپس در چرخ گوشت چرخ کنید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Each upset, heartache, when the heart will be as chaotic as the meat grinder.
دیدگاه
٥

هر ناراحتی، دل شکستگی، وقتی که قلب به آشفتگی چرخ گوشت باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
His secretary cocked up his travelling schedule and he's furious about it.
دیدگاه
٣

منشی اش برنامه ی سفرش را بهم ریخته و او از این بابت خیلی عصبانی است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A key adaptation in pied flycatchers, therefore, is the timing of their breeding season.
دیدگاه
٣

بنابراین، یک سازگاری کلیدی در مگس گیرهای ابلق، زمان فصل زادآوری ( جوجه آوری ) آنها است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She pied a galley.
دیدگاه
٢

او یک آشپزخانه درست کرد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A caterpillar is the larva of a butterfly.
دیدگاه
٥

کرم پروانه، لارو یک پروانه است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
National bird: The white stork, one kind famous watches the rare bird.
دیدگاه
٥

پرنده ملی: لک لک سفید، پرنده ای کمیاب، مشهور و تماشایی می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A butterfly emerged in its full splendor a week later.
دیدگاه
١

یک هفته بعد، پروانه ای با تمام شکوه و جلالش از پیله اش خارج شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The butterfly fluttered from flower to flower.
دیدگاه
١

پروانه از گلی به گلی دیگر پر می زند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He had an eagle tattoo on one of his biceps.
دیدگاه
٥

او روی یکی از بازوهایش خالکوبی عقاب داشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We saw the eagle swoop from the sky to catch its prey.
دیدگاه
٥

ما عقابی را که از آسمان به پایین می آمد تا شکارش را بگیرد را دیدیم.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The landrover ride made him feel nauseous.
دیدگاه
٢١

رانندگی با لندور باعث ایجاد حالت تهوع در او شد.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The white stork is one of the biggest land birds of the region.
دیدگاه
٢٠

لک لک سفید یکی از بزرگ ترین پرنده های منطقه است

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Additionally, the population of oriental stork, white spoonbill and hooded crane were over 1% of the global geographical population.
دیدگاه
١٠

علاوه بر این، جمعیت لک لک خاوری، کفچه نوک سفید و درنای کلاه خود دار، بیش از یک درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دادند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
This myna is smart.
دیدگاه
١٢

این مینا باهوش است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
My myna bird can imitate what people say.
دیدگاه
١٨

پرنده مینای من می تواند آنچه که مردم می گویند را تقلید کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
the stork, any kind of heron, the hoopoe and the bat.
دیدگاه
٥

لک لک، انواع حواصیل، شانه بسر و خفاش

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
A willow warbler is similar to the greater whitethroat but smaller.
دیدگاه
٩

سسک بیدی به سسک گلو سفید بزرگ شبیه است اما از آن کوچک تر است

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Looks like a worn and moulting Arctic Warbler.
دیدگاه
١٣

به نظر می رسد یک سسک قطبی در حال تولک رفتن ( پرریزی ) است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The willow warbler is even prepared to assault a stuffed cuckoo head.
دیدگاه
٦

سسک بیدی آماده حمله به سر یک کوکو شده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
A yellow warbler will do just as well as a vireo, a spotted thrush as well as a song sparrow.
دیدگاه
١٠

یک سسک زرد نیز همچون یک ویرئو، توکای خالدار و همچنین گنجشک آوازخوان خوب انجام می دهد ( خوب آواز می خواند ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She idly watched a tame yellow warbler hopping back and forth across the window sill as Victor put the call through.
دیدگاه
٩

در حالی که ویکتور تماس را انجام می داد، بی حوصله به یک سسک زرد آرام نگاه می کرد که از پشت پنجره جلو و عقب می پرید.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
More bird song: willow warbler, wren, robin - all in the first few minutes.
دیدگاه
٩

بیشتر پرندگان آوازخوان: سسک بیدی، الیکایی، سینه سرخ - همگی در چند دقیقه نخست دیده می شوند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
In Britain the main hosts are the reed warbler, meadow pipit, dunnock and pied wagtail.
دیدگاه
٦

در بریتانیا میزبانان اصلی، سسک نیزار، پی پت چمنزار ، صعوه باغی و دم جنبانک ابلق هستند .

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
A tiny reed warbler, faced with a cuckoo, feeds a chick much larger than herself.
دیدگاه
٥

یک سسک نیزار کوچک با یک کوکو روبرو شده، و به جوجه ای بزگتر از خودش غذا می دهد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Black cap, white throat and grasshopper warbler had been sighted.
دیدگاه
٥

سسک سر سیاه، سسک گلو سفید و سسک ملخی دیده می شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
This advocacy of the golden-cheeked warbler endangers the economic status of many people.
دیدگاه
٤

دفاع کردن از سسک گونه طلایی وصعیت اقتصادی بسیاری از مردم را به خطر می اندازد.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
They, too, have learnt what a great reed warbler egg looks like.
دیدگاه
٥

آنها نیز یاد گرفته اند که تخم یک سسک نیزار بزرگ چه شکلی است.

١