نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fella: guy - man - یک عبارت قدیمی بمعنی "م ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the eyes of: از نظر . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
judument day: روز قیامت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
judgmental: کسی که زود قضاوت می کند ( اصطلاح )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straddleways: به طرز پیچیده ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stick it out: مجبور به ادامه دادن کاری بر خلاف می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
trapped: گیر افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
place call: تماس تلفنی ( جهت ارایه یک خدمات در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in forced: در اجبار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick her nose in: دخالت کردن در کاری که وظیفه او نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wash her hands of: ( عامیانه ) آب پاکی ریختن - پایان د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being on bed rest: در بستر بودن ( به دلیل بیماری یا مش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be over to: دیدار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it upon herself: انجام دادن کاری بدون گرفت نظر کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
takes things the wrong way: برداشت نادرست از کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sick of: خسته شدن از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sick of: خسته شدن از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
retrieve: رفتن و آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the buff: لخت ، برهنه ( اصطلاح عامیانه )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
normal course: زندگی عادی ، زندگی روزمزه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to cross path: با کسی بصورت ناگهانی مواجهه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flash man: قلدر ( مراقب ) بار یا فاحشه خانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
damet: لعنتی معادل ( damn )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get start: بریم شروع کنیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
owned by: متعلق به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
owned by: متعلق به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
against their wills: بر خلاف اراده آنها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doing so: برای انجام این کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
doing so: برای انجام این کار
٢ سال پیش