Hossein

Hossein HOSSEIN
Political science student

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



safety check١٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٢بازرسی سلامتگزارش
2 | 0
security check١٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٢بازرسی امنیتیگزارش
16 | 0
complete check١٨:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٢بازرسی کاملگزارش
0 | 0
check١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٢بازرسیگزارش
0 | 0
how well١٦:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٢تا چه اندازهگزارش
18 | 1
potential١٦:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٢نهفتهگزارش
9 | 0
mums the word١٦:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٢ساکت باش!گزارش
2 | 0
must١٦:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٢اجبار داشتنگزارش
9 | 1
mums the word١٦:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٢صداشون در نیار!گزارش
12 | 0
time keeping device١٤:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٢ساعتگزارش
0 | 0
plank١٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٢Equal pay for equal work is an important plank of feminism. حقوق مساوی برای کار مساوی از اصول عمده فعالیت های سیاسی فمنیست هاست.گزارش
5 | 0
plank١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/١٢اصل یا ویژگی مهم در برنامه حزب یا گروه سیاسیگزارش
9 | 0
tanker plane١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٢هواپیمای سوخت رسانگزارش
0 | 0
surveillance plane١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٢هواپیمای تجسسیگزارش
0 | 0
supply plane١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٢هواپیمای تدارکاتیگزارش
0 | 0
reconnaissance plane١٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٢هواپیمای شناساییگزارش
0 | 0
fighter plane١٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٢هواپیمای جنگندهگزارش
0 | 0
plane disaster١٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٢سانحه هواییگزارش
0 | 0
plane crash١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٢سانحه هواییگزارش
7 | 0
nuclear free area١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/١٢منطقه غیر اتمیگزارش
0 | 0
nuclear free zone١٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٢منطقه غیر اتمیگزارش
0 | 0
nuclear free١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٢غیر اتمیگزارش
0 | 0
oath of allegiance١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٢سوگند وفاداری[به حکومت یا رهبر کشور]گزارش
2 | 0
rest and recreation centers١٦:٣٥ - ١٣٩٩/٠٩/١١مراکز استراحت و تفریحگزارش
0 | 0
rest and recreation١٦:٣٢ - ١٣٩٩/٠٩/١١استراحت و تفریحگزارش
0 | 0
package tours١٦:٣١ - ١٣٩٩/٠٩/١١تورهای دربستگزارش
0 | 0
sex tourism industry١٦:٣٠ - ١٣٩٩/٠٩/١١توریسم جنسیگزارش
0 | 0
throwaways١٦:٢٩ - ١٣٩٩/٠٩/١١رانده شده هاگزارش
0 | 0
walkaways١٦:٢٨ - ١٣٩٩/٠٩/١١گردش کننده هاگزارش
0 | 0
under age employment١٦:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/١١زیر سن کارگزارش
2 | 0
male prostitute١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/١١فاحشه مردگزارش
0 | 0
eros centers١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/١١مراکز اروسگزارش
0 | 0
child prostitution١٥:٥٦ - ١٣٩٩/٠٩/١١فحشای کودکانگزارش
0 | 0
sexual bartering١٥:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/١١معامله پایاپای جنسیگزارش
0 | 0
massage parlour prostitute١٥:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/١١روسپی سالن ماساژگزارش
0 | 0
house prostitute١٤:٥٦ - ١٣٩٩/٠٩/١١روسپی خانگیگزارش
0 | 0
streetwalker١٤:٥١ - ١٣٩٩/٠٩/١١زن خیابانیگزارش
2 | 0
call girl metwork١٤:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/١١شبکه دختران تلفنیگزارش
2 | 0
paid mistress١٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/١١روسپیگزارش
2 | 0
paid mistress١٤:٣٧ - ١٣٩٩/٠٩/١١معشوقه مزدبگیرگزارش
2 | 0
appellate jurisdiction٠٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٩/١١اقتدار یک دادگاه استیناف برای بررسی مجدد تصمیمات یک دادگاه پائین تر.گزارش
2 | 0
appellate jurisdiction٠٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/١١صلاحیت قضایی استینافیگزارش
2 | 0
appeasement٠١:٥١ - ١٣٩٩/٠٩/١١سیاست نزدیک شدن و تن دادن به درخواست های خصمانه به منظور دست یافتن به صلح.گزارش
2 | 0
apparentement٠١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٩/١١اتحاد ( اتحاد رسمی قانونی میان احزاب در فرانسه ) منبع: فرهنگ سیاسی آکسفورد، نوشته ایان مک لین، ترجمه دکتر حمید احمدیگزارش
0 | 0
apparat٠١:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١١آپارات ( ابزار )گزارش
2 | 0
apparat٠١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٩/١١برای اشاره به تشکیلات دولت به کار می رودگزارش
2 | 0
creation١٥:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٠چیز جدیدی که به واسطه خلاقیت فرد یا شرکتی ساخته می شود.گزارش
7 | 1
عامل بیماری زا١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٠به طور معمول عوامل بیماری زا یا پاتوژن ها در یکی از چهار دسته ویروس، باکتری، قارچ و انگل قرار می گیرند. باید به این نکته اشاره داشت که تمام ویروس ها، ... گزارش
0 | 0
عامل بیماری زا١٤:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٠قارچگزارش
0 | 0
عامل بیماری زا١٤:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٠پاتوژنگزارش
0 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده