Hossein

Hossein HOSSEIN
Political science student

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



regularly١٠:٢٨ - ١٤٠٠/١٠/٠٤زیادگزارش
0 | 0
secret intelligence service١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٩/٢١سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا ( Mi6 )گزارش
0 | 0
deny١١:١٨ - ١٤٠٠/٠٩/١٦محروم شدن، محروم کردنگزارش
2 | 0
water١٨:٥٩ - ١٤٠٠/٠٩/١٥سیراب کردنگزارش
0 | 0
it was as if١٨:٤٣ - ١٤٠٠/٠٩/١٥گوییگزارش
2 | 0
came down١٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٥فرو ریختنگزارش
0 | 0
expantion١١:١٩ - ١٤٠٠/٠٩/١١گسترش، عرصه، پهنه، اتساع، بسط، گسترهگزارش
0 | 0
alternative١١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٩/١١حق انتخاب، راه دیگر، اختیار، بدیل، راه چارهگزارش
2 | 0
inexorable rise٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٩/٠٨ترقی غیر قابل اجتنابگزارش
0 | 0
ascend٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٩/٠٨رسیدنگزارش
0 | 0
ascended٠٩:٢٦ - ١٤٠٠/٠٩/٠٨رسید، صعود کردگزارش
2 | 0
magnificent٠٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٨/١٦با شکوهگزارش
0 | 0
swore an oath١١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩سوگند خوردهگزارش
0 | 0
quick٠٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢٧زودباشگزارش
5 | 0
stitching٠٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٥کوک زدنگزارش
0 | 0
detail١٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤ظریف کاریگزارش
7 | 0
ever since١٢:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٥همیشه پس ازگزارش
0 | 0
had been٠٧:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٤باعث. . . بودن، مایه. . . بودن. Had been the wonder مایه تعجب ( بود )گزارش
0 | 1
wonder٠٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٤باعث شگفتی، مایه تعجبگزارش
2 | 0
there was١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩به وجود اوردگزارش
2 | 1
there was١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩برانگیختگزارش
2 | 1
birthday١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩سالگرد تولد his eleventy - first birthday یکصدو یازدهمین سالگرد تولدشگزارش
0 | 1
talk١٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩حرف و حدیثگزارش
0 | 0
long١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤دیر زمانیگزارش
0 | 0
free zone٢٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣منطقه آزاد تجاریگزارش
0 | 0
free hands٢٠:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣آزادی عملگزارش
0 | 0
freespeache٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣آزادی بیانگزارش
0 | 0
pediatric hospital٢٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢بیمارستان اطفالگزارش
0 | 0
inspire٠٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٩تشویق کردنگزارش
9 | 0
articulation١٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢طرح درخواستگزارش
2 | 1
theorem١١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٩برهانگزارش
0 | 0
arms races١١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٩مسابقات تسلیحاتیگزارش
2 | 0
aristocracy٢٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٨اشرافیتگزارش
0 | 0
life tenure٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٨تصدی مادام العمر یک پستگزارش
0 | 0
becoming homeless٢٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٨آوارگی، بی خانمانیگزارش
0 | 0
security of tenure٢٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٨امنیت شغلیگزارش
2 | 0
heavy heart١١:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧قلب اندوهگینگزارش
0 | 0
taise the bar٠٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧پیشرفت دادن نتیجه رکورد زدن بهتر عمل کردنگزارش
0 | 0
fellow travelers٠٢:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧گروه های همراهگزارش
0 | 0
dichotomy٠٢:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧دوپارگیگزارش
0 | 0
wafen ss٠٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧اس اس های مسلحگزارش
0 | 0
politburo٠١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧پولیت برو: عالی ترین کمیته اجرایی و تصمیم گیرنده حزب کمونیست شورویگزارش
0 | 0
supersense٠١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧فراحسیگزارش
0 | 0
physiognomy٠١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧چهره شناسیگزارش
2 | 0
labor book٠١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧دفتر کار گزارش
0 | 0
proud١٨:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥خرسندگزارش
0 | 1
clumsier٢١:١١ - ١٤٠٠/٠٣/١٧کلافه ترگزارش
0 | 0
clumsier٢١:١١ - ١٤٠٠/٠٣/١٧بدترکیب دست و پا چلفت تر زمخت خام دست ناآزمودهگزارش
0 | 0
defectors١٤:١٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥بیعت دادگانگزارش
2 | 0
detotalitarization١٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥توتالیتر زداییگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



crucible١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩
• the crucible of war
بوته جنگ، از دل جنگ
0 | 0
slavery١٣:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٤
• The Civil War brought an end to slavery in the United States.
جنگ داخلی موجب پایان برده داری در ایالات متحده شد.
0 | 1
slavery١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٤
• The Civil War brought an end to slavery in the United States.
جنگ داخلی موجب پایان بردگی در ایالات متحده شد.
2 | 1
introduction١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٣
• I'm sure he needs no introduction.
من مطمئن هستم او نیاز به معرفی ندارد
14 | 1
check٠١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٣
• The stage crew ran a check of the sound system before the concert started.
کارکنان صحنه قبل از شروع کنسرت یک بررسی از سیستم صوتی نشان دادند.
0 | 1
check٠٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٣
• The stage crew ran a check of the sound system before the concert started.
کارکنان صحنه قبل از شروع کنسرت، سیستم صوتی را امتحان کردند.
2 | 1
check٠٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٣
• The stage crew ran a check of the sound system before the concert started.
پرسنل صحنه قبل از شروع کنسرت یک بررسی از سیستم صوتی نشان دادند
5 | 1
check١٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٢
• A sudden check of the bus sent the passengers off their seats.
یک بازرسی غیر منتظره اتوبوس مسافران را از جایگاه خود خارج کرد.
0 | 1