ترجمههای حسین غ (٤٢)
او از نقص قلب/بینایی/گویایی رنج می برد.
یه فاحشه هیچ وقت اونقدر خسته نیست که نتونه پاهاشو باز کنه.
اون هیچ اخلاقیاتی نداره! اون واقعاً یه فاحشه است!
میانگین سنی که افراد از آن رهایی می یابند چقدر است؟
گل ها از دل لحظات تاریک می رویند. کوریتا کنت
��شوئه ای�� در حال غذا دادن به یک میناست ، یک حماسه برجسته به زبان یی است.
مرغ مینای من می تواند حرف های مردم را تقلید کند.
لک لک، و هر نوع حواصیل، هدهد و خفاش.
من یک دانه هستم، دانه ا ی از درخت عنابِ بسیار نامحسوس.
هیچ سناریوی خوبی در راه نیست. بازارها در آشفتگی به سر میبرند
شوهران خانه بودند. گردهمایی های خانوادگی هم در راه بود.
با برگزاری انتخابات در راه ، نخست وزیر مشتاق حفظ محبوبیت خود است. .
در این توضیحات نوعی ابهام وجود دارد.
طنزهای بریتانیایی اکثرا به ابهام بستگی دارد.
برای رفع هر ابهام باید اطلاعات دقیق به دست آوریم
این اثری پر از پارادوکس و ابهام است.
از اون طرف اطاق نگاهش به من مشکوک بود
شگفت انگیز است که مردم چقدر سریع خود را وفق می دهند.
در تابستان بین او و دوستش شکاف ایجاد شده بود
مارک خیلی خوشحال بود که با او موافق بود.
کولریج نویسنده معروف از زمان خود جلوتر بود
والدین برای حمایت از خانواده سخت تلاش کردند.
خانواده او هنگام غم و اندوه ازش حمایت کردند
روسالکا: متشکرم، پرینک، که برای من فهماندی عشق چیست.
مردم برای دور زدن بدهی مالیاتی کارهای شگفت انگیزی میکنند
I was very happy to see him when I saw him on Eid
در دید و بازدید عید وقتی او را دیدم بسیار خوشحال شدم
اگر امروز شما را ببینم بسیار خوشحال میشوم
بسیارزیاد. . . خیلی خوشحال میشوم بشما کمک کنم