تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She suffers from a heart/sight/speech defect.
دیدگاه
٢٦

او از نقص قلب/بینایی/گویایی رنج می برد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
A whore is never too tired to open her legs.
دیدگاه
٢٠

یه فاحشه هیچ وقت اونقدر خسته نیست که نتونه پاهاشو باز کنه.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
She has no morals! She's really a whore!
دیدگاه
١٦

اون هیچ اخلاقیاتی نداره! اون واقعاً یه فاحشه است!

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
What is the average age people grow out of it?
دیدگاه
١٦

میانگین سنی که افراد از آن رهایی می یابند چقدر است؟

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Flowers grow out of dark moments. Corita Kent
دیدگاه
١٥

گل ها از دل لحظات تاریک می رویند. کوریتا کنت

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He emptied out the contents of his pockets.
دیدگاه
٤

او محتویات جیبش را خالی کرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The point finally got across.
دیدگاه
٤

بالاخره نکته روشن شد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He got his point across.
دیدگاه
٣

او منظورش را رساند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Xue E Feeding A Myna" is an outstanding epic in Yi language. "
دیدگاه
١

��شوئه ای�� در حال غذا دادن به یک میناست ، یک حماسه برجسته به زبان یی است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
My myna bird can imitate what people say.
دیدگاه
٠

مرغ مینای من می تواند حرف های مردم را تقلید کند.

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
the stork, any kind of heron, the hoopoe and the bat.
دیدگاه
٠

لک لک، و هر نوع حواصیل، هدهد و خفاش.

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
This myna is smart.
دیدگاه
٠

این مینا باهوشه.

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
The stork is starting to move.
دیدگاه
٠

لک لک شروع به حرکت می کرد

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
A stork flew slowly past.
دیدگاه
٠

لک لکی به آرامی از کنارمان گذشت

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I am a seed, a very inconspicuous jujube tree seeds.
دیدگاه
٠

من یک دانه هستم، دانه ا ی از درخت عنابِ بسیار نامحسوس.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There are no good scenarios in the offing. The markets are in turmoil.
دیدگاه
٢

هیچ سناریوی خوبی در راه نیست. بازارها در آشفتگی به سر میبرند

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Husbands were home; family gatherings were in the offing.
دیدگاه
٢

شوهران خانه بودند. گردهمایی های خانوادگی هم در راه بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
With an election in the offing, the prime minister is keen to maintain his popularity.
دیدگاه
١

با برگزاری انتخابات در راه ، نخست وزیر مشتاق حفظ محبوبیت خود است. .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
There is a degree of ambiguity in this statement.
دیدگاه
٦

در این توضیحات نوعی ابهام وجود دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Much British humour depends on ambiguity.
دیدگاه
٢

طنزهای بریتانیایی اکثرا به ابهام بستگی دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To remove any ambiguity we have to acquire more accurate information.
دیدگاه
٢

برای رفع هر ابهام باید اطلاعات دقیق به دست آوریم

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's a work full of paradox and ambiguity.
دیدگاه
٢

این اثری پر از پارادوکس و ابهام است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Please give your family my regards.
دیدگاه
٥

سلام مرا به خانواده خودت برسان

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It generally pays to regard your doctor's advice.
دیدگاه
٣

توصیه های پزشک معمولا مفید است

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She regarded me suspiciously from across the room.
دیدگاه
١

از اون طرف اطاق نگاهش به من مشکوک بود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I regard your opinion highly.
دیدگاه
١

من به نظر شما احترام می گذارم

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She holds him in high regard.
دیدگاه
٤

او را ( ( زن ) ) بسیار مورد توجه قرار می دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing how quickly people adapt.
دیدگاه
٢

شگفت انگیز است که مردم چقدر سریع خود را وفق می دهند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I regard your opinion highly.
دیدگاه
٤

نظر شما بسیار عالی و محترم است

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She felt that a gap had developed between herself and her friend over the summer.
دیدگاه
٢

در تابستان بین او و دوستش شکاف ایجاد شده بود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Mark was only too happy to agree with her.
دیدگاه
٢١

مارک خیلی خوشحال بود که با او موافق بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Coleridge was far ahead of his time in his understanding of the unconscious.
دیدگاه
١

کولریج نویسنده معروف از زمان خود جلوتر بود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The parents worked hard to support their families.
دیدگاه
٢

والدین برای حمایت از خانواده سخت تلاش کردند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Her family supported her during her time of grief.
دیدگاه
١

خانواده او هنگام غم و اندوه ازش حمایت کردند

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Rusalka: Thank you, Prink, for acknowledging me what is love.
دیدگاه
٠

روسالکا: متشکرم، پرینک، که برای من فهماندی عشق چیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
This woman has a sharp tongue.
دیدگاه
٠

این زن زبان تندی دارد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's amazing what people will do to get out of paying taxes.
دیدگاه
٠

مردم برای دور زدن بدهی مالیاتی کارهای شگفت انگیزی میکنند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
They were only too eager to help us.
دیدگاه
٣

I was very happy to see him when I saw him on Eid

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
They were only too eager to help us.
دیدگاه
٢

در دید و بازدید عید وقتی او را دیدم بسیار خوشحال شدم

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The letter spoke only too clearly of his anxiety for her.
دیدگاه
١

اگر امروز شما را ببینم بسیار خوشحال میشوم

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Mrs Cartwright said she would be only too delighted to present the prizes.
دیدگاه
٣

بسیارزیاد. . . خیلی خوشحال میشوم بشما کمک کنم

١