فرهاد سليمان‌نژاد

فرهاد سليمان‌نژاد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



dead hand١٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠سیطرهگزارش
5 | 0
elliptically٢٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٥به طور مبهم و سربسته، با ابهام، با ایما و اشاره، غیرصریح، ناروشنگزارش
9 | 0
starting point١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٠مبدأگزارش
12 | 0
formulated٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/١٩مدونگزارش
5 | 1
occasionally٢٠:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٢١بعضاًگزارش
7 | 1
conditions on the ground١٩:٣٦ - ١٣٩٩/١١/١٤شرایط موجودگزارش
2 | 1
on the ground١٩:٣٦ - ١٣٩٩/١١/١٤conditions on the ground : شرایط موجودگزارش
5 | 1
on all sides٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/١١/١٣همه جانبهگزارش
5 | 1
halting١٥:٥٣ - ١٣٩٩/١١/١٣مقطعگزارش
7 | 1
rogue٢٢:٥١ - ١٣٩٩/١١/١١خودسرگزارش
7 | 1
find fault with٢٢:١٦ - ١٣٩٩/١١/١١به دنبال مقصر گشتنگزارش
2 | 1
devise٢٢:٣١ - ١٣٩٩/١١/١٠تدارک دیدنگزارش
14 | 1
lay٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/١١/١٠نهفته بودنگزارش
7 | 1
throw light on٢٠:٣٤ - ١٣٩٩/١١/١٠پرتو افکندن برگزارش
2 | 1
redirect١٥:٣٩ - ١٣٩٩/١١/١٠بازگرداندنگزارش
2 | 1
credit with١٤:٢٠ - ١٣٩٩/١١/٠٩چیزی را به حساب کسی گذاشتنگزارش
7 | 1
intracommunal٠٢:١٩ - ١٣٩٩/١١/٠٩درون گروهیگزارش
2 | 1
invest٠١:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٠٩سهم داشتنگزارش
5 | 1
march١٥:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٠٧جولان دادنگزارش
5 | 2
amount١٧:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٠٥به معنی چیز بودنگزارش
5 | 1
tonus١٩:٢٤ - ١٣٩٩/١١/٠٤کششگزارش
2 | 1
contour١٨:٢٦ - ١٣٩٩/١١/٠٤کناره، حاشیه، لبهگزارش
7 | 1
tightly١٨:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٠٤به طرز تنگاتنگیگزارش
7 | 1
blithely١٢:٢٠ - ١٣٩٩/١١/٠٤با بی قیدی، با بی خیالی، بدون دغدغۀ خاطرگزارش
2 | 1
entourage١٦:١٩ - ١٣٩٩/١١/٠٣اصحابگزارش
2 | 1
sporting١٦:١٧ - ١٣٩٩/١١/٠٣سرگرم کاری بودنگزارش
2 | 1
nurturing١٧:١١ - ١٣٩٩/١١/٠٢در مقام صفت: بارورگزارش
2 | 1
tidily١٥:٤٧ - ١٣٩٩/١١/٠٢به ترتیبگزارش
5 | 1
trailblazing١٥:٠٢ - ١٣٩٩/١١/٠٢جریان ساز، دوران سازگزارش
9 | 1
visuality١٩:١٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٩ذهنیت سازیگزارش
2 | 1
give rise to١٩:١٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٦برآمدنگزارش
5 | 1
contextualize١٨:٥٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٦در بستر تاریخی/مادی/انضمامی قرار دادنگزارش
5 | 1
so to say١٨:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٦به اصطلاحگزارش
7 | 1
couch٠٠:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٠ارائه کردن/شدنگزارش
7 | 1
pertinence١٤:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/١٩تناسبگزارش
2 | 1
truncated٢٣:١٩ - ١٣٩٩/١٠/١٨مثله شدهگزارش
5 | 1
afrocentric٠٠:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٨آفریقامحورگزارش
5 | 1
produced١٩:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/١٧برساختهگزارش
12 | 1
stigmatize٢٠:٢١ - ١٣٩٩/١٠/١٣تحقیر کردن، خوار و ذلیل کردنگزارش
5 | 1
deracinated١٥:١٤ - ١٣٩٩/١٠/١٢از ریشه کنده شده، بی بنیاد، بی اساس، بی رگ و ریشهگزارش
2 | 1
subtly١٧:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/١١به طرز ظریفی، به طرز نامحسوسی، با ظرافت، نکته سنجانه، با دقتگزارش
16 | 1
invisible٠٠:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٤نامشهودگزارش
7 | 1
declined٢٠:٥٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٣تقلیل یافتهگزارش
5 | 1
torment١٥:٥١ - ١٣٩٩/١٠/٠٣مشقتگزارش
9 | 1
live option١٥:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٣انتخاب حیاتیگزارش
2 | 1
sadist١٥:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٣دیگرآزارگزارش
2 | 1
live options١٥:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٣انتخاب های حیاتیگزارش
2 | 1
frenetically٠٠:٥٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٣شورمندانهگزارش
2 | 1
equally٢١:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٢علی السویه، بی طرفانه، بی غرضانهگزارش
5 | 1
pass through٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٢پست سر گذاشتن، گذراندن، متحمل شدن، رد شدن، عبور کردن، گذشتنگزارش
16 | 1