پیشنهادهای عرفان کوهپیمان (١,٣٩٢)
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: جهتگیرش • ⚫ نگارش به خط لاتین: Jahatgiresh • ⚫ همه ی پیشنهادها براب ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: بَرآختیِش • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxtiesh • ⚫ آمیخته از: برآختی ( ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: بَرآختشتنی • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxteshtani • ⚫ آمیخته از: برآخ ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: بَرآختش • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxtesh • ⚫ آمیخته از: برآخت ( obj ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: بَرآختیش • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxtish • ⚫ آمیخته از: برآخت ( ob ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: برآختیگی • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxtigy • ⚫ آمیخته از: برآختی ( o ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: برآختی • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxti • ⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: بَرآخته • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxte • ⚫ آمیخته از: برآخت ( objec ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: بَرآختگر • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxtgar • ⚫ آمیخته از: برآخت ( ob ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: دَرآخت • ⚫ نگارش به خط لاتین: Darāxt • ⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: بَرآخت • ⚫ نگارش به خط لاتین: Barāxt • ⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده ...
بایگانی ( Bāygāni )
مدل کشسانیک ( Modele keshsānic )
قانون های کشسانیک ( Ğānun, hy keshsānic )
فیبرهای کشسانیک ( Fibr, hy keshsānic )
بار کشسانیک ( Bāre keshsānic )
فیبر کشسانیک ( Fibre keshsānic )
وادیسش کشسانیک ( Vādiseshe keshsānic )
طرح کشسانیک ( Tarhe keshsānic )
روش مرکز کشسانیک ( Raveshe markaze keshsānic )
جسم کشسانیک ( Jesme keshsānic )
طرح و واکاوی کشسانیک ( Tarh v vākāvye keshsānic )
خط کشسانیک ( Xate keshsānic )
بار خط کشسانیک ( Bāre xate keshsānic )
مرکز کشسانیک ( Markaze keshsānic )
هابندش کشسانیک ( Hābandeshe keshsānic )
نیروی کشسانیک ( Nirue keshsānic )
واکاوی کشسانیک ( Vākāvye keshsānic )
کِشسانیکیز / کِشسانیکیختن ( Keshsānicixtan ) �کِشسانیک� ( elastic ) و �یز / یختن� ( ize )
کِشسانپار ( Keshsānpār )
کِشسانپاریک ( Keshsānpāric ) �کِشسانپار� ( elastomer ) و �یک� ( ic )
تَکپاریک ( Takpāric ) �تَکپار� ( monomer ) و �یک� ( ic )
تَکپار ( Takpār )
تکهَوما ( Takhavmā ) �تَک� ( mono ) و �هَوْما� ( plane )
برای این واژه در کاربردهای دیگر مانند �monoplane� و �biplane� و. . . ، �هَوْما� برابرنهاده شده است. هَوْما ( Havmā )
اینکه یکی گفته تو کل جهان فقط صد نفر این اسم نازیبا رو دارن برام جالبه چون فقط تو ایران چندهزار نفر این اسم دارن
بازیکن فوتبال ( Bāzikone futbāl )
فوتبالگر ( Futbālgar ) �فوتبال� ( football ) و �گر� ( er )
بالگردگاه ( Bālgardgāh )
بالگرد ( Bālgard )
آیگر ( Āygar ) �آمدن� ( come ) و �گر� ( er )
نوفه ی پَست ( Nufee past )
پَست - نرمال ( Past - normāl )
پَستزیست ( Pastzist ) �پَست� ( low ) و �زیست� ( life )
پروازش پَست ( Parvāzeshe past )
پَست - کارمایه ( Past - kārmāye )
بِگِرت پَست ( Begerte past )
پَست - هزینه ( Past - hazine )
پَست - کُد ( Past - kod )
ژیرایی پَست ( Zhirāiye past )