نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reunion: میهمانی دورهمی دورهم نشینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get home: برگشتن به خانه زودتر ترک کردن محل ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shaken: ترسیده، وحشت زده و یا ناراحت ( به خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
folded: Adjective : تا خورده لا داده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
folded: Adjective : تا خورده لا داده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mentally deficient: عقب مانده ذهنی عقب افتاده ذهنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
expelled: Adjective : اخراج شده طرد شده بیرون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
root: Root for someone : نشان دادن حمایت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
big deal: عامیانه: شاخ غول رو که نشکوندی کوه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stir fried: تفت دادن در روغن ( به مدت زمان اندک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
odourless: بی بو بدون بو بدون عطر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nerve racking: Adjective: مایه ی اعصاب داغونی باعث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it hit the spot: Phrase : بهم چسبید خیلی ازش خوشم او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
eventually: در پایان نهایتا سرانجام بالاخره در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get over: Accept قبول کردن، پذیرفتن، باور کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pet peeve: Noun - informl : چیزی یا به خصوص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pet peeve: Noun - informl : چیزی یا به خصوص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
promotion: ارتقاء شغلی رتبه ی شغلی بالاتر بدست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cheesed off: Adjective : بسیار ناراحت و عصبانی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut the cheese: Slang: Fart
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut the cheese: Slang: Fart
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
witling: آدم بی مزه و لوس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
placebo: داروی بی اثر دارو نما داروی واهی دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow a way: از تعجب شاخ درآوردن خیلی تعجب کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
social animal: آدم فوق العاده اجتماعی و معاشرتی دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep a low profile: خود را از معرض دید عموم مخفی نگه دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
party person: Adjective : علاقه مند به مهمانی رفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toodle pip: Interjection : خدانگهدار خداحافظ ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go crazy: دیوانه شدن به شدت هیجان زده شدن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inner tube: تیوپ لاستیک اتومبیل حلقه ی پلاستی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
start over: دوباره از صفر شروع کردن دوباره از ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
decide on: ( Decide ( on/upon ) ( something/so ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stricter: Comparative adjective : سخت گیرانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jaywalking: عبور عابر پیاده از محل هایی که عبور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
punished: Adjective مجازات شده تنبیه شده تادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to jail: به زندان بردن کسی به زندان انداختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go to jail: به زندان بردن کسی به زندان انداختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get sentenced: محکوم کردن مجرم به مجازات متناسب با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commit armed robbery: سرقت مسلحانه انجام دادن مرتکب سرقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commit armed robbery: سرقت مسلحانه انجام دادن مرتکب سرقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hinged door: در لولادار در دارای لولا در لولایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vandal: تخریب کننده ی اموال عمومی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hack into: verb : دستیابی به اطلاعات محرمان دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hack into: verb : دستیابی به اطلاعات محرمان دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get direction: جهت یابی کردن آدرس جایی را پیدا کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get pay: پرداختن بدهی خود به دیگران پرداخت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get pay: پرداختن بدهی خود به دیگران پرداخت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unidentified: Adjective : ناشناس ناشناخته بی نام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of nowhere: از وسط ناکجا آباد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have company: Phrase : مصاحب و همراه داشتن ندیم و ...
٢ سال پیش