احسان ب.

احسان ب. مترجم رسمی قوۀ قضائیه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



stone cold٠١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤I knocked him stone cold! نفسشو بریدم!گزارش
0 | 0
chew٠١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤The dog can't chew through those shutters. سگه نمی تونه اون پرده کرکره ای ها رو بجوئه و بره بیرون.گزارش
0 | 0
game٠١:٢١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤What's the game? جریان/داستان چیه؟گزارش
0 | 0
walk into٠١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤He walked right into the trap. اون با پای خودش رفت توی تله.گزارش
0 | 0
score٠١:١٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤Here's the score. . . نقشه از این قراره. . .گزارش
2 | 0
cooler٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤He landed my pals in the cooler. اون، رفقای منو انداخت هلفدونی.گزارش
2 | 0
come٠٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٨How are you all coming? کار شماها چطور پیش می ره؟گزارش
0 | 1
boost٠٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٨I can't reach it ( = ventilator shaft ) , I might need a boost. دستم بهش ( = لولۀ هواکش ) نمی رسه، احتمالاً یکی باید برام قلّاب بگیره.گزارش
12 | 1
jack shit٠٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١٨I'm looking you in the face, and I don't see jack shit. وقتی به قیافه ت نگاه می کنم، هیچّی ( = هیچ استعدادی ) نمی بینم.گزارش
0 | 0
look like٠٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٨You don't look like the painting type to me. بهت نمیاد اهل نقاشی کردن باشی.گزارش
7 | 1
soapy water١٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٧محلول آب و صابون مثلاً: Wash all the parts in warm soapy water. : کلیۀ قطعات را در محلول گرمِ آب و صابون بشویید.گزارش
2 | 0
all night restaurant٢٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٦All - night restaurant: رستوران شبانهگزارش
0 | 0
hit the slopes٠١:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٦To hit the slopes: اسکی کردنگزارش
0 | 0
get a make on sth or sb٠٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٦To get a make on something or somebody: چیزی یا کسی را ردیابی کردن مثلاً: Did you get a make on the vehicle? ردِ ماشین رو زدید؟ گزارش
0 | 0
squeeze a lemon٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٥To squeeze a lemon: ( عامیانه ) شاشیدنگزارش
2 | 0
find one's way around٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٥To find one's way around: پیدا کردن موقعیت، راه یا مسیرِ خودگزارش
2 | 0
model after٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٥To model after something: از روی چیزی الگو برداشتن مثلاً: St. Patrick's Cathedral is modeled after the cathedral in Cologne. کلیسای جامعِ سنت پاتریک ... گزارش
12 | 0
conditions to avoid١٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٣شرایط مورد اجتنابگزارش
0 | 0
toxicological١٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٣مربوط به سم شناسی؛ مثلاً: Toxicological Data: اطلاعات/داده های سم شناختیگزارش
0 | 0
pinch a loaf٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧معادل عامیانۀ واژۀ Defecate است به معنای اجابت مزاج یا ریدن.گزارش
0 | 0
vasilopita٠٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧به صورت Vasilopitta هم نوشته می شود. نوعی نان یا کیکِ مخصوص روز سالِ نو که بیشتر در یونان، و در کشورهای اروپای شرقی و بالکان برای خوش شانسی تدارک د ... گزارش
5 | 0
handle money١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦سر و کار داشتن با پول ( تحویل دادن و تحویل گرفتن پول مثلاً در یک فروشگاه که کار صندوق دار است )گزارش
2 | 1
admitting area١٨:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦بخش پذیرش ( فضایی ساخته شده از اِستَند به صورت گِرد یا نیم دایره در لابیِ ساختمان برای پذیرش مراجعه کنندگان و هدایت آنها به سایر بخش ها )گزارش
5 | 1
wood burning١٧:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦Wood - burning: چوبْ سوز Wood - burning stove: اجاق چوب سوزگزارش
5 | 0
dresser١٧:٣٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦میز توالت ( آرایش )گزارش
7 | 1
college student١٥:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦دانشجوگزارش
16 | 1
detail١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥مجموعه ای از افراد که کار مشخصی به آنها محوّل شده؛ مثلاً: I'd like to find out about joining the kitchen detail. می خواستم بدونم چطوری می تونم به ک ... گزارش
12 | 0
any chance١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥امکان داشتن، ممکن بودن، اجازه داشتن ( برای انجام کاری ) ؛ مثال از فیلم Escape from Alcatraz: Frank Morris: Any chance of exchanging this spoon? Look ... گزارش
7 | 1
development٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٩در شطرنج به معنای "گسترش" به کار می رود و یکی از مراحل تعیین کننده این بازی است؛ به مفهوم "بیرون آوردن مهره ها از وضعیت اولیه شان برای تصاحب مرکز".گزارش
14 | 1
crossable٢٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٨در بازی شطرنج به معنای "جدول نتایج بازی" به کار می رود.گزارش
5 | 0
gay ass١٥:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٧خَز، ازمُدافتاده؛ مثلاً: Gay - ass music ( موزیکِ خَز )گزارش
7 | 0
it's not that٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦بحث بر سرِ این نیست که. . . دیالوگی از فیلم �Shawn of the Dead�: It's not that I don't get on with her. . . ( نه اینکه من با اون کنار نیام. . . )گزارش
5 | 0
shoot off٠٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٥اصطلاحی در تیراندازی است، وقتی که می خواهند در یک مسابقه، برندۀ نهایی را مشخص کنند. دیالوگی از فیلم �Super Bad� که این اصطلاح در آن به کار رفته: - I ... گزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



coffee table١٦:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦
• There is a used glass on the coffee table.
یک لیوانِ استفاده شده روی میز عسلی هست.
5 | 0
early bird١٦:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦
• You're an early bird this morning!
امروز صبح، سحرخیز شده ای!
0 | 0
early bird١٦:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦
• I like to sleep late. I'm not an early bird.
دوست دارم تا دیروقت بخوابم. من سحرخیز نیستم.
2 | 0
early bird١٦:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦
• The first geostationary communications satellite, known as Early Bird, went into orbit in 196
اولین ماهوارۀ ارتباطیِ زمین ایستا، موسوم به اِرلی بِرد، سال 196 در مدار قرار گرفت.
0 | 0
early bird١٦:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦
• You're a bit of an early bird, aren't you?
قدری سحرخیز هستی؛ اینطور نیست؟
0 | 0