پیشنهادهای ابراهیم حافظ نژاد (٥٩٣)
کُتَل در زبان کردی ولری به ( کنده ) درخت گفته می شود دلکه م چی کتلی افتا د لوری/ غم بی و تَوَر وِ دس هیمه جوری/ میر نوروز دلم به سان کنده ی درختی در ...
کتک معنای زیادی دارد اما وقتی بر مکان یا روستا نهاده شود به معنای ( قنات کوچک ) است
کتکان این اسم دو قسمت است کتک ان جمع کتک به معنای قنات کوچک است وقتی ان را به آن اضافه کنیم می شود منطقه قناتهای کوچک
اور به چاله زمین هم گفته می شود که استعدادی عالی برای کشاورزی و زندگی دارد.
هرجا که اسم شاهپور را بر روی مناطق دیدید این اسم به شکل وبافت خاص زمین ان منطقه مربوط است و ربطی به شاه ندارد شاه پور در اصل شاوور است بعدا تلفظش تغی ...
ایرانیان به ندرت اسم شاهان خود را بر مناطق گذاشته اند و این کار در نظرشان زشت بوده چون همه ی مناطق را از شاه می دانسته اند
شاپور خواست این اسم سه قسمت است شاه یعنی بزرگ پور یا بور یعنی چاه جاری خوست یعنی سنگ یک پارچه پس روی هم یعنی چاه بزرگی که از سنک بیرون می جهد واین ...
انارک ابدا به معنای انار کوچک نیست بلکه این اسم تغییر یافته وساده شده ( آو نارک ) است آو نارک به معنای آبگیر کوچک است عموم نامگذاریهای اماکن در ای ...
خامنه تغییر یافته و فارسی شده اسم خمنا است خم به معنای کوزه است نا به معنای ابگیر است پس روی هم می شود منطقه ای که دارای آبگیری به شکل کوزه است ...
تِم تِم آو ( تم تم آب ) نام روستایی از شهرستان دهلران است وبه معنای آب تلخ وبسیار شور است.
تملیه به معنای زمین شالیزار با کرتهای بزرگ است
تم در زبان کردی به معنای یک نوبت باریدن وهم چنین به معنای گرد وخاک و دودی است که زمین یا کوه را می پوشاند و مانع دیدن می شود . کردها ( تم وتوز ) را ...
هنی در زبان کردی ایلامی به معنای دیگر و باز چه است هنی چَ وه ت دیگر چه گفت ؟
راین احتمالا به معنای دارنده اب فراوان است چون اسم بسیاری از شهرها و روستاهای ایران بر اساس عنصر اب که اولین فاکتور برای ایجاد ابادی است گذاشته شده ...
جفیر اسم مصغر جفر است معانی دیگر هم دارد هرگاه بر مکان گذاشته شود به معنای چاهی که اب ان بالا نمی اید است نام روستایی است در هویزه
جفر معانی فراوان دارد ولی اگر بر منطقه نهاده شده باشد به معنای گودال چاه مانند است که ابش بالا نمی آید .
مشدون اسمی است مثل گلدون و نمکدون و به احتمال قوی نوعی آبگیر یا شکل خاصی از زمین باشد مفرد این اسم مشد است که متاسفانه ان را به مشهد تبدیل کرده اند ...
مشهد عربی شده ی مشد است وبه نظر می رسد نوعی از بافت خاص زمین باشد وبه معنای محل شهادت نیست در بخش زرین آباد شهرستان دهلران منطقه ای عشایری به نام مش ...
پدرود تلفظی دیگر از به درود است یعنی به سلامت
مروار نوعی بید است که از چوب ان سبد می بافند
مماشات احتمالا از ریشه مشی عربی است به معنای همراهی کردن مسالمت امیز است
اسم کرمان دو قسمت است کر مان کر می شود تالاب درجا همان اب کر مان می شود جایگاه پس روی هم می شود منطقه ( تالابها یا ابهای کر )
استخر به نظر می رسد این اسم دوقسمت باشد است یا ایست به معنای درجا خر یا خور به معنای تالاب که روی هم می شود تالاب ایستاده که راه به جایی ندارد
استکی به نظر می رسد این اسم ایز تکی یا ایستکی بوده که به معنای تالاب می باشد وچون جد اولیه این مردم زادگاه اولیه شان در ان منطقه بوده به استکی مشهور ...
ویزنهار به معنای دره ای سنگی و تنگ است این اسم در کبیرکوه منطقه ملگشاهی هم وجود دارد
گرجی ها مخصوصا زنانشان در نظر مردم زاکرس نشین به زیبایی شهره بوده اندودر ترانه ها اسمشان و وصفشان زیاد امده است گرج را درمعنای اماده و سرحال وقبراق ه ...
تلفظ دیگر ویز ویج است
ویزنه به نظر می رسد به معنای ( دره ی تنگ سنگی ابدار ) باشد
نیاوران این اسم سه قسمت است نیا ور ان جمع نیا یعنی سرچشمه ور یعنی شکاف ان هم جمع است روی هم می شود ( منطقه ای که چشمه هایش از شکاف سنگ می جوشند ) ...
سیران بر وزن شیران به منطقه ای گفته می شود که بافت زمین ان مخلوطی از شن وماسه وقلوه سنگ باشد که معمولا دارای چشمه شیرین هم هست در مناطق استان ایلام. ...
کَلَک اباد به معنای منطقه ای با دیوارهای سنگی وخشکه چین می باشد
کَلِکَه جار به معنای خانه های قدیمی مخصوصا زمان ساسانی گفته می شود اصولا کلک به معنای خانهی خرابه وکوچک است.
وچه یار زنی که هنوز می تواند بچه بیاورد
وچه که جمع آن می شود. وچات یعنی گفته ها
وچر با تلفظ دیگر بِچِر یعنی خواننده هوره
وچان کردهای ایلام با تلفظ دیگر می گویند هچان یعنی یک نوبت استراحت و در کردن خستگی
بروجن اسم بروجن درحقیقت خلاصه شده ی بیر آو گان است بیر یعنی چاه آو یعنی آب گان هم علامت جمع است پس روی هم می شود منطقه ( چاهها و آبها ) بیشتر اسم ...
میشان نوعی بافت و رگه بزرگ طبیعی کوهستانی است که عموما از سنگ وبا رویه تراشه مانند است که در ان عموما تک درختانی وجود دارد واز دور سفید مایل به زرد ...
اَکِ در زبان. کردی به معنای افسوس بد است مثلا می گویند فلانی مرد شنونده می گوید اَکِ خدا یعنی خدایا حیف شد
سوفال کاری همان پوشیدن پشت بام با قطعات گل پخته شده است که به انها سوفال گفته می شود
علیق همان تمشک است که در حصار باغها از ان استفاده می شود میوه ی رسیده ان شبیه توت سیاه است در کردی به آن ( تیرک ) گفته می شود
آویجدان اسمی است چون نمکدان وقندان آویج آبی است در دره ی تنگ وسنگی با این وصف آویجدان اسم ظرف است وبه معنای آبگیرهایی در در دره سنگی است
لامردو درزبان کردهای ایلام ومردم لرستان به معنای قسمتی از سیاه چادر است که مردان و مهمانان مرد می نشینند و قسمت دیگر را لا ژنان یا لا زنو جای زنها می ...
بان ویزه این اسم دو قسمت است بان ویزه بان به معنای زمین اندک و هموار کشاورزی است ویزه هم به معنای گردو است پس بان ویزه روی هم می شود ( زمینی که درا ...
ورسک این اسم دو قسمت است ور اسک ور یعنی شکاف اسک یعنی کنده شده پس روی هم می شود شکاف کنده شده
دیز آباد با تلفظ دیکر دز آباد این نام را با توجه به شکل طبیعت این روستا انتخاب شده است که دارای لایه های سنگی وشنهای به هم چسبیده است
اهر باتلفظ دیگر آوهر یا آبهر اسمی دوقسمتی است آو یا آب هر یعنی دره روی هم می شود ( منطقه ای که آب آن در دره جریان دارد ) این اسم آوهر یا ابهر نا ...
ابهر رود اسم ابهر رود سه قسمت است اب یا آب هر یعنی دره رود که معنایش معلوم است پس روی هم می شود ( رودی که سرچشمه آن دره است ) یا در دره جریان دارد
ابهران این اسن سه قسمت است اب یا آب هر به معنای دره ان جمع پس روی هم به معنای دره های ابدار است.
ابهر این اسم دوقسمت است اب یا آب هر به معنای دره در زبانهای کردی ولری پس روی هم می شود ( دره ابدار )