پیشنهاد‌های ارسلان دستجردی (١٧٣)

بازدید
٢٦٢
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محرم بودن، نزدیکی داشتن جان برد و عشوه داد و همه ساله آن بود با او تقرب من و با من تفضلش. /سیف فرغانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقرب به معنی :نزدیکی جستن، نزدیک شدن، خویش و نزدیکی تقرب در لغت به معنای طلب نزدیکی است. چو شد دور از بساط قرب اقدم بنظم عالم و تکمیل آدم بعنوان دگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تقرب به معنی :نزدیکی جستن، نزدیک شدن، خویش و نزدیکی تقرب در لغت به معنای طلب نزدیکی است. چو شد دور از بساط قرب اقدم بنظم عالم و تکمیل آدم بعنوان دگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنی: آب روان، جویبار، آب جاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی: شارژ ماهیانه ساختمان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی: خانواده

پیشنهاد
٠

فعل به معنی: توضیح دادن، شرح دادن

پیشنهاد
٠

به معنی: توضیح ، توضیحات

پیشنهاد
٠

به معنی: زیرک، زرنگ، چشم باز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خَمیم:به معنی ممدوح، مدح و ثنا شده، ستوده شده خرم آن کس که سخن پیشه اوست شب که از فکر سخن پشت خمیم. /جامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بندی آهنی که بر گردن یا دست و پای زندانیان می بستند این نه کفش است که اندر همه حال زاولانه است و چدار است و شکال. /ادیب الممالک فراهانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

( زُ فْ ) ( ص . ) ۱ - خسیس ، بخیل . ۲ - ترشروی ، تندخو. ( زَ فْ ) ( ص . ) ۱ - درشت ، ستبر. ۲ - پر، لبریز. ۳ - تندمزه . ( زِ فْ ) ( اِ. ) نوعی صمغ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چوب پشت درهای قدیمی خانه یا سرا. بِسْکُله را بِشْکَنه هم گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای بشکنم، خود را شکستن کَشتیِ تَن را چو موجَم تَخته تَخته بِشْکَنَم خویشتن را بِسْکُلَم چون خویشتن را لَنْگَرم. /مولوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

با ترس و وحشت، وحشت آور، هولناک چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم. /مولوی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه �مُنَکَّس� یک واژه عربی است که در فارسی ( به ویژه در متون ادبی، مذهبی یا فلسفی ) به کار می رود. این کلمه از ریشه �نَکْس� به معنای واژگون کردن یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گام، گام زدن زان ممالک هست کسری ملک کسری و قباد زان مسالک نیست خطوی خطه ی چین و خطا. // حسین خوارزمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی پرنده از تیهو یا ( طیهوج ) بزرگتر است طیهوج معرب تیهو است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی کبک از راستهٔ ماکیان سانان و تیرهٔ قرقاولان است. زیستگاه این پرنده از جنوب شرقی ترکیه، سوریه و عراق در غرب تا پاکستان و ایران در شرق و غرب کشور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چادر نشین ، خرگاه نشین در عامیانه بالا نشین. از هر چه به جز می است کوتاهی به می هم ز کف بتان خرگاهی به مستی و قلندری و گمراهی به یک جرعه ی می ز ماه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گلابی، میوه ای شبیه به گلابی میوه ای است مشابه به امرود در زردی . ( آنندراج )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تمام حق خود از کسی گرفتن بی حساب شدن

پیشنهاد
٥

غریبی کردن، حس غریبی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فنجان، استکان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرسنه ، حریص ، تشنه همراستا با اصطلاح کلمه گشنه در زبان فارسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لیوان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیشه ، بطری شیشه ای

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خونگرم ، دوسداشتنی ، تو دل برو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

الان، همین الان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیخ ، میل بافتنی

پیشنهاد
٠

باد کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاق، فربه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوک شدن، شدک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین الان، الان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شورت، شلوارک کوتاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هتل ، مهمانسرا

پیشنهاد
٠

هتل داری

پیشنهاد
٠

علف هرز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متعادل ، مطلوب ، صحیح

پیشنهاد
٠

کنار دریا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دمپایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پا، از مچ پا به پایین

پیشنهاد
٠

کفش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلداری دادن ، تسلی دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحول، تکامل ، تغییر تدریجی

پیشنهاد
٠

روشنی، وضوح