پیشنهاد‌های ارسلان دستجردی (١٠١)

بازدید
١٩
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی : هفته

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: زمان همراستا با استفاده اصطلاح زمان در زبان فارسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی : اعتبار همراستا با اصطلاح اعتبار در زبان فارسی عزت، احترام و. . . . .

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ترکی استانبولی معنی: از ابتدا، از اول، از نو

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ترکی معنی : سَر

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ترکی معنی : چشم، دیده

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ترکی استانبولی معنی: عینک

پیشنهاد
٠

در ترکی استانبولی معنی: عینک آفتابی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ترکی استانبولی آفتاب, خورشید

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ختن. [ خ ُ ت َ] ( اِخ ) بنابر قول یاقوت ختن که گاهی با تشدید تاء نیز می آید نام ولایتی است بزیر کاشغر و در پشت یوزَکَند. به معنی: زیباروی، نام گونه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

ماه اول از ماه های شمسی نام برج اول از بروج دوازده گانه پس از حوت و پیش از ثور. و پیش احکامیان این برج بیت الشرف آفتاب است و مطابق است با فروردین . ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

قرناق: کنیز ، خدمتکار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

گٌلخَنی : کارگر آتشکده در حمام قدیمی، کسب که هیزم یا چون یا پیخال در آتش میریخته برای گرم کردن آب حمام. در گذشته بدترین مکان برای شغل آنجا بوده است ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

عذر خواهان ، بهانه آورندگان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

معتذر: بهانه آورنده، عذر خواهنده، پوزش خواه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باغها و گلزارهایی که بنای عظیمی در وسط آن باشد. بوستان، بهشت باغی که بنا به روایات شدّاد ساخته بود و مَثَل و مظهر سرسبزی و خرّمی است، نام دختر گود ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فاتر : سست و ضعیف

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زرد برنج: شله زرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کَزَر: زردک که به هویج ایرانی مشهور است گ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

درخت قمرالدین نوعی از زرد آلو می باشد که بسیار شیرین است. این بطوطه در وصف انطاکیه ازین زردآلو هم نام می بر، رحلة ابن بطوطه ۱۸۱/۱ در اصفهان آن را ش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

شکسته زبان: کسی که زبانش بگیرد و کلمات را صحیح و درست ادا نکند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لون. [ ل ُ وِ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد واقع در 36000گزی جنوب باختری سپیددشت و 7000گزی باختر ایستگاه کشور. دارای 48 ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محجوج: کسب که در حجت و خصومت شکست خورده باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هَمّاز : سخن چین، عیب کننده مترادف غَمّاز �هَمّاز� از مادّه �همز� ( بر وزن طنز ) به معنای غیبت کردن و عیب جوئی نمودن است. صد اشعب طماع بباید که د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صبیانی: کودکانه، نابخردانه، ناسنجیده، ناپخته اصلاحی که در فارسی میگوییم: بچه شدی یا بچگانه رفتار نکن کودکان، جمع صبی ( اسم ) جمع صبی کودکان اطفال ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صبیان: کودکان: نابخردان، ناسنجیده اصلاحی که در فارسی میگوییم: بچه شدی یا بچگانه رفتار نکن کودکان، جمع صبی ( اسم ) جمع صبی کودکان اطفال . تثنیه ص ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صبوة، صبوت: جوان صبوتی: جوانی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طرّاری کردن : تردستی کردن، حیله گری کردن، حقه بازی کردن طرّار : کسیه بر، عیار، حیله گر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طرّاری: تردستی زیرکانه، حیله گری طرّاری : کسیه بری ، دزدی ، گربزی عیاری کیسه بری یا گریزی. /فرهنگ فارسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسم دختر عربی که به معنی تاج گوهرنشان یا جواهرنشان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مُرَصَّعْ : تاج گوهرنشان جواهرنشان. گوهرنشان. گوهرنگار. به گوهر آژده. گوهرها نشانده. دانه نشان. محلی به جواهر. گوهرآمود. گوهر درنشانده : کلاه چهارپر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جعد: زلف تابدار جعد. [ ج َ ] ( ع اِ ) موی مرغول. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . پشک. بشک. مرغول. پیچیده. درهم پیچیده. زره. شکن. شکنج ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نعمت دهنده، مالدار، غنی، ثروتمند منعم . [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) مالدار و نعمت دهنده . ( آنندراج ) . آنکه احسان و نیکویی می کند و نعمت دهنده و کریم و نیکو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مَشوب / mashub آلوده شده، آمیخته شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مبرد. [ م ِ رَ ] ( ع اِ ) سوهان. ( بحرالجواهر ) ( از تاج العروس ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) ( آنندراج ) ( غیاث ) ( اقرب الموارد ) . مسحل. منحت. دهخد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

خوب روی، زیبا روی و دلربا. زیبا . قشنگ . دلربا. شیرین . فرد ممتاز در حسن و زیبائی از همنوع خواه از مردم و خواه از اشیاء : و من کمرکی ساخته بودم شاهد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمی لَهَند: نمی گذارند، اجازه نمی دهند. نمی لَهَد: نمی گذارد، اجازه نمی دهد. منبع : فیه ما فیه تصحیح حسین حیدرخانی فصل ۲۷ بیست و هفتم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نمی لهند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

آیینه داری . [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل آینه دار: آیینه داری در محلّه ٔ کوران . || سرتراشی . گرّایی . سلمانی گری . حجامی . فصادی لغتنامه دهخدا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

آیینه داری . [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل آینه دار: آیینه داری در محلّه ٔ کوران . || سرتراشی . گرّایی . سلمانی گری . حجامی . فصادی لغتنامه دهخدا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

میناگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) میناکار. کسی که شغل میناکاری دارد. از عالم ( از قبیل ) شیشه گر. ( آنندراج ) . جمله پاکیها از آن دریا برند قطره هایش یک بی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چوبک زن . [ ب َ زَ ] ( نف مرکب ) نقاره چی . ( غیاث اللغات ) . طبل نواز. ( فرهنگ رازی ) . نوبت زن . ( فرهنگ خطی ) . طبال و نقاره زن . ( یادداشت مؤلف ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اثمار جمع ثَمَر = میوه دادن . بارآوردن نبود دور که از فیض بهار عهدت گر ز احجاز چو اشجار برآید اثمار //طبیب اصفهانی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مفرّ = گریز جای، جایی برای گریختن بیندیش در قلب هیجا مفر چه دانی کران را که باشد ظفر؟ // سعدی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

هیجا= نبرد، جنگ، میدان جنگ هوابینی از گرد هیجا چو میغ بگیرند گردت به زوبین و تیغ // سعدی بیندیش در قلب هیجا مفر چه دانی کران را که باشد ظفر؟ // سع ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

بستُردن به معنی پاک کردن، زدودن، از بین بردن، محو کردن یا به صفحه کز لوح ضمیر است و نم از چشمه چشم می توان هر چه سیاهی به دمی بستردن شهریار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

مجیر به معنی حامی، دستگیر ، پناه دهنده که باشد آن کِه بِگُفتم؟ خیالِ شَمسُ الدّین که او مَراست خَدیو و مُجیرِ بی دادی مولوی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

در اشتیاق تو چندان صنم صنم گفتم که شرمسار ز خود زاهد و برهمن شد نظیری نیشابوری برهمن پیشوای روحانی در آیین برهمایی دکتر شفیعی کدکنی در مورد " برهمن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

خصم: دشمن، ستیزه جو خصم را به دشمنی یکطرفه گویند تو عَدوِّ او نه یی خَصْمِ خودی چه غَم آتش را که تو هیزُم شُدی؟ مولوی که بد مرد را خصم خود می کنی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

کبایر یا کبائر یه معنی گناه کبیره عاصیانْ وَاهْلِ کَبایِر را به جَهد وارَهانَم از عِتابِ نَقضِ عَهد مولوی