تقرب به معنی :نزدیکی جستن، نزدیک شدن، خویش و نزدیکی
تقرب در لغت به معنای طلب نزدیکی است.
چو شد دور از بساط قرب اقدم
بنظم عالم و تکمیل آدم
بعنوان دگر جست او تقرب
اطاعت کرد سجده آدم از حب. /صفی علیشاه
... [مشاهده متن کامل]
/////////////////
مجو با آتش رویش تقرب، گر همی خواهی
که دور از شمع رخسارش بسوزی همچو پروانه. /نسیمی
تقرب در لغت به معنای طلب نزدیکی است.
چو شد دور از بساط قرب اقدم
بنظم عالم و تکمیل آدم
بعنوان دگر جست او تقرب
اطاعت کرد سجده آدم از حب. /صفی علیشاه
... [مشاهده متن کامل]
/////////////////
مجو با آتش رویش تقرب، گر همی خواهی
که دور از شمع رخسارش بسوزی همچو پروانه. /نسیمی
عزت احترام نهادن، بزرگ کردن، محترم شمردن،
مجنون ز خوش آمد سلامش
بنمود تقربی تمامش
مجنون ز خوش آمد سلامش
بنمود تقربی تمامش